دانشکده کشاورزی
گروه خاکشناسی
عنوان:
بررسی پراکنش مکانی برخی خصوصیات فیزیکی- شیمیایی خاک در منطقه نقده
اساتید راهنما:
دکتر حمیدرضا ممتاز دکتر ابراهیم سپهر
استاد مشاور:
دکتر ناصر دواتگر
پژوهشگر:
سیده محبوبه موسویفرد
پاییز ۱۳۹۱
تقدیم به مادر عزیزم که
گاهِ روییدنم، باران مهربانی بود که به آرامی سیرابم کرد،
گاهِ پروریدنم، آغوشی گرم که بالنده ام ساخت،
گاهِ بیماری ام، طبیبی که دردم را می شناسد و درمانم می کند،
گاهِ اندرزم، حکیمی آگاه که به نرمی زنهارم دهد،
گاهِ تعلیمم، معلمی خستگی ناپذیر که حرف به حرف دانایی را در گوشم زمزمه می کند،
گاهِ تردیدم، رهنمایی راه آشنا که راه از بیراهه نشانم دهد،
مادر تو شگفتی خلقتی؛ تو را سپاس می گویم و پایان نامه خود را به تو تقدیم می کنم.
تقدیم به پدر عزیزم :
که در اوج سکوت پر صدا است
در مسند عشق تگیه گاه است
و در پشت سپید مویش
یک عمر سخن بی صدا است.
تقدیم به خواهران دلسوز و برادران عزیزتر از جانم،
که دوستداشتن را به من آموختند.
تقدیر و تشکر
از زحمات و تلاشهای بی شائبه اساتید ارجمندم آقایان دکتر حمیدرضا ممتاز و دکتر ابراهیم سپهر که راهنمایی این پایاننامه را بر عهده داشتند و افتخار شاگردی این عزیزان را همواره دارم، صمیمانه تشکر و قدردانی مینمایم.
از دکتر ناصر دواتگر که در مشاورت پایاننامه راهنماییهای ارزندهای به اینجانب نمودند کمال تشکر و امتنان را دارم.
از آقایان دکتر میر حسن رسولی صدقیانی و دکتر حبیب خداوردیلو به دلیل داوری این پایاننامه صمیمانه سپاسگزارم.
از خواهران وبرادران عزیزم که همواره پشتیبان و مشوق من در امور زندگی و تحصیل بودهاند، صمیمانه سپاسگزارم.
از دوست عزیزم خانم سلیمانی که در مراحل دشوار پایان نامه یار و یاور واقعیم بود صمیمانه تشکر و قدردانی مینمایم.
در پایان تشکر ویژه دارم از استاد عزیز و دلسوزم دکتر ممتاز که صمیمانه و خالصانه در امور تحصیل راهنمای من بودند و بدون زحمات بی دریغشان به ثمر رساندن این پایاننامه میسر نبود. برایشان آرزوی سربلندی و تندرستی دارم.
فهرست مطالب
فصل ۱ مقدمه و هدف ۱
فصل ۲ کلیات و مروری بر منابع ۵
۲-۱ تغییرات در خاک ۵
۲-۲ تجزیه و تحلیل تغییرات به روش آمار کلاسیک ۶
۲-۲-۱متغیر تصادفی ۷
۲-۳ شاخصهای موقعیت توزیع ۸
۱-۲-۳میانگین ۸
۲-۳-۲میانه ۸
۲-۴ شاخصهای پراکنش توزیع ۸
۲-۴-۱واریانس ۸
۲-۴-۲انحراف معیار ۹
۲-۴-۳دامنه ۹
۲-۵ شاخصهای شکل توزیع ۱۰
۲-۵-۱ضریب تغییرات ۱۰
۲-۵-۲سنجش عدم تقارن ۱۰
۲-۵-۳جداول فراوانی و نمایش گرافیکی دادهها ۱۱
تا این اواخر در مناطقی مانند فرانسه که میزان بارندگی سالانه یا ذخیره آب زیرزمینی کافی می باشد درخت گردو به شیوه سنتی و اغلب بدون آبیاری کشت می شد. پس از بررسی و مشاهدات عینی در باغ های خصوصی مشخص شد که تولید گردو در باغ های دیم پیوسته در حال کاهش است و به رغم هر گونه عملیات زراعی، آبیاری به روش صحیح در افزایش تولید محصول اثر مثبت و غیر قابل انکار دارد. آبیاری نه فقط در بالا بردن کمیت میوه، بلکه در کیفیت آن نیز اثر مطلوبی می گذارد.
در طول دوره رشد، درخت گردو مراحل مختلفی را می گذراند که طی این مراحل غفلت در آبیاری نه فقط محصول سال، بلکه تولید کمی وکیفی سالهای آینده را نیز مورد تهدید قرار
می دهد (درویشیان، ۱۳۷۶).
۲-۹-۱- اثرات آبیاری نامطلوب برحسب زمان آبیاری
کمبود آب در خرداد نتایج زیر را در بر دارد:
۱-کوچک شدن اندازه میوه
۲-کاهش رشد که حتی با آبیاری های بعدی و اضافی نیز اثر نامطلوب خود را به جا
می گذارد.
۳-تاخیر در رشد، نارس ماندن شاخه ها و تشکیل جوانه های ناقص
کمبود آب در تیرماه با این نقایص همراه است:
۱- نقص در رشد گیاهی
۲-نقص در تشکیل جوانه های میوه، کمبود تولید میوه در سال بعد
۳-نقص در بستن مغز گردو (چروکیده شدن آن)
در مرداد ماه کمبود آب نتایج زیر را در بر دارد:
۱-نقص در تشکیل جوانه های میوه، نقص در بستن مغز گردو (پژمرده شدن ورنگ نامطلوب آن)
۲- نارس شدن شاخه ها و عدم مقاومت در برابر خطر یخ بندان در مناطق سرد
در شهریور ماه این کمبود با نقایص زیر همراه است:
۱-نقص در تجمع مواد خشک در مغز گردو، کاهش وزن، پژمردگی مغز
۲-نقص درخشبی شدن شاخه های سال جاری
چون تبدیل عناصر معدنی برای رشد کامل اندامهای گیاه به میزان آب آن بستگی دارد، کمبود آب با خشکی خاک عمل جذب عناصر غذایی و نحوه استفاده از آنها را مختل کرده و به خطر می اندازد. تاکنون در مورد میزان مصرف آب در باغ های گردو بررسی کاملی به عمل نیامده است، زیرا این کار مستلزم آزمایشهای پیگیر و مداومی است که بتواند مقدار آب مورد نیاز درخت گردو را با توجه به رطوبت خاک به وسیله تانسیومتر مشخص کند.
حساس ترین مرحله نیاز آبی گردو زمان تشکیل میوه تا پر شدن مغز میوه است. اگر در این مرحله آب مورد نیاز درخت گردو فراهم نشود، چروکیدگی مغز، پایین آمدن درصد پر شدن مغز و تولید میوه هایی با مغز تیره وکیفیت پایین اتفاق می افتد. همچنین مغزهای تولید شده دارای پروتئین، چربی و کربوهیدرات پایین تری خواهند بود (درویشیان، ۱۳۷۶).
۲-۱۰- تاثیر تغذیه در کیفیت میوه گردو
برای حاصلخیز کردن خاک باغ گردو و در نتیجه بدست آوردن میوه مطلوب، شناخت و بررسی دو عامل ضروری است :
۱-نیازمندی های غذایی درخت گردو
۲-ویژگی های خاک و زمین باغ گردو
بررسی نیازهای درخت گردو به نوع و میزان عناصر معدنی برای تغذیه و تشخیص کمی و کیفی آنها از دو طریق انجام می شود:
۱-شناخت مواد لازم
۲-بررسی ترکیبات این مواد و چگونگی جذب آنها
انستیوی تحقیقات کشاورزی جنوب غربی فرانسه از سال ۱۹۸۰برای تشخیص مقدار مورد نیاز مواد غذایی درخت گردوی بالغ، مطالعاتی انجام داده که نتیجه آن از این قرار است. نیتروژن به میزان ۵/۲۱۸ کیلوگرم در هکتار، پتاسیم به میزان ۹/۳۳۴ کیلوگرم در هکتار، منیزیم به میزان ۸/۲۱ کیلوگرم در هکتار و فسفر به میزان ۸/۱۹کیلوگرم در هکتار و عناصر کم مصرفی مانند آهن، روی، بر و منگنز به مقدار کم مورد نیاز می باشد. کمبود هر یک از عناصر غذایی لازم به طور مستقیم یا غیر مستقیم در رشد و کیفیت مغز گردو اثر می گذارد. کمبود نیتروژن نه تنها به رشد رویشی درخت لطمه می زند بلکه موجب برنزه شدن عمومی درخت، زردی برگ ها، خشکیدگی سرشاخه ها و نهایتا توقف گلدهی و تشکیل میوه می گردد. کمبود آهن موجب کلروز یعنی زرد شدن پهنک برگها و در نهایت خشک شدن برگها می گردد. کمبود پتاسیم موجب کوچک شدن اندازه میوه، از دست دادن مزه و کم شدن عمر انباری میوه ها
می شود. روی نقش زیادی در کیفیت میوه دارد و کمبود آن باعث کوچک شدن میوه و سیاه شدن مغز می شود. کمبود منگنز نیز باعث تحریک کلروز آهن در گردو می گردد. کمبود منیزیم موجب ایجاد لکه های نامنظم زرد رنگ در اطراف رگبرگ اصلی می شود و ادامه آن باعث می شود که فقط نوک و انتهای برگ سبز و بقیه سطح برگ کاملا زرد گردد. کمبود مس باعث چروکیدگی مغز و کم شدن کیفیت آن می گردد. نیاز گردو به فسفر در مقایسه با سایر عناصر کمتر بوده و به منظور حفظ تعادل بین سایر عناصر و تسریع در جذب آن ها مصرف
می شود (Brown et al., 1998).
۲-۱۰-۱- کود دادن برای تقویت خاک
زمانی که زمین را برای کاشت درخت گردو آماده می کنیم، بایستی خاک آن را از نظر کمبود عناصر غذایی بررسی نماییم و برای جبران کمبود آن به دادن کود اقدام نماییم تا نیروی ذخیره و بنیه خاک متعادل گردد. این کود را کود پایه می نامند که به دو صورت معدنی یا آلی داده می شود.
کودهای معدنی معمولا شامل پتاسیم، فسفر، منیزیم و کلسیم می باشد.
مقدار پتاسیم به میزان رسی که در سطح و عمق خاک وجود دارد، بستگی دارد. هر چه رس خاک بیشتر باشد نیاز آن به کود پتاسیم بیشتر است در خاک هایی که میزان رس آنها در حد متوسط باشد از ۳۰۰-۴۰۰ کیلوگرم در هکتار پتاسیم به صورت سولفات پتاسیم و به ندرت کلرید پتاسیم توصیه می شود.
مقدار مصرف فسفر به pH خاک بستگی دارد در خاک های اسیدی، مقدار بیشتر به شکل پنتوکسید فسفر داده می شود و در خاک های قلیایی به مقدار کمتر به شکل سوپر فسفات روی ردیف درخت ها داده می شود. در خاک هایی که از نظر منیزیم فقیرند، در خاک های اسیدی به شکل اکسید منیزیم و در خاک های قلیایی به شکل سولفات منیزیم یا مخلوطی از آن دو قبل از کاشت به زمین داده می شود. کلسیم هنگامی توصیه می شود که خاک اسیدی باشد در این صورت میزان آهک بر حسب کمبود آن تعیین و به تدریج افزایش داده می شود تا حدی که مانع جذب سایر عناصر به ویژه عناصر کم مصرف، نشود.
کود سالانه: معمولا به دو صورت داده می شود. الف: کود حیوانی (آلی) ب: کود شیمیایی
در کود حیوانی عناصری مانند نیتروژن، پتاسیم، فسفر و عناصر دیگر وجود دارد که برحسب نیاز زمین به باغ بدون پوشش سبز یا با پوشش سبز داده می شود.
کود شیمیایی که به صورت نیترات آمونیم، سولفات آمونیم، اوره، فسفات آمونیم، سولفات پتاسیم و نیترات پتاسیم و غیره می باشد، با توجه به نیاز درخت داده می شود.
کود شیمیایی به سه صورت داده می شود: همراه با آبیاری قطره ای، پاشیدن روی برگ و چالکود کردن (Brown et al., 1998).
۲-۱۱- زمان مناسب برای برداشت محصول گردو
زمان برداشت، بستگی به نوع رقم یا ژنوتیپ و شرایط اقلیمی دارد ولی تعیین زمان مناسب برداشت خیلی مهم است. بهترین زمان برداشت محصول زمانی است که تیغه میانی مغز و پوست چوبی تغییر رنگ داده و به رنگ قهوهایی تبدیل شود. در این زمان رنگ مغز در روشن ترین حالت خود بوده و دارای بهترین کیفیت میباشد. از نظر اقتصادی برداشت مناسب محصول زمانی است که ۸۰% میوه، قابل برداشت باشد و از این ۸۰% حدود ۹۵% قابل پوستکنی باشند (Thomas et al., 1998).
۲-۱۱-۱- اثر تاخیر در زمان برداشت
برداشت زود هنگام باعث میشود که پوست سبز گردو به راحتی جدا نشود و قسمتی از آن روی پوست میوه باقی بماند. میوههایی که نارس برداشت میشوند، پس از خشکشدن، چروکیده می گردند .(Sibbet, 1974) تاخیر در زمان برداشت گردو منجر به کاهش کیفیت مغز می گردد. تاخیر در برداشت علاوه بر تیره شدن مغز گردو منجر به کاهش میزان پروتئین، کربوهیدرات و چربی در مغز گردو خواهد شد. استفاده از اتفن یکی از راه کارهای عملی جهت تسریع در رسیدن پوست سبز و کاهش فاصله زمانی بین بلوغ مغز و بلوغ پوست می باشد. کاربرد اتفن زمانی است که بافت چوبی بین مغز به رنگ قهوه ای تبدیل شده است. از آن جایی که اتفن فرایند بلوغ را تسریع می کند، در صورتی که عمل برداشت و خشک کردن انجام نگیرد، منجر به کاهش کیفیت مغز می گردد .(Sibbet, 1974)
۲-۱۲- روش های برداشت محصول گردو
روش برداشت گردو برای باغ های معمولی به وسیله دست و در کشت های صنعتی با وسایل مکانیزه انجام می گیرد.
۲-۱۲-۱- برداشت دستی
۱-۸- مراحل رشد و نمو سویا
فهر و همکاران (۱۹۷۲) و فهر و کاونیس (۱۹۷۷) مراحل رشد و نمو سویا را به دو صورت تقسیم بندی نمودند. در حال حاضر تقسیم بندی سال ۱۹۷۷ بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. در این طبقه بندی ها مراحل رشد و نمو سویا به دو دوره رویشی و زایشی تقسیم و هر یک از این دوره ها نیز تقسیم بندی خاص خود را دارند. تعیین مراحل رشد رویشی و زایشی نیازمند تشخیص گرهها میباشد. گره قسمتی از ساقه است که برگها روی آن رشد می کنند و پس از ریزش برگها، گرهها به صورت یک زائده کوچک مشخص میشوند (فهر و کاونیس، ۱۹۷۷). رشد رویشی از ابتدای جوانه زدن تا ظهور گلها روی ساقه ادامه دارد. رشد زایشی از ابتدای ظهور گلها شروع و تا رسیدن دانهها ادامه خواهد داشت. اجزای عمده عملکرد در سویا شامل تعداد نیام، تعداد دانه در نیام و وزن هزاردانه میباشد لذا میزان عملکرد سویا بستگی به تعداد و اندازه دانه دارد. تعداد دانه در هر گیاه نیز به تعداد نیام در بوته و تعداد دانه در هر نیام بستگی دارد (یزدی صمدی و عبد میشانی، ۱۳۷۳).
۱-۸-۱- مراحل رشد رویشی (V)
این مراحل به وسیله شماره گرههای ساقه اصلی از هم مشخص میشوند.
V1: برگ های تک برگچهای کاملا رشد کردهاند .
:V2 اولین برگ سه برگچه ای کاملا رشد کرده است.
V3: با احتساب گره برگ تک برگچه ای, سه گره با برگ های کاملا رشد کرده در ساقه اصلی وجود دارد.
Vn: با احتساب گره حامل برگ های تک برگچه ای، n گره با برگ های کاملا رشد کرده روی ساقه اصلی وجود دارد.
۱-۸-۲- مراحل رشد زایشی ®
: R1در این مرحله گلدهی شروع شده و رشد رویشی در ارقام رشد محدود تمام میشود. رشد طولی ریشهها به طور سریع افزایش داشته و ریشههای ثانویه و مویین تا ۲۳ سانتی متری خاک در طول این دوره گسترش مییابد. اما بعد از آن ریشهها در این ناحیه شروع به انحطاط میکنند
: R2این مرحله تجمع سریع مواد به وسیله گیاه صورت می گیرد و میزان تثبیت ازت به وسیله گرهک های ریشه افزایش مییابد. گلدهی در این مرحله خاتمه مییابد (در ارقام رشد محدود
R3: شروع غلاف دهی، غلاف ها ۵/۰ سانتیمتر طویل شده اند با یک برگ کاملأ باز شده.
R4: وجود غلاف حدود ۲ سانتی متر بر روی یکی از ۴ گره بالایی روی ساقه اصلی با برگ کاملأ باز شده.
R5: رشد سریع بذر و توزیع مجدد وزن خشک و عناصر داخل گیاه به بذر های در حال رشد. دانه ها در یکی از ۴ گره بالایی که یک برگ کاملأ باز شده دارند شروع به رشد می کنند در این زمان وقتی غلاف ها فشار داده می شوند می توان دانه ها را لمس کرد. در اواخر این مرحله تثبیت ازت به سرعت کاهش مییابد.
R6: در این مرحله غلاف ها دارای دانه هایی با رنگ سبز و عرض برابر با حفره غلاف هستند که در یکی از ۴ گره بالایی که یک برگ کاملأ باز شده دارند مشاهده می شوند. وزن کل غلاف در این مرحله به حداکثر می رسد. زرد شدن سریع برگ و پیری قابل ملاحظه بالای گیاه بعد از این مرحله شروع شده و تا R8 ادامه یافته و رشد ریشه متوقف میشود.
R7: مرحله رسیدگی فیزیولوژیکی، یکی از غلاف های طبیعی ساقه اصلی به رنگ زرد یا قهوه ای در می آید. در این مرحله ۵۰% برگ ها زرد شده اند.
R8: رسیدگی برداشت، ۹۵% غلاف ها رنگ رسیدگی گرفته اند و زمانی که بیشتر برگهای سویا ریخته باشند و رطوبت بذرها به ۱۴% رسیده باشد بهترین زمان برای برداست سویا است ( کافی، ۱۳۸۰ و فتحی، ۱۳۷۸).
۱-۹- محصولات روغن سویا
کاربرد روغن خوراکی شامل روغن سرخ کردنی، مارگارین، مایونز، و پوشش سالاد و شورتینگ میباشد. کاربرد روغن صنعتی شامل عوامل ضد خورندگی، اوکس، قارچ کش، رنگ و مواد شوینده با صابون و لستین ( میرزایی، ۱۳۸۳).
۱-۱۰- ارقام مهم سویا
ارقام سویا را مىتوان از لحاظ مورد مصرف در ۳ گروه علوفهای، روغنى و حبوبات قرار داد. ارقام علوفهاى داراى دانه کوچک به رنگ سبز مایل به سیاه ساقههاى ظریف و شاخ و برگ زیادترى در مقایسه با ارقام روغنى مىباشند. رنگ دانه در ارقام روغنى زرد است. ارقامى که بهمصرف خوراکى مىرسند، داراى دانهاى بهرنگ قهوهاى مىباشند. ارقام سویا از نظر گروههاى رسیدگى به ۱۴ تیپ تقسیمبندى مىشوند و بههر یک از این تیپها یک کد را نسبت مىدهند که عبارتند از: ۰۰, ۱٫۰ , ۲, ……۱۲٫ زودرسترین ارقام در تیپ ۰۰ و دیررسترین آنها در تیپ ۱۲ قرار مىگیرند. ارقام دیررس در نواحى استوائى و ارقام زودرس در نواحى شمال کشت مىشوند. در ایران از ارقام ۲ تا ۷ استفاده مىشود. با توجه به دامنه گسترده رسیدگى در ارقام سویا، مىتوان آنها را در تمام نقاط دنیا کشت نمود. توزیع تیپهاى مختلف در ایران بهشرح زیر است:
تیپ ۷-۶ در خوزستان
تیپهاى ۳و ۴ و ۵ در نواحى مرکزی، خراسان و شمال
تیپ ۳-۲ در نواحى سرد و کوهستانى (آذربایجان)
در مورد ارقام سویا مىتوان گفت: دیررس ترین رقم، روز بلندترین هم هست و زودرسترین آنها، روز کوتاهترین مىباشد.
۱-۱۱- مناطق مساعد کشت
سویا گیاهی است که در طول دوره رشد خود نیاز به آب کافی دارد ولی در زمان رسیدن بهتر است هوا آفتابی باشد. سویا شرایط مرطوب آب و هوایی را دوست دارد و بهترین رشد را در شررایط آب وهوایی گرم دارا است. کاهش شدت نور به دلیل ابری بودن هوا سبب کاهش تعداد شاخههای فرعی،گرهها، غلافها و نهایتاً عملکرد دانه میشود. تحمل سویا نسبت به کمبود آب بیشتر از ذرت اما کمتر از کنجد است. ارتفاع گیاه، تعداد گره، قطر ساقه، تعداد گل، غلاف، دانه و وزن دانه با کاهش رطوبت خاک کاهش مییابد. کمبود آب در اوایل فصل رشد با کاهش سطح بررگ ،عملکرد گیاه را پایین میآورد و در دوره نمو زایشی به دلیل تاثیر بر اجزای عملکرد، تولید دانه را کاهش میدهد. سویا در انواع مختلف خاکها قادر به رشد میباشد اما در خاکهای لومی کاملاً زهکشی شده و حاصلخیز بیشرترین محصول را تولید میکند. در خاکهای فشرده، بوتههای سویا کوچک و چوبی شده و رشد ریشه آنها محدود و تعداد و فعالیت غدههای تثبیت کننده بیولوژیکی روی ریشه آنها اندک خواهد بود. سویا در خاکهایی با واکنشPH مناسب نسبتاً اسیدی تا کمی قلیایی رشد میکند اما مناسب برای گیاه ۶-۷ می باشد. زیرا خاکهای اسیدی و قلیایی فعالیت باکتریهای همزیست گیاه را کاهش میدهد.
۱-۱۲- کودهای بیولوژیک
در قرن حاضر ساخت کودهای شیمیایی مثل کودهای نیتروژنه، فسفره، و پتاسه به منظور افزایش عملکرد محصولات کشاورزی برای تاًمین نیازهای رو به رشد و افزایش جمعیت و به دلیل عدم دسترسی انسان به زمینهای حاصلخیز زراعی تشدید شده است. کودهای شیمیایی پس از استفاده در ابتدای فصل زراعی ممکن است از فرم شیمیایی قابل استفاده عنصر برای گیاه به فرمهای دیگر تبدیل شود یا از طریق آبشویی از دسترس گیاه خارج گردد (نیکولای و همکاران، ۲۰۰۶). استفاده از کودهای بیولوژیک علاوه بر صرفه جویی در مصرف کودهای شیمیایی باعث کاهش آلودگی خاک و کاهش نیترات در محصولات غذایی و حفظ محیط زیست نیز نقش دارد (چر و همکاران، ۲۰۰۶(. به کارگیری جانداران مفید خاک زی تحت عنوان کودهای بیولوژیک به عنوان طبیعی ترین و مطلوب ترین راه حل برای زنده و فعال نگه داشتن سیستم حیاتی خاک و جلوگیری از آلودگی در اراضی کشاورزی مطرح است (درزی و همکاران،۱۳۸۷). کود زیستی به مادهای جامد، مایع یا نیمه جامد حاوی موجود زنده یا متابولیتهای آن اطلاق میشود که قادر است به طرق مختلف از جمله تدارک عناصر غذایی، ترشح هورمونهای محرک رشد و غیره رشد گیاه را افزایش میدهد. نام عمومی که به هورمونهای محرک رشد داده شده است PGPR میباشد که طیف وسیعی از باکتریها مانند پزودوموناس، ازتوباکترو باسیلوس و غیره را در بر میگیرد (قطب شریف و همکاران، ۱۳۸۲). کاربرد مایع تلقیح های تهیه شده از این انواع ضمن وارد کردن جمعیت انبوهی از یک میکروارگانیسم فعال و موثر در حوزه فعالیت ریشه، توان گیاه برای جذب بیشتر عناصر غذایی را افزایش میدهد (حسن زاده و همکاران، ۱۳۸۶). از آنجایی که کودهای زیستی سابقه مصرفی بیش از یک قرن دارند، در دهه های اخیر توجه به این نوع کودها در کشورهای توسعه یافته عمدتا به دلیل ملاحظات زیست محیطی و در کشورهای در حال توسعه به دلیل قیمت روز افزون کودهای شیمیایی از سرعت و رشد چشمگیری برخوردار بوده است. در دهه های اخیر به تثبیت بیولوژیک نیتروژن از طریق باکتریهای همیار آزادزی از جمله آزوسپریلوم و ازتوباکتر توجه ویژه ای معطوف شده است (تیلاک و همکاران ۲۰۰۵ ). کود بیولوژیک تجاری نیتروکسین که حاوی میکروارگانیسمهای خانواده آزوتوباکتر میباشد از جمله کودهای باکتریایی ۱۰۰% زیستی در ایران است. در یک میلی لیتر از آن بیش از ده میلیون سلول زنده باکتری تثبیت کننده نیتروژن وجود دارد (ملکوتی و نفیسی ۱۳۷۶). در این میان آزوسپریلوم علاوه بر قابلیت تثبیت نیتروژن، با تولید شاخصهای کمی و کیفی گیاهان است، به نحوی که دانشمندان بسیاری رابطه متقابل گیاه با آزوسپریلیوم و ازتوباکتر را از نظر آثار مفید باکتری بر رشد گیاه قابل قیاس با همزیستی لگوم-ریزوبیوم می دانند (جاشانکار و وهب ۲۰۰۴).
۱-۱۲-۱- ازتو باکتر
ازتو باکتر یکی از باکتریهای محرک رشد است که بوسیله بیجرینک در سال ۱۹۱۰ جدا شده(خلدبرین و اسلام زاده، ۱۳۸۰) و از مهمترین باکتریهای تثبیت کننده ازت و از خانواده ازتوباکتراسه و باسیلاسه میباشد. خانواده ازتو باکتراسه همگی هتروت، هوازی مطلق، فاقد اسپر، گرم منفی و تثبیت کننده ازت هستند. مهمترین گونه های تثبیت کننده به ترتیب اهمیت در سه جنس ازتو باکتر، بیژرنیکا، و درکسیا قرار داده شده اند. گونه ازتو باکتر به دلیل فراوانی و وسعت انتشار، بیش از سایر تثبیت کنندههای آزاد مورد توجه و مطالعه قرار گرفته اند (پیغامی ۱۳۸۲). مقدار نیتروژن تثبیت شده به وسیله این باکتر آزاد زی بین ۴۰-۲۰ کیلوگرم در هکتار در سال است که برای تثبیت نیتروژن نیاز به وجود مقدار زیادی ماده آلی دارد. استفاده از این باکتری برای غلاتی مانند گندم، ذرت، سورگوم، ارزن وبرنج رایج است. پاسخ غلات به تلقیح ازتوباکتر بر حسب سویه باکتری و شرایط خاک و آب و هوا منطقه متفاوت بوده و در موارد پاسخ مثبت افزایش محصول گزار شده است.در هندوستان آزمایشات مزرعه ای با بهره گرفتن از مایع تلقیح ازتوباکتر روی بذر و نشاء گیاهانی نظیر گندم، برنج، نیشکر، ذرت، سیب زمینی، جو و یولاف در رایط مختلف آب و هوایی انجام شده است ونتیجه افزایش عملکرد در همه محصولات مشاهده شده است. این افزای عملکرد به دلیل تثبیت نیتروژن ملکولی بوده است. ازتو باکتر با سنتز اکسین، ویتامین ها و هورمون های محرک رشد و مواد ضد قارچی اثر مفیدی بر روی رشد و جوانه زنی گیاه داشته است (خسروی، ۱۳۸۲).
۱-۱۲- ۲ - آزوسپریلیوم
باکتری آزوسپریلیوم نیز یکی از مشهورترین باکتریهای محرک رشد است که از خاک های با نیروژن کم، توسط بیجرنیک در سال ۱۹۲۵ جداسازی شد (هولگوین و همکاران، ۱۹۹۹). این باکتری گرم منفی و هوازی بوده و سلولهای، مارپیچ نیمه حلقوی بوده و بصورت حلزونی حرکت میکنند (آستارایی و کوچکی، ۱۳۷۵). ابن باکتریهای گرم منفی نه تنها خود تثبیت ازت را انجام می دهند، بلکه قادر است با تثبیت کنندههای دیگر نظیر ازتوباکتر همیار شود. آزوسپریلیوم در اطراف ریشه گیاهان و در زیر کورتکس رشد مینمایید. عواملی که موجب جذب و ورود باکتری به ریشه گیاهی میشود شناخته شده نیست (امتیازی، ۱۳۸۱). این باکتریها سبب افزایش تعداد و طول ریشه های فرعی و تارهای کشنده و در نهایت افزایش سطح جذب ریشه میشود که نتیجه آن افزایش جذب آب و عناصر غذایی توسط گیاه است (اردکانی و همکاران، ۱۳۸۴). یکی از خصوصیات آزوسپریلیوم توانایی احیای نیترات و دی نیتراته کردن است. این باکتریها در شرایط کم هوایی به بهترین نحو ازت را تثبیت میکند ولی در شرایط کاملا غیر هوازی از تثبیت ازت خودداری میکند (آستارائی و کوچکی، ۱۳۷۵). آزوسپریلیوم یک باکتری مناطق گرمسیری است. درجه حرارت، PH، اکسیژن، مواد معدنی و رطوبت در همزیستی آن موثر است. محدوده فعالیت این باکتری و تثبیت نیتروژن توسط آن بین pH 6/5 و ۲/۷ است که حداکثر میزان تثبیت در محدوده pH 7/6 -7 انجام میپذیرد.بررسی ها نشان می دهد که این باکتری با تولید جیبرلین سبب سرعت جوانه زنی و افزایش بنیه گیاهچه (بازری و همکاران،۲۰۰۶) و با تولید اکسین سبب افزایش تاراهای کشنده (زهیر و همکاران،۲۰۰۴) میشوند، لذا جذب عناصر غذایی از خاک و رشد گیاه بهبود مییابد. باکتری آزوسپریلیوم به دلیل توانایی در برقراری ارتباط با گیاهان مهم زراعی نظیر ذرت، سورگوم و گندم توجه زیادی را به خود جلب کرده است و تحقیقات بسیاری در مورد تاثیر این باکتری بر رشد گیاهان شده است (رستی و همکاران، ۲۰۰۶).
۱-۱۳- محلول پاشی عناصر ریز مغذی
تغذیه برگی به عنوان یک تامین کننده تکمیلی عناصر کم مصرف و پر مصرف، هورمونهای گیاهی، محرکهای رشد و سایر عناصر مفید استفاده شده است. تاثیر کود دهی برگی در افزایش محصول، مقاومت به بیماریها و آفات و بهبود مقاومت به خشکی و نیز افزایش کیفیت محصول مشاهده شده است (سپهر و ملکوتی، ۱۳۸۶). پاسخ گیاه به کود دهی برگی بستگی به گونه گیاه، شکل کود، غلظت کود، دفعات کاربرد کود و مرحله رشدی گیاه دارد. ترکیب کودی مورد استفاده در کود دهی برگی معمولاً بر اساس مرحله رشدی گیاه یا میوه تنظیم میشود. کود دهی برگی هم چنین برای کمک به گیاه در ترمیم شوکهای ناشی از انتقال از مرحله نشایی ،آسیب تگرگ و سایر عوارض ناشی از شرایط آب وهوایی سخت بکار برده میشود (باباییان و قنبری، ۱۳۸۹). در هر حال این میزان تاثیر معمولاًدر شرایط واقعی قابل دسترسی نیست. اغلب عدم موفقیت در تغذیه برگی ناشی از عدم توجه به اصول کاربرد برگی کود است. سایر دلایل عدم موفقیت شامل استفاده از ترکیب نادرست یا ترکیب درست در زمان نامناسب است . تصمیم گیری درباره مواد مورد استفاده در محلولپاشی برگی و نیز مرحله رشدی گیاه برای محلولپاشی به همان اندازه که یک علم بشمار میرود یک هنر نیز هست. بدلیل آسیب پذیری نتایج تحقیقات و آزمایشات کاربرد مزرعهای تغذیه برگی، اظهار نظر روی مفید بودن آن هم در سیستم کشاورزی مرسوم و هم در سیستمهای جایگزین متغیر است. یکی از مزایای تبلیغ شده در باره کود دهی برگی، بالا بردن امکان جذب مواد مغذی از خاک میباشد. این تفکر از آن جا ناشی شده که کود دهی برگی موجب میشود گیاه مواد قندی و سایر مواد مترشحه بیشتری را از طریق ریشه به ریزوسفر ترشح کند. جمعیت میکرو ارگانیزمهای مفید در منطقه ریشه بواسطه افزایش دسترسی به این مواد مترشحه زیاد میشود. در طی این چرخه همراه با افزایش فعالیتهای بیولوژیک، دسترسی به مواد مغذی ، کنترل کنندههای بیوشیمیایی بیماریها و ویتامینها و نیز سایر فاکتورهای مفید برای گیاه نیز زیاد میشود (مک دونالد، ۲۰۰). این یک دلیل اساسی و منطقی برای تفکر استفاده از روش کوددهی برگی درکشاورزی ارگانیک در مقابل فلسفه “تغذیه خاک نه تغذیه گیاه” میباشد. در صورت استفاده از روش کوددهی برگی بر روی گونههای وسیعی از محصولات ملاحظه میشود صرفه اقتصادی آن عموما در محصولات باغی بیشتر از محصولات زراعی است. این به آن دلیل است که محصولات باغی ارزش بالاتری دارند و میزان مواد مغذی در آنها با دقت بیشتری کنترل میشود .به طور مثال در حال حاضر محلولپاشی برگی به صورت عمومی برای اصلاح کمبود روی در انگور، کنترل لکه تلخی و چوب پنبهای شدن در سیب ونیز بعنوان مکمل تغذیهای در توت فرنگی توصیه میشود. بطور کلی جنبه اقتصادی کوددهی برگی به چگونگی کاربرد موفقیت آمیز آن وجود یا عدم وجود راهکارهای اقتصادی تر از آن بستگی دارد. محلولپاشی موقعی موثر خواهد بود که مواد غذایی بهنحوی از طریق ریشه نتواند جذب گیاه شود. این موضوع بخصوص در مورد عناصر سنگین نظیر آهن ، منگنز ، روی و مس صادق است. زیرا بعلت خصوصیات فیزیکوشیمیائی خاک این عناصر بر روی ذرات خاک فیکس شده و بحالت غیرقابل جذب در میایند در این صورت محلولپاشی موثر خواهد بود (ین تو و همکاران، ۲۰۰۵). محلولپاشی در گیاهان پهن برگ بعلت بالا بودن سطح جذب موثرتر خواهد بود. این اصل محلولپاشی در باغات میوه، گیاهان زمینی، سبزیجات، گیاهان وجینی و نظایر انها مفید خواهد بود. هر چه قدر ذرات محلول کوچکتر بر روی برگ بنشیند جذب آن آسانتر خواهد بود لذا پیشنهاد میشود محلولپاشی بصورت مه پاشی انجام گردد. و این امر از سوختگی برگها نیز جلوگیری می کند محلولپاشی یک نوع کود پاشی کمکی است. به کارگیری مویان (سورفکتانت) موجب کاهش نیروی کشش سطحی آب شده و در نتیجه قطرات آب حالت پخشیدگی به خود گرفته و سطح تماس برگ با ذرات کودی افزایش یافته و میزان جذب برگی افزایش مییابد
( اختر و همکاران، ۲۰۰۹). فقط در مواقع ضروری و مشخص شدن نوع و تعداد کمبود و یا در شرایطی فیکسه شدن مواد غذایی در خاک ، شستشوی زیاد از خاک، کمبود رطوبت و حرارت پایین خاک و یا به هر علت دیگر محلولپاشی موثر خواهد بود. اثرات محلولپاشی در گیاه در مقایسه با جذب از طریق ریشه سریع در ظاهر گیاه مشخص خواهد شد (های لوگ و کوچیکال،۲۰۰۴). لذا در مواقع رشد سریع گیاه و یا در زمان گلدهی و رشد میوه معمولاً تناسب جذب بهم خواهد خورد بنابراین در چنین مواقعی محلولپاشی کمک موثری در این زمینه خواهد داشت. در محلولپاشی غلظت پیشنهاده از سوی شرکت تولیدکننده بسیار حائز اهمیت می باشد چرا که افزایش غلظت علاوه بر احتمال گرفتگی نازل ها، موجب سوزش برگ ها نیز می گردد. برای اطمینان از صحت انجام عملیات فوق پیشنهاد می شود کود مورد نظر را با غلظت مربوطه تهیه و در قطعه کوچکی از مزرعه برگپاشی انجام گیرد. در صورت عدم ظهور علائم برگ سوزی پس از ۳ روز در گیاه، در تمام سطح مزرعه برگپاشی انجام پذیرد. هنگام محلولپاشی سرعت وزش باد باید حداقل باشد چرا که وزش باد هدر رفتگی کود را یه صورت محسوس افزایش می دهد. محلولپاشی باید در زمانی صورت پذیرد که گیاه تشنه نباشد به عبارتی محلولپاشی باید چند روز پس از آبیاری صورت پذیرد. در محلولپاشی دوره رشد گیاه بسیار حائز اهمیت است و هرچقدر برگ گیاه جوان تر باشد کارایی جذب عناصرغذایی ازدیاد می یابد.
فصل دوم
بررسی منابع
۲-۱- باکتریهای افزاینده رشد
در قرن حاضر کشاورزی بر پایه مصرف کودها و عناصر غذایی نهاده شده است. برای تامین نیازهای غذایی گیاهان همواره استفاده بیش از حد کودهای شیمیایی متداول است (استورز و کریستی، ۲۰۰۳).
کودهای شیمیایی اغلب به این دلیل مصرف میشوند که دارای مواد غذایی زیاد بوده و این مواد به سرعت به فرم قابل جذب گیاه در میآید. این کودها گران بوده و باعث بعضی اثرات زیان آور روی ساختمان خاک، ترکیب میکرو فلور و دیگر ویژگی خاک میشوند (جانا و کاتری ، ۲۰۰۱). کودهای شیمیایی پس از استفاده در ابتدای فصل زراعی ممکن است از فرم شیمیایی قابل استفاده عنصر برای گیاهان به فرم های دیگر تبدیل شوند یا از طریق آبشویی از دسترس گیاه خارج میشود (چر، ۲۰۰۶). بنابراین جهت افزایش کارایی مصرف عناصر غذایی روشهای مصرف کود باید به گونهای تغییر یابد که مواد غذایی گیاه در یک مدت طولانی و بدون تلفات در اختیار گیاه قرار گیرد ( جاگادیسواران و همکاران، ۲۰۰۵). در کشاورزی فشرده با توجه به اثرات منفی کودهای شیمیایی، محققان در تلاشند تا از میکروارگانیسمهای خاکزی به منظور رفع این نقص، حذف سموم و سایر آلایندههای خاک و کمک به حفظ سلامت گیاه استفاده نمایند (وو و همکاران، ۲۰۰۵ و هان و همکاران، ۲۰۰۴). مطالعات محققان نشان داد که گروهی از میکروارگانیسم ها در ریزوسفر وجود دارند که بطور مستقیم و غیر مستقیم سبب افزایش رشد گیاهان میشوند که ریزوباکتریهای محرک رشد گیاه (PGPR) نامیده می شوند (حمیدی و همکاران، ۱۳۸۵ و علیپور، ۱۳۸۲). ریزوباکتریهای محرک رشد گیاه از مهمترین کودهای بیولوژیکی بوده و با محلول کردن و افزایش فراهمی زیستی عناصر معدنی، به طور مستقیم با تزریق نیتروژن و تولید هورمونهای رشد و به طور مستقیم با کاهش یا پیشگیری از اثرات زیان آور بیماری زایی میکروارگانیسمهای دیگر، از طریق تولید انواع مواد آنتی بیوتیک و سیدروفورها سبب افزایش رشد گیاهان شده و عملکرد گیاهان زراعی را بهبود می بخشند ( هان و لی، ۲۰۰۵ و توران و همکاران، ۲۰۰۶). این باکتریها قادرند تا از طریق تولید و ترشح تنظیم کنندههای رشد مثل اکسین، جیبرلین ها و سیتوکنین ها باعث افزایش درصد جوانه زنی بذرها، ریشه زایی و گسترش ریشه شده و از این طریق با فراهم آوردن عناصر غذایی مورد نیاز گیاه از جمله نیتروژن و فسفر سبب افزایش رشد گیاه شوند( هادی و همکاران، ۱۳۸۸ واستارایی و کوچکی، ۱۳۷۵). اثرات مثبت PGPR بر افزایش سطح ریشه، طول ریشه، تعداد ریشههای فرعی، تعداد و تراکم تارهای کشنده همچنین افزایش تقسیم سلولهای مریستم ریشه و تحریک تراوشات از ریشه گیاهان نیز مشخص شده است(پن و همکا ران، ۱۹۹۹). این باکتریها از طریق مکانیسمهای مختلف باعث ایجاد مقاومت سیستمیک در گیاهان میشوند. مقاومت سیستمیک باعث میشود که گیاهان دامنه وسیعی از تنشهای محیطی، همانند عدم تهویه، آلودگی به عناصر سنگین، شوری، تنش آبی، آفات و بیماری ها را تحمل نماید (گیلیک و همکاران، ۲۰۰۱). کاربرد باکتریهای افزاینده رشد گیاه در ارتقای بنیه بذر و گیاهچه ممکن است بذرها و در نهایت گیاهچهها و بوتههای ایجاد شده از انها در مزرعه در تحمل یافتن نسبت به تنشهای محیطی از جمله تنش خشکی متحمل سازد که میتواند به عنوان یک تیمار قبل از بذر کاری پیشنهاذ شود ( فاگس و آرساک، ۱۹۹۱).
۲- ۲- تاثیر باکتریهای محرک رشد بر گیاهان
۲-۲-۱- افزایش رشد گیاه
تحقیقات بسیاری در مورد تاثیر این باکتریها بر رشد این گیاهان شده است. روابط متقابلا مفید این میکروارگانیسم ها با بسیاری از گیاهان بررسی شده است. این باکتریها ضمن استفاده از مواد کربنی فتوسنتزی، با تامین نیتروژن و تولید مواد محرک رشد و مواد ضد قارچی میتوانند اثر مفیدی بر روی رشد و جوانه زنی گیاه داشته باشند ( خسروی، ۱۳۸۲ و گیلیک و همکاران، ۲۰۰۱). از طرفی کاربرد باکتریهای محرک رشد به عنوان کود زیستی دارای اثرات ثابتی نبوده و عواملی نظیر سن و نوع گیاه، خصوصیات، جمعیت باکتریها در خاک و نوع سویه باکتری در میزان تاثیر آنها بر رشد و عملکرد گیاهان موثر میباشد (رستی و همکاران،۲۰۰۶). باکتریهای ازتو باکتر و آزوسپریلیوم از جمله باکتریهای محرک رشد گیاه هستند که اثرات مثبت ناشی از تلقیح با آنها بر رشد گیاهان مختلف گزارش شده است (علیپور و همکاران،۱۳۸۲ و دالبیر و همکاران،۲۰۰).آنها دارای رابطه همیاری با گیاهان بوده و از جمله باکتریهای فعال در محیط ریشه محسوب می شوند. حاجی بلند و همکاران ۱۳۸۳) در بررسی که بر روی گندم انجام دادند گزارش کردند که با تلقیح گندم رقم امید با ازتوباکتر جدا شده از محیط خاک اطراف ریشه گیاهان مرتعی، افزایش رشد اندام های هوایی بوته بوجود آمد. افزایش رشد گیاه در اثر تلقیح با ازتووباکتر بیشتر به هورمون های تولید شده توسط این باکتری و افزایش رشد ریشه نسبت داده شده تا تثبیت بیولوژیک نیتروژن (زاید و همکاران، ۲۰۰۳). در برخی از موارد مشاهده شده است که حتی در سطوح و مقادیر کافی کودهای نیتروژنی تلقیح گیاهان با باکتریهای دی ازوتروف از جمله ازتو باکتر موجب افزایش رشد و نمو گیاهان شده است که در این صورت احتمالا وجود مکانیسم های دیگر به غیر از تثبیت نیتروژن از جمله تولید مواد تنظیم کننده رشد مانند ایندول استیک اسید علت افزایش رشد گیاه بوده است (کادر و همکاران،۲۰۰۲) در تحقیقی که تاثیر کاربرد باکتریهای افزاینده رشد گیاه را بر جنبه های مختلف رشد و نمو ذرت بررسی کردند، اجرای تغذیه تلفیقی گیاه با به کارگیری کودهای زیستی باکتریایی (ازتوباکتر، آزوسپریلیوم و سودوموناس) به همراه کودهای شیمیایی منجر به افزایش رشد رویشی و بهبود رشد زایشی شده که به نوبه خود موجب افزایش رشد و نمو و عملکرد گردید (حمیدی و همکاران، ۱۳۸۶) تعداد زیادی ازآزمایشات اثرات تلقیح غلات با ازتو باکتر است که نتایج این مطالعات نان می دهد که در بسیاری از موارد دانه، عملکرد و غلظت نیتروزن در کاه و کلش مشاهده شده است (ریدوان، ۲۰۰۸). گزارشات بسیاری در مورد اثرات مثبت ازتو باکتر و آزوسپریلیوم بر افزایش وزن خشک ریشه، سطح کل ریشه، طول ریشه و تعداد ریشه های فرعی، تعداد و تراکم تارهای کشنده وجود دارد ( زهیر و همکاران، ۲۰۰۰). با بررسی اثر تحریک کنندگی رشد آزوسپیریلیوم به عنوان یک باکتری محرک رشد بر ذرت به این نتیجه رسیدند که این باکتری ضمن تثبیت نیتروژن با تولید اکسین موجب افزایش طول و وزن خشک ریشه ذرت شد (زهیر و همکاران، ۲۰۰۴). لرنر و همکاران (۲۰۰۶) نیز به نتایج مشابهی در بررسی اثر آزوسپیریلیوم بر ساقه و مورفولوژی ریشه ذرت دست یافتند. نتایج اثرات آزوسپیریلیوم ب روی سویا در وزن خشک کل بوته، وزن خشک سافه، طول ریشه و تارهای کشنده و گره زایی نسبت به شاعد افزایش معنی داری را نشان داد (مولا و همکاران،۲۰۰۱). هادی و همکاران (۱۳۸۸) نیز گزارش کردند که با افزودن ازتوباکتر به مایع تلقیح سویا تعداد و وزن خشک گره ریشه نسبت به کاربرد مایه تلقیح به تنهایی افزایش مییابد. بررسی تاثیر سویه های ازتو باکتر و آزوسپیزیلیوم بر بذر ذرت نشان داد که تلقیح باکتری وزن ساقه، وزن کل بوته و عملکرد را نسبت به شاهد افزایش داد (نور قلی پور و همکاران، ۱۳۸۰). با توجه به مطالعات انجام شده باکتریهای محرک رشد ارتفاع بوته، وزن خشک ریشه و بیوماس کل گیاه را نسبن به شاهد به طور معنی داری افزایش دادند (شهرونا و همکاران، ۲۰۰۶).
۲-۲-۲- اثر بر جوانه زنی
ج: شکرگزاری بنده در برابر بنده: قرآن کریم در آیات فراوانی به یاری رساندن به مردم و دستگیری از آنان و همچنین به احسان به پدر و مادر توصیه می کند و این سفارشات تا جایی میرسد که آنان را به شکرگزاری در برابر پدر و مادر که مجرای نعمت الهی هستند امر مینماید: «وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلی وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فی عَامَینِْ أَنِ اشْکُرْ لی وَ لِوَالِدَیْکَ إِلیَّ الْمَصِیر» (لقمان، ۳۱/ ۱۴)؛ در این آیه شکر والدین مانند شکر خدا واجب است، بلکه شکر والدین، شکر خدا است، چون منتهی به سفارش و امر خدای تعالی است (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۶: ۲۱۶). البته باید این مسأله را در نظر داشت که حق شناسی از پدر و مادر که مجرای نعمت خداوند هستند، شرک نیست. در واقع امتثال امر خداوند در شکرگزاری از پدر و مادر، شکر خداوند به شمار می آید (جوادی آملی، ۱۳۷۸، ج۷: ۵۵۰)؛ زیرا موحّد کامل هم حق را میبیند و هم خلق را (همان، ج۴: ۴۲۳).
البته به دلیل این که خداوند ولی همه نعمتهاست، از این رو هر حمدی از آن اوست و سپاس گزاری انسان نسبت به دیگران، در حقیقت حقشناسی از خداست، اگرچه خود انسان سپاس گزار نفهمد و نسبت به خدا حقشناسی نکند (همان، ج۷: ۵۵۰).
به گفتهی روایات، کسی که از مردم تشکر نکند از خدا نیز تشکر نکرده است. «من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله» (مجلسی، بی تا، ج ۷۱: ۴۴).
د: شکرگزاری خالق در برابر بنده: در آیاتی از قرآن کریم از شکرگزار بودن خداوند با عنوان «شاکر»: «وَ کاَنَ اللَّهُ شَاکِرًا عَلِیمًا» (نساء، ۴/ ۱۴۷) و «شکور»: «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ» (شوری، ۴۲/ ۲۳) یاد شده است. عنوان «شاکر» به این معناست که خداوند پیوسته انسان را به خاطر شکر پاداش میدهد. «شکور» نیز با قبول اندک و اعطای کثیر هماهنگ است و این ویژگی سنّت الهی است، از همین رو خداوند «شکور» و «شاکر» است (جوادی آملی، ۱۳۷۸، ج۸: ۳۷).
با در نظر گرفتن این مسأله که شکر از جانب خداوند به معنای پاداش و ثنای جمیل است (ابنمنظور، ج۴: ۴۲۳)، تعبیر شکر در مورد خداوند، لطیف و تشویق آمیز به نظر میرسد، تا انسان به آن واجب یا مستحب بهتر گرایش پیدا کند. پس اگر کسی کار خیری انجام دهد، خداوند به او پاداش خوب خواهد داد، زیرا خداوند شاکر است. در واقع انسان برای خود کارمیکند ولی خداوند از او تشکر می کند (همان، ج۸: ۲۲ و ۳۵). شکرعبد، شکر مولا را به همراه دارد؛ یعنی وقتی عبد، عملی را خالصانه انجام میدهد و به نیت تجلیل و بزرگداشت و به عنوان خدمت و عبودیت، عملی را به پیشگاه مولا هدیه می کند، مولا هدیه او را میپذیرد و در مقابل این عمل صالح، ضامن صلاح و مصلحت او می شود. از این رو یکی از اسمای حسنای الهی «شاکر» است (همان، ج۴: ۴۲۱).
ذکر این نکته ضروری است که اطلاق شکرگزاری بر خداوند، اطلاقی است حقیقی نه مجازی؛ زیراکه خداوند هر چند که قدیم الاحسان است و هر احسانی که کسی به کسی کند باز احسان او است، و احدی حقی به عهده او ندارد، تا او شکرش را به جا آورد، لیکن در عین حال خودش اعمال صالح بندگان را با این که همان هم احسان او به بندگان است، احسان بنده به خودش خوانده و خود را شکرگزار بنده نیکوکارش خوانده است، و این خود احسانی است بالای احسان (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱: ۳۸۶).
-
-
-
-
-
-
-
- شیوه های شکرگزاری از خداوند در قرآن
-
-
-
-
-
-
شکر نیز مانند ایمان و بعضی از موضوعات دیگر دینی و اعتقادی، مراتبی دارد، در واقع انجام حق شکرگزاری در برابر منعم و هرکسی که در حقّ دیگری احسانی نموده است، چهار مرحله دارد:
-
- شکر با قلب: مرحله اول شکرگزاری همان تصور نعمت است (راغب، ۱۴۱۲، ۴۶۱-۴۶۲) و اعتقاد به اینکه نعمت از خداوند است (جوادی آملی، ۱۳۷۸، ج۸: ۶۰۸) و خضوع درونی در مقابل منعم، و ممنون و شرمنده بودن در برابر او به خاطر نعمتهایی که ارزانی داشته است (همان، ج۴: ۴۲۱). شکرگزار باید بداند که نعمتها همگی از جانب خداست، و واسطهها همگی مسخّر اراده او هستند، اوست که با رحمت خود آنها را در تسخیر اراده انسان قرار داده است (شبر، ۱۳۸۷: ۳۸۶). شادمانی از نعمت، همراه با حال خضوع و تواضع خود نیز شکری قلبی است؛ اگر سرور انسان از نعمت فقط به این جهت باشد که میتواند خود را به نعمت دهنده نزدیک کند، و توجهی به خود نعمت دادن منعم نکند، این خوشحالیی نیز یکی از مراتب بلند شکر است (همان).
-
- شکر با زبان: مرحله دوم شکرگزاری همان ثنای منعم است (راغب، ۱۴۱۲، ۴۶۱-۴۶۲). با زبان خدا را سپاس کردن (جوادی آملی، ۱۳۸۷، ج۸: ۶۰۸) و تجلیل از نعمتهای الهی با زبان (همان، ج۴: ۴۲۱).
-
- شکر با سایر اعضا و جوارح: مرحله سوم شکرگزاری همان استفاده صحیح از نعمت است (راغب، ۱۴۱۲، ۴۶۱-۴۶۲؛ جوادی آملی، ۱۳۸۷، ج۸: ۶۰۸). در واقع شکر سایر جوارح، مکافات نعمت به قدر قدرت (قرشی، ۱۳۷۷، ج۴: ۶۲)، و صرف نعمتهای الهی در راه طاعت و بندگی و مهمان نکردن دشمن بر سر سفره دوست، است (جوادی آملی، ۱۳۸۷، ج۴: ۴۲۱). شکر آن است که نعمت خدا در آن جا که منعم به آن امر می کند صرف شود. این کار مستلزم شناخت خداوند و شناخت حلال و حرام های الهی است، تا آنگاه بتوان نعمت را در راه او و در مورد مخصوص و حلال آن صرف کرد، و این بخشی از حکمت است (همان، ج۷: ۵۴۹). پس شکرگزاری از نوع سوم همان صرف نعمتها در جای خود است که در صورت صرف هریک از نعمتها در جای خود، انسان به طور مطلق شاکر خواهد بود. بر این اساس، چون عالم و آدم، همه نعمتهای الهیاند، شاکر کسی است که با عالم و آدم رفتاری خداپسندانه داشته باشد (همان، ج۱۵: ۶۷۱-۶۷۲). در واقع این گونه از شاکران کسانی هستند که شاکر بودن ملکه آن ها شده و آنان بدون هرگونه نسیان و غفلت، نعمتهای الهی را به جا و حکیمانه صرف می کنند (همان: ۶۵۹).
-
- اظهار عجز: مرحله چهارم کمال شکرگزاری است که در اظهار عجز از آن است (همان، ج۴: ۴۱۶). چنان که داود (ع) وقتی در جواب خطاب خداوند: «اعْمَلُواْ ءَالَ دَاوُدَ شُکْرًا» (سبا، ۳۴/ ۱۳) پرسید: چگونه شکر تو را به جا آورم، در حالی که شکر نیز، نعمت دیگری از جانب توست! پاسخ آمد: هم اکنون به من معرفت یافتی و شکرم را به جا آوردی؛ زیرا دانستی شکر نیز نعمتی از جانب من است (مجلسی، بی تا، ج۱۴: ۴۰).
و آنگاه که موسای کلیم عرضه داشت: خدایا چگونه شکرت را به جا آورم، در حالی که همه اعمال من جواب گوی کوچکترین نعمتی که در اختیارم گذاشته ای نیست؟! خطاب آمد: ای موسی الآن شکر من را به جا آوردی (کلینی، ۱۳۸۸، ج۲: ۹۹) پس کسی می تواند به حقیقت شکر برسد که به فقر و عجز و ضعف خود التفات پیدا کند (غروی نایینی؛ میرزایی قلمخانی، ۱۳۹۲: ۱۱۱).
عجز بودن در شکر نعمتهای خداوند اینگونه است که در اوصاف کمالیه خداوند هر قدر آدمی تلاش کند که به درک آن برسد به نتیجه نرسیده و در پایان اقرار به عجز از ادراک آن کمال می کند همچنین در مراتب شکر هر چند آدمی بیشتر شکر می کند میداند که در هر شکری چندین هزار شکر دیگر بر او لازم می شود و اقرار می کند که از عهده شکر او بیرون نتوان آمد (مجلسی، بی تا، ۱۳۷۶، ج۱: ۳۳۲). شکر واقعی، منتهی به عجز از شکر می شود و بالاترین مرتبه شکر، اعتراف به عجز از شکر است. اما با این حال باید به اندازه توان خود شاکر باشد و در مقام شکر، از خود اظهار عجز بنماید. .
-
-
-
-
- دلایل شکر گزاری از خدواند در قرآن
-
-
-
فعالیتهای سازمانی برای توانمندسازی کارکنان در سازمان شامل تیمسازی، غنیسازی شغلی و مدیریت بر مبنای هدف میباشد.
محیط سازمانی:
محیط کاری افراد در توانمندی آنها بسیار موثر است، زیرا کارکنان وظایف خود را در خلاء انجام نمیدهند. آنها به توانمندی دست نخواهند یافت، مگر آنکه نیازهای اساسی شان در محیط کار فراهم (ارضاء) شود. این محیط باید فرصت لازم را برای ورزیدگی (ممارست) کارکنان با میزانی از اختیارات، قدرت و انگیزش درونی به وجود آورد. به عبارت دیگر، محیط توانمند فرصت و محیط غیرتوانمند محدودیتهایی را برای افراد به همراه میآورد. این امر به میزان نفوذی که هر یک از کارکنان بر کار خود و نتایج حاصل از آن دارند، بستگی دارد. به عبارت دیگر، اگر کارکنان توانمند باشند ولی در کار خود از نفوذ لازم برخوردار نباشند، فرصت فراهم شده برای توانمندی آنها فاقد اثر و نتیجه خواهد بود(طالبیان و وفایی، ۱۳۸۸).
سبک مدیریت:
سبک مدیریت کارآمد، مکمل ایجاد محیط مناسب برای پرورش کارکنان توانمند است. برخی مدیران سنتی با سبک مدیریت آمرانه و تحکمی، به دلیل نگرش سنتی شان به قدرت، هرگز قادر به توانمند ساختن کارکنان خود نخواهند بود. بر خلاف آنها، مدیران توانمند با سبکهای مدیریت روابط انسانی به عنوان هادی، مباشر، تسهیل کننده و مربی عمل میکنند. به عبارت دیگر، اولین گام در توانمندسازی، تغییر نگرش مدیران به اعضای سازمان میباشد. نوع نگرش Y در نظریه مک گریگور به مثابه یک مبنای نظری مناسب برای توانمندسازی، به ارجحیت دادن سبک مدیریت اجتماعی و دموکراتیک، به جای سبک دیکتاتوری و اقتداری منجر میشود. مدل رهبری خدمتگزار نیز مفروضاتی مشابه با نظریه مک گریگور دارد(قلی پور و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۱-۱۶- روشهای توانمندسازی
برای توانمندسازی منابع انسانی روشهای مختلفی از سوی مدیران انتخاب، اجرا و پیگیری میشود که مهمترین این روشها را میتوان در این موارد خلاصه نمود:
مشارکت:
در این روش، تصمیمگیری به کارکنان تفویض میگردد. مشارکت فعالانه کارکنان و درگیر کردن آنان در تصمیم گیریها و پروژههای سازمان، به عنوان یکی از مکانیزمها و روشهای موثر توانمندسازی است که میتواند منجر به انگیزش و رضایت شغلی، و نهایتاً توانمندتر شدن آنها گردد.
درگیر ساختن افراد:
ارائه تجربیات، ایدهها و پیشنهادات توسط کارکنان را شامل میشود.
ایجاد تعهد:
ایجاد تعهد بیشتر در کارکنان نسبت به اهداف سازمان و بهبود رضایت شغلی را در بردارد.
مسطحسازی ساختاری:
در این روش، عرضی کردن ساختار و کاهش تعداد لایهها و سطوح مدیریت در ساختار سازمانی انجام میشود.
آموزش:
بی شک آموزش موثر و نافذ یکی از ابزارهای مهم در توانمندسازی کارکنان برای رسیدن به اهداف سازمانی است. برنامههای آموزشی در صورتی مفید خواهند بود که با مشارکت کارکنان و مدیریت و همچنین مشارکت در برنامههای سازمانی برای بالا بردن انگیزههای کاری است.
از طریق گردهماییهای دورهای، کارگاههای آموزشی و سخترانیهای مدیر، قابل دستیابی است. علاوه بر آموزش و یادگیری، مکانیزمهایی چون مدیریت عملکرد، مربیگری، چرخش شغلی و جانشین پروری میتواند نقش نظام آموزش را در توانمندسازی کارکنان ایفا کند(مصلحی و همکاران، ۱۳۹۱).
۲-۱-۱۷- توانمندسازی و تغییر سازمانی
توانمندسازی همانند یک پدیده شخصی است که مسئولیت را برای وظایف خودش اختصاصی میسازد (پاستور، ۱۹۹۶).
از آنجا که انسانها به عنوان ارزشمندترین سرمایه سازمان هستند و کسانی که مسئولیت رویکردها و کارکردهای سازمان را بر عهده دارند، در هدایت تحولات سازمان، نقش آفرینان اصلی هستند، بنابراین بایسته است با توانمندسازی منابع انسانی از راه مدیریت دموکراتیک، ضمن آماده کردن کارکنان برای رویارویی با تغییرات، در سازمان نیز محیطی را بوجود آورد که در آن، هم انسانیت انسانها و هم استعداد آنها شکوفا شود و نیز دستیابی به بالندگی سازمانی و توسعه هدفها و در نهایت، ارتقای سازمان تا سطح فرابالندگی امکانپذیر شود.
نیکسون[۱۷](۱۹۹۴) توانمندسازی را ناشی از تغییرات بیرونی و درونی برای سازمانها میبیند. تغییرات بیرونی منجر به کسب نتایج سطوح برتر رقابت و انتظار بالاتر از مشتریان میشود. چالشهای داخلی با نگهداری کارکنان، انگیزش و توسعه ارتباط دارد.
مطابق با نظریه بیچ[۱۸](۱۹۹۶) توانمندسازی نمیتواند از بالا به افراد تحمیل شود. سازمان به آهسته القا کردن فرهنگ توانمندسازی تمایل دارد و باید یک راه برای سیستمها و فرایندهای سازماندهی پیدا کند که کارکنان را محدود نکند.
کالینز[۱۹](۱۹۹۶) به مباحث تاریخی درباره دموکراسی برای بدست آوردن بینشی اشاره دارد که چطور در توانمندسازی، تغییر ریشهای در فرهنگ سازمانی میتواند ایجاد شود؟
او به دلایلی اشاره میکند که چرا افراد با شرکت در سیستم دموکراسی شکست میخورند و ویژگی فقدان آموزش و دانش را برای گروههایی برمی شمرد که با مشارکت یا شکست قادر به درک ارتباط بین مشارکت و تصمیمات سیاسی میشوند.
تغییر سازمان، تلاشی است برنامه ریزی شده، در سراسر سازمان که به وسیله مدیریت عالی سازمان اداره شده و اثربخشی و سلامتی سازمان را از راه برنامههای تغییر برنامه ریزی شده در فرایندهای سازمان، با بهره گرفتن از علوم رفتاری افزایش میدهد.
اهداف تحول سازمان عبارتند از:
۱) افزایش سازگاری بین ساختار، فرایندها، استراتژی، افراد و فرهنگ سازمان;
۲) ایجاد و توسعه راه حلهای نو و خلاقانه در سازمان;
۳) توسعه توانایی نوسازی سازمان(الوانی، ۱۳۸۵، ۲۶);
کوک[۲۰] (۱۹۹۴) مراحل اصلی فرایند توانمندسازی را در یک نمودار ( نمودار ۲) خلاصه نمود که طرحها، ارزشها، نقش مدیریت بعنوان یک عامل تسهیل کننده، کار گروهی، آموزش و توسعه و فرایند بهبود و اصلاح را شامل میشود که همگی در انتهای هر مرحله بازدید و کنترل میشوند.
نمودار ۲-۴- فرایند توانمندسازی(cook, 1994)
۲-۱-۱۸- توانمندسازی و ارتباط آن با فرایند تصمیم گیری
توانمندسازی، مشارکت یا مدیریت مشارکتی یک مفهوم مدرن در ادبیات اجرایی تجارت است(Wilkinson,1988). توانمندسازی هرچند همانند یک راه حل رضایت کارکنان و باروری بهبود و توسعه دیده میشود اما از نظر مخالفان، تنها همانند یک اقدام نسبت به کوچکسازی سازمان و افزایش حجم کار است، لیکن طرفداران توانمندسازی، آنرا مانند یک زیربنای ضروری بهبود مداوم در نظر میگیرند. موضوع توانمندسازی کارکنان غالباً توسط مدیران مورد استفاده قرار میگیرد. این مطلب به کارکنان فعال و خودکفا در کمک به سازمان در دستیابی به اهدافش اشاره دارد هرچند ریشههای آن در مسائل مربوط قبلی تحت عنوان درگیری کارکنان یا مشارکت کارکنان مطرح شده است. هدف تنها این نیست که مطمئن شویم تصمیمات موثر توسط کارکنان شایسته اتخاذ شود بلکه تهیه یک مکانیسم برای کسانی است که تصمیمات به آنها سپرده شده است و تقسیم اختیار و قدرت و اتخاذ تصمیمات مهم توسط آنها با مسئولیت همراه است. مسئول تصمیمگیری نیاز دارد که کارکنان به دانش سطح مدیریتی و اطلاعات در مورد سرمایهگذاری و تشکیلات اقتصادی دسترسی داشته باشند، بعلاوه به فرصتهایی برای یادگیری مهارتهای جدیدی که آنها را قادر خواهد کرد اطلاعات را درک کرده و بکار برند نیاز دارند. چنین اطلاعاتی ممکن است شامل اطلاعات فنی، اقتصادی یا جنبههای فردی و سازمانی شرکت باشد. یک محل کار دموکراتیک به آمادهسازی برای آموزش و تعلیم مداوم کارکنان نه فقط در رابطه با وظایف کاری ضروریشان بلکه برای نقش گسترده شان در مشارکت در تشکیلات اقتصادی پیچیده مدیریت نیاز خواهد داشت.
بدون مشارکت کارکنان در فرایند تصمیمگیری، پایه و اساس تعلیمات بدرستی حفظ نخواهد شد و به این علت اعضای سازمان نمیتوانند پاسخگوی کیفیت وظایفشان باشند. منابع انسانی حوزه تجارت باید بهتر از قبل به طرف رضایت مشتری هدایت شود. بطور کلی، توانمندسازی یک سبک مدیریتی است که مدیران تلاش را با استراحت اعضای سازمان تقسیم میکنند. مشارکت کارکنان در تصمیمگیری کار سادهای نیست. فرایند تصمیم از چند مرحله شبیه یک زنجیر تشکیل شده است که هر حلقه آن میتواند به همان اندازه با ارزش و ضروری در نظر گرفته شود. این مراحل عبارتند از:
شناسایی مسئله
ادغام مسئله
ادراک یا طراحی مرحله جایگزین
انتخاب یک جایگزین بعنوان تصمیم
اجرا و اصلاح تصمیم
همه این مراحل نیاز دارند که بدرستی شفاف شوند و در هر سطح از سلسله مراتب مدیران باید بطور مداوم همکاری و نفوذ داشته باشند. در هر سازمان تصمیمات، تنوع و گوناگونی دارند. بنابراین بهتر است که تصمیمات در سه دسته طبقهبندی شود:
نوع اول که اغلب به نام تصمیمات استراتژیک خوانده میشود، تصمیمات مربوط به امور درازمدت، پیچیده و غیر ساختمند است که توسط مدیران عالی رتبه اتخاذ میشود. اطلاعات مربوط به چنین تصمیماتی، عموماً تعریف نشده، غیر مبتنی بر موارد از پیش تجربه شده، با منشا بیرون از سازمان، جمع آوری شده از طرق غیر رسمی و کوتاه شده است.
نوع دوم از تصمیمات، اغلب به نام تصمیمات کنترلی مدیریت خوانده شده که توسط مدیران میانی اتخاذ میگردد. عموماً اطلاعات دریافتی برای این نوع تصمیمات، با معیارهایی از قبیل استانداردهای سازمان و یا بودجه سنجیده میشود. اطلاعات مربوط به این نوع تصمیمات، غالباً متوجه داخل سازمان، کوتاه مدت، تاریخی و سادهتر است.
نوع سوم، تصمیمات عملیاتی است. این قبیل تصمیمات به راحتی فرموله شده و سیستمهای کامپیوتری نیز میتوانند کار را راحتتر نمایند.
پس از ایجاد افراد توانمند در سازمان، تصمیمگیری عملکرد همه کارکنان در تمام سطوح در شکل ۲ نشان داده شده است.