مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پژوهش های پیشین درباره بررسی شاخص های کلیدی ارزیابی عملکرد مدیریت پرسنلی(مطالعه موردی دانشگاه ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

نرخ دانشجویان (مشروط، انصرافی، اخراجی) به کل دانشجویان دانشگاه

 

G3

 

 

 

 

 

۱۸

 

نسبت دانشجویان (بومی، غیر بومی) به کل دانشجویان دانشگاه

 

G3

 

 

 

 

 

۱۹

 

میانگین ساعات استفاده از بانک های اطلاعاتی توسط دانشجو، هیأت علمی یا کارکنان در هفته

 

G3

 

گزارش

 

 

 

۲۰

 

متوسط سن اعضای هیأت علمی

 

G3

 

 

 

 

 

۲۱

 

نرخ رشد اعضاء هیئت علمی

 

G3

 

گزارش

 

 

 

۱۲-۴. استخراج سنجه های عملکرد :
۱-۱۲-۴. شاخص های کلیدی عملکرد، شاخص های عملکردی، شاخص های نتیجه و شاخص های کلیدی نتیجه
شاخص های کلیدی با توجه به وزن آن‌ها یعنی اهمیتی که از نظر مدیران وکارشناسان متخصص سازمان دارند و تأثیری که هر یک از آن‌ها بر روی جنبه‌های کارت امتیازی متوازن می‌گذارند تعیین می‌شوند. وزن شاخص ها نشانگر اهمیت نسبی آن‌ها نسبت به یکدیگر در یک مقطع زمانی خاص است. یعنی ممکن است در یک مقطع زمانی دیگری اهمیت شاخص ها نسبت به هم تغییر کند. اما شاخص ها از نظر تعامل با جنبه‌های کارت امتیازی متوازن، هرچه جنبه‌های بیشتری را تحت تأثیر قرار دهند در واقع اهداف بیشتری از سازمان را نیز تحت پوشش قرار داده و بر روی عوامل حیاتی موفقیت بیشتری تأثیر می‌گذارند. آنچه که در اینجا حائز اهمیت است این که شاخص ها ممکن است بر روی تعدادی از جنبه‌های کارت امتیازی تأثیر بگذارند ولی درجه تأثیر بر روی هر جنبه متفاوت است. بنابراین لازم است میانگین امتیازاتی که خبرگان به شاخص ها می‌دهند محاسبه و در جدول درج شود. با این وصف انتخاب سنجه‌های بااهمیت ساده‌تر خواهد شد. با این توضیح همه شاخص ها را در یک جدول مانند جدول ۴-۸ می‌ریزیم . امتیاز هر سلول مقدار یک تا ۱۰ در نظر گرفته شده است. میانگین امتیازات خبرگان به هر سلول را در آن قرار می‌دهیم . چهار ستون ۱۰ امتیازی با مجموع حداکثر ۴۰ داریم . شاخص هایی که بالای ۲۰ امتیاز آورده‌اند و نمرات حداقل دو ستون آن‌ها بالای ۷ امتیاز است را استخراج می‌کنیم. در واقع با این کار تأثیر هر شاخص بر جنبه‌های بیشتری از کارت امتیازی متوازن را نیز لحاظ کرده‌ایم . حال شاخص هایی که در بیش از سه جنبه نمره بالای ۷ دارند به عنوان شاخص های بااهمیت و کلیدی محسوب می‌شوند . با توجه به تعریف شاخص ها در فصل دوم و دوره اندازه‌گیری آن‌ها نوع آن‌ها مشخص می شود. از تعداد ۶۱ شاخص عمومی در جداول ۴-۵, ۴-۶, ۴-۷، تعداد ۵۳ شاخص با اهمیت و۵۱ شاخص کلیدی استخراج‌شده‌اند که از این تعداد، ۱۴ شاخص کلیدی عملکرد، ۳۷ شاخص کلیدی نتیجه و ۸ شاخص نتیجه در جدول پایین ارائه شده است. شاخص های کلیدی عملکرد که در جدول فوق با نوع KPI مشخص‌شده‌اند بسیار اهمیت دارند و در صورت بروز اختلال، افت و یا خرابی وضعیت آن‌ها، بقیه شاخص ها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. لذا ارزیابی و نظارت مستمر بر این شاخص ها ضروری است. شاخص های کلیدی نتیجه نیز مهم هستند ولی به دلیل این که آن‌ها در یک دوره طولانی تری اندازه‌گیری می‌شوند لذا نمی‌توان تصمیمات آنی و سریع در مورد آن‌ها اتخاذ نمود.
پایان نامه - مقاله - پروژه
جدول۸-۴: شاخص ها و ارتباط آن با وجوه BSC

 

 

ارتباط با وجوه BSC

 

دوره اندازه‌گیری

 

نوع شاخص

 

عنوان شاخص

 

 

 

رشد و نوآوری

 

مالی

 

مشتری

 

فرایندهای دخلی

 

 

 

۹

 

۸

 

۷

 

۸

نظر دهید »
طرح های پژوهشی دانشگاه ها با موضوع ارزیابی عملکرد شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج نشان می دهد که کلیه متغیرهای پژوهش اعم از مستقل، وابسته به جز ICA در طی دوره پژوهش در سطح کل شرکت ها، با توجه به آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف دارای توزیع نرمال نبوده اند، چرا که احتمال pvalue آن ها کمتر از ۵% بوده است.
۴-۲-۱-۱- تحلیل عاملی بورس اوراق بهادار تهران
همان‌طور که در فصل سوم اشاره شد، در انجام تحلیل عاملی ابتدا باید از این مسأله اطمینان حاصل گردد که می توان داده های موجود را برای تحلیل استفاده نمود. در این راستا، از شاخص KMOو آزمون بارتلت استفاده می شود. نتایج برآورد شاخص KMO و آزمون بارتلت در اولین جدول از مراحل تحلیل عامل آورده شده است. در تحلیل نتایج فوق، عنوان می شود که چنان چه مقدار شاخص KMO به عنوان شاخص کفایت نمونه گیری، کم تر از ۵۰% باشد، نتایج تحلیل عاملی برای داده های مورد نظر چندان مناسب نیست. همان طور که مشاهده می شود، با توجه به نتیجه آزمون ذیل، می توان از نتایج تحلیل عاملی در این پژوهش بهره برد. همچنین، از آن جا که سطح معناداری آزمون بارتلت نیز کوچک تر از ۵% می باشد، تحلیل عاملی برای شناسایی ساختار مدل عاملی مناسب می باشد.
پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

جدول ۴-۲:تست بارتلت و KMO برای کل بورس اوراق بهادار

 

 

 

Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy.

 

.۶۹۹

 

 

 

Bartlett’s Test of Sphericity

 

Approx. Chi-Square

 

۹۹۰۹۰٫۳۴۱

 

 

 

df

 

۵۲۸

 

 

 

Sig.

 

.۰۰۰

 

 

 

با حرکت به سمت پایین پنجره نتایج، جدول کل واریانس توصیف شده مشاهده می شود. ردیف‌های این جدول، تعداد عوامل ایجاد شده با این آزمون را نشان می دهد. این فاکتورها یا عوامل با توجه به میزان نقش آن ها در تبیین واریانس مجموعه متغیرها مرتب شده اند. به عنوان مثال، با توجه به جدول مذکور می‌بینید که عامل اول حدود %۲۱ از واریانس مشترک موجود در مجموعه متغیرها را توجیه می کند، در حالی که عامل دوم حدود ۱۴ % از واریانس ایجاد شده در کل متغیرها را توجیه می نماید. در ستون اول هر یک از عوامل با شماره‌ای نشان داده شده است. با رفتن به انتهای جدولِ کل واریانس توصیف شده مشاهده می کنید که با بهره گرفتن از فن تجزیه و تحلیل عاملی،۳۳ عامل ایجاد شده است. البته، ممکن است در اولین نگاه این گونه به نظر برسد که تحلیل عاملی تأثیری در کاهش تعداد متغیرها نداشته و به جای۳۳ متغیر قبلی، مجدداً ۳۳ عامل جدید ایجاد نموده است. اما این گونه نیست. در این مرحله با توجه به معیار کیزر، فقط آن دسته از عواملی انتخاب می شوند که بیش تر از یک باشد. با توجه به این موضوع، تنها ۱۰ عامل از بین۳۳ عامل ایجاد شده قابل قبول است و مابقی آن ها برای تحلیل ها در نظر گرفته نمی شوند.

 

 

جدول ۴-۳: کل واریانس توصیف شده برای بورس اوراق بهادار

 

 

 

Component

 

Initial Eigenvalues

 

Extraction Sums of Squared Loadings

 

Rotation Sums of Squared Loadings

 

 

 

Total

نظر دهید »
دانلود پایان نامه در رابطه با بررسی درک مشتری از رقابت و تاثیر آن بر ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

رویکرد احتمالی نسبت به رویکرد کلاسیک از انعطاف پذیری بیشتری برخوردار است و بر مبنای شباهت ویژگی‎ها استوار است. در نتیجه، این رویکرد سلسله مراتب خاص خود را به وجود می آورد که با اصطلاحات زیر شناخته می شوند: «مناسب»، «معمولی» یا « ساختار سطح بندی شده».
مفهوم تشابه یا همانندی خانوادگی می تواند نمونه‎هایی را در یک طبقه جای دهد که ویژگی‎های تعریف شده‎ای نداشته باشند. بنابراین در رویکرد احتمالی، تاکید زیاد و غیرضروری بر تشابه خصوصیات باعث به وجود آمدن طبقات بی‎معنی شده است. این مطلب لزوم بازنگری کلی و ایجاد یک سری حد و مرزها برای در نظر گرفتن خصوصیات مشابه چیزها، برای قرارگرفتن در طبقه‎ای خاص را موجب شده است. رویکرد احتمالی تئوری طبقه‎بندی با وجود تمام مزیت‎ها و جذابیت‎هایی که نسبت به رویکرد کلاسیک دارد، خالی از اشکال نیست. این مطلب پژوهشگران را بر آن داشت که به جستجوی رویکردهای دیگری برای طبقه‎بندی بپردازند. انتقاد اصلی که به این رویکرد وارد است این است که ساختار سطح بندی شده آن نتوانسته است از زمینه اصلی هر کدام از اشیا و اعضای خود مستقل باقی بماند و پایه تشابه خصوصیات و اهمیت نسبی این تشابه در آن مشخص نیست (مدین، ۱۹۸۹).
پایان نامه
در این جا بحثی مطرح شده است که بدون تشابه خصوصیات فیزیکی هم می توان طبقاتی به وجود آورد که از پیوستگی لازم برخوردار باشند و « تشابه، برای عضویت در یک طبقه نه یک شرط لازم است و نه شرط کافی»(ریپس، ۱۹۸۹). افراد می‎توانند طبقاتی از چیزهای متفاوت را بر اساس هدفی خاص به وجود بیاورند و بین این اشیا منتخب، بر اساس دانش قبلی‎شان شباهت‎هایی بیابند. همبستگی مفاهیم بر اساس طرز تفکر و میزان دانش مردم شکل می‎گیرد و نه بر اساس خصوصیات مشترک اشیاء (مورفی و مدین[۴۹]، ۱۹۸۵).
طبقه‎بندی‎های هدف‎محور یا دانش‎بنیان، طبقه‎بندی‎هایی به وجود می آورند از عناصری که ممکن است هیچ خصوصیت مشابهی از نظر ویژگی‎های ظاهری محصول با یکدیگر نداشته باشند. این مفهوم که دانش قبلی افراد بر نوع طبقه‎بندی ذهنی آنها تاثیرگذار است، باعث به وجود آمدن طبقاتی انعطاف‎پذیر و پیوسته شده است.
پژوهشگران بازاریابی برای درک بهتر چرایی موفقیت برخی بسط برندها و شکست برخی دیگر به تئوری‎های طبقه‎بندی نیاز وافری دارند. بخش‎های بعدی این فصل اختصاص دارد به نقش و مفهوم تناسب در ارزیابی بسط برند.

تناسب محصول با طبقه و ارزیابی بسط برند

در سمینار رفتار مصرف‎کننده‎ای که در سال ۱۹۸۷ در دانشگاه مینه‎سوتا برگزار شد، بوش و همکارانش برای اولین بار بسط برند و نقش تناسب میان محصول و طبقه را بررسی کردند. آنها نقش مولفه‎های برند مادر و تشابه میان برند مادر و بسط برند را به صورت نظام‎مند آزمودند. نتایج اولیه ایشان نشان داد که اگر بسط برند به برند مادر شبیه باشد تعمیم رویکرد نسبت به برند مادر به بسط برند بهتر انجام می‎گیرد؛ بنابراین :
«هر چقدر تشابه میان کالای جدید و کالای تثبیت شده موجود بیشتر باشد، تعمیم رویکردهای مثبت یا منفی برند مادر به برند جدید قویتر خواهد بود»(بوش و لاکن، ۱۹۹۱).
تشابه، نقش مهمی را در پژوهش‎های بوش و دیگران(۱۹۷۹) بازی می‎کند. حتی ممکن است اگر مشتریان به این نتیجه برسند که برند جدید به برند مادر شباهت ندارد، رویکرد مطلوب آنها به برند مادر باعث ارزیابی منفی برند جدید بشود. آکر و کلر(۱۹۹۰) در پژوهشی که انجام دادند به نتایج مشابهی با نتایج بوش و دیگران (۱۹۸۷) رسیدند:
«رابطه میان تصویر کیفیت بالای یک برند و برند جدید مشتق شده از آن، فقط زمانی کاملا برقرار می‎شود که بین این دو برند، تناسب وجود داشته باشد» (آکر و کلر، ۱۹۹۰).
یافته های دو تحقیق ذکر شده حاکی از وجود یک فرایند تعمیم نگرش از برند مادر به برند جدید است که قضاوت در مورد تناسب میان آنها نقش متغیر تعدیل‎گر را در این فرایند بازی می‎کند. برای موفق شدن یک برند جدید، لازم است که بدانیم کدام‎یک از معیارهای تناسب در تعمیم موفقیت‎آمیز نگرش مثبت برند مادر به برند جدید از اهمیت بیشتری برخوردار است. آکروکلر می‎گویند نگرش مثبت و مطلوب به کیفیت برند مادر، بر اساس مؤلفه های مکمل بودن و جانشینی به برند جدید منتقل خواهد شد. آنها مؤلفه‎ی «مکمل بودن» را این‎گونه تعریف می‎کنند: زمانی که دو محصول (کالا) لزومأ با یکدیگر مصرف شوند؛ و مؤلفه ی جانشینی را این‎گونه : زمانی که دو کالا بتوانند به جای یکدیگر مورد استفاده قرار بگیرند مشتریان آنها را به عنوان جانشین یکدیگر در نظر می‎گیرند (آکر و کلر، ۱۹۹۰). نتایج تحقیقات آنها نشان داد که همبستگی منفی میان این‎ دو مفهوم وجود دارد؛ به این معنا که تنها یکی از این معیارها برای تعمیم نگرش مثبت از برند مادر به برند جدید (بسط برند)کافی است. با این وجود، مکمل بودن و جانشینی، معیارهای جهانشمولی برای انوع مختلف کالاها و بسط برند‎های مختلف نیستند. پژوهشگران مختلف معیارهای متفاوتی از مفهوم تناسب را به عنوان معیارهای اثرگذار بر فرایند ارزیابی بسط برند معرفی کرده‎اند. طبق گفته‎های چاکراوارتی و دیگران (۱۹۹۰) تشابه میان این برند تثبیت شده و برند جدید مشتق از آن (بسط برند آن) تاثیر مثبتی بر ارزیابی بسط برند دارد؛ اما با این وجود معیارهایی که مشتریان برای ارزیابی یک بسط برند به کار می گیرند، به نوع تداعی که در طول فرایند ارزیابی صورت می‎گیرد بستگی دارد (چاکراوارتی و دیگران، ۱۹۹۰). با توجه به کثرت مؤلفه‎هایی که می‎توانند تناسب میان برند مادر و برند جدید (بسط جدید) را تحت تأثیر قرار دهند، پیش بینی اینکه چه نوعی از تداعی‎های برند در فرایند ارزیابی بسط برند برانگیخته می‎شود مشکل خواهد بود زیرا: «ممکن است روابط درهم تنیده و پیچیده‎ای میان یک نام برند تثبیت شده و بسط طبقه یک محصول وجود داشته باشد» (چاکراوارتی و دیگران، ۱۹۹۰). اعتقاد بر این است که احتمالا زمانی که برند مادر و برند جدید، روابط محکم‎تر و بیشتری با یکدیگر داشته باشند و بنابراین معیارهای بیشتری از تناسب میان آنان برقرار باشد، نگرش مثبت یا منفی از برند مادر، راحت‎تر به برند جدید تعمیم می‎یابد (چاکراوارتی و دیگران، ۱۹۹۰). با این حال فقط روابط «برجسته و مطلوب مرتبط» در نظر گرفته شوند خود به موقعیت « برجسته» در نظر گرفته می شوند (مثل اینکه سونی برندی گرانبهاست) در حالیکه برخی دیگر وابسته به موقعیت هستند ( مثل اینکه بگوئیم سونی متخصص وسایل الکترونیک ظریف است).
آکلروکلر (۱۹۹۰ ) نتیجه گرفته‎اند که ارزیابی منفی بسط برند‎ها مربوط به ویژگی‎های آنها است، در حالیکه ارزیابی مثبت آنها بصورت عام و کلی و مربوط به نگرش‎های کلی در مورد برند است. همانند تداعی‎های برند، تداعی‎های مربوط به طبقه محصولی برند نیز بر فرایند ارزیابی بسط برند تأثیرگذار است؛ که این خود موجب سخت‎تر شدن و پیچیده شدن این فرایند می‎شود، مثلا اینکه فست‎فودها مضر هستند، یک ویژگی برای این طبقه محصول است اما اینکه مک دونالدز، غذاهای ارزان سرو کند یک تداعی برند است (آکلروکلر، ۱۹۹۰). بوش ولاکن (۱۹۹۱ ) رویکرد کاملا متفاوتی را نسبت به مفهوم تناسب اتخاذ کرده‎اند و معتقدند که به جای جستجوی تشابه میان محصول و طبقه محصولی مربوط به آن به منظور ارزیابی پتانسیل و احتمال موفقیت یک بسط برند، باید برندها را طبقه‎هایی از محصولات متفاوت دید. در این حالت بسط برندهای معمول مطلوب‎تر از بسط برندهای نامعمول ارزیابی خواهند شد (بوش ولاکن، ۱۹۹۱). منطبق و معمول بودن یک شی با طبقه‎اش، یک ارزیابی ذهنی است که افراد بر اساس دانش و درک‎شان از دو مفهوم انجام می‎دهند.
بوش ولاکن (۱۹۹۱ ) برای توضیح بهتر تأثیر انطباق در فرایند ارزیابی بسط برند (کالاو طبقه مربوط به آن)، مفهوم گستره برند را با این تعریف معرفی کردند که «تنوع میان انواع محصولاتی که با یک نام برند واحد شناخته می شوند». این بحث بطور ضمنی بیان می‎کند که تعداد ویژگیهای مشترک میان برند مادر و بسط برندآن لزوما تعیین کننده‎ی تناسب نیست؛ بلکه میزان منطبق و معمول بودن یک برند جدید با طبقه محصول موجود میزان تناسب آن برند را مشخص می‎کند. مزیت اصلی تناسب انطباق محور، این است که دیگر محدودیت‎های مربوط به تعیین سطوح مختلف اهمیت برای ویژگی‎های محصول را در ارزیابی میزان تناسب ندارد (بوش ولاکن، ۱۹۹۱).
بوش ولاکن (۱۹۹۱ ) در تحقیقات خود، میزان انطباق برند ارائه شده با برند مادر را سطح‎بندی کردند. طبق گفته‎های آنها، بسته به میزان انطباق برند جدید با برند اصلی (مادر)، بسط برندها با دو فرایند «قطعی» و «تدریجی» ارزیابی می شوند. بسط برندهایی که بیشترین همخوانی و بیشترین غیرهمخوانی را با طبقه محصول دارند، بسیار سریع‎تر از بسط برندهایی که همخوانی متوسطی دارند ارزیابی می‎شوند. بسط برندهایی که به شدت همخوان یا غیرهمخوان باشند بصورت قطعی ارزیابی می شوند و بنابراین فرایند تدریجی کمتری را نسبت به برندهایی که همخوانی متوسطی دارند طی می‎کنند. از سوی دیگر بسط برندهایی با همخوانی متوسط، فرایند ارزیابی کاملا تدریجی را طی می‎کنند و انطباق آنها با برند مادر باید به دقت محرز شود. این موضوع این را می‎رساند که معیارهای تناسبی که برای ارزیابی یک بسط برند مورد استفاده قرار می‎گیرند، به همخوانی آن برند با برند مادر نیز بستگی زیادی دارند (بوش ولاکن، ۱۹۹۱).

بسط برند چندگانه و ارزیابی بسط برند

اغلب پژوهش‎های انجام شده در زمینه فرآیندهای ارزیابی بسط برند، فرض را بر این گذاشته‎اند که شرکت‎ها در طول یک مدت کوتاه بسط برندهای متعددی را به بازار معرفی نمی‎کنند و تداعی‎های برند دچار تحولات زیادی نخواهد شد. اما برخی از شرکت‎ها از یک استراتژی رشد زیاد در مدت کوتاه پیروی می‎کنند و می‎خواهند این استراتژی را با معرفی چندین برند جدید اجرایی کنند؛ در حالیکه تنها برخی از این بسط برندها ممکن است موفق شوند و بسیاری نیز با شکست مواجه می‎شوند. معرفی یک برند جدید ساختار شناختی مشتریان نسبت به تصویر و تداعی های برند را از طریق «کدگذاری، ذخیره سازی و استفاده از اطلاعات جدید در مورد برند» تغییر می‎دهد و در نتیجه ادراک مشتری را از تناسب میان برند و بسط برندهای آینده آن تحت تأثیر قرار می‎دهد (لینچ و سرول[۵۰]، ۱۹۸۲). کلر و آکر (۱۹۹۳) به منظور تأکید بر ماهیت پویای ساختار دانشی مشتریان از برندها و کالاهای مشابه، این فرض را ارائه می‎دهند که ادراک تناسب میان یک برند اصلی و بسط برندهای آن با این مطلب تعدیل می‎شود که آیا برند اصلی قبلا بسط داده شده است یا نه و اینکه سطح کیفیت برند اصلی چقدر است (کلر و آکر، ۱۹۹۳) . اگر برندی قبلا بسط داده شده باشد، ارزیابی بسط جدید آن برند منوط خواهد به:
۱- آیا بسط قبلی برند موفق بوده است یا نه ؟ ۲- آیا بسط‎های پیشین چندگانه بوده‎اند یا تکی؟ ۳- آیا بسط‎های پیشین به برند مادر یا به برند جدیدی که می‎خواهد معرفی کند شبیه بوده است یا نه؟
آنها معتقدند اگر یک بسط برند جدید با برند اصلی «همانند» نباشد، معرفی بسط برندهای قبلی می‎تواند از این عدم تناسب میان کیفیت ادراک شده برند اصلی و برند جدید بکاهد. نتایج تحقیقات آنها نشان داد که اگر بسط برندهای بین برند تازه معرفی شده و برند مادر موفقیت‎آمیز نبوده باشند (مثلا کیفیت پائینی داشته‎اند) و کیفیت ادراک شده از برند مادر در سطح بالایی تصور شود، بسط برند جدید آسیب خواهد دید؛ اما بسط موفقیت آمیز برندهای میانی اگر کیفیت برند اصلی در سطح متوسطی تصور شود باعث بهبود بسط برند جدید خواهد شد. از سویی دیگر، اگر سطح کیفیت برند اصلی و بسط برندهای آن یکسان تصور شود، بسط برندهای میانی تأثیری بر ارزیابی بسط برند جدید نخواهند داشت. از یافته‎های گفته شده این‎گونه نتیجه‎گیری می‎شود که همزمان با تغییر ساختار دانشی مشتریان از برند، در طول زمان تداعی‎های برند نیز دچار تغییر می‎شوند که این مطلب نیز به نوبه خود باعث تغییر در معیارهای «برجسته» و «مرتبط» ارزیابی بسط برندها می شود.

ویژگی‎های برند مادر و ارزیابی بسط برند

تداعی‎های برند را می‎توان از طریق ویژگی‎های کالا، مزایای کالا، ویژگی‎های مشتریان و یا موقعیت استفاده کالا مشخص و تعریف کرد. برخی از نام‎های برند مثل سونی «گسترده» هستند و دامنه گسترده‎ای از محصولات مختلف را در بر می‎گیرند؛ در حالیکه برخی دیگر از برندها «متمرکز» تر هستند ( مثل Close up) و تنها یک یا تعداد معدودی از کالاها را شامل می‎شوند . داسین و اسمیت(۱۹۹۴) این مسئله را مورد بررسی قرار دادند که آیا ویژگی‎های سبد محصول برند مادر بر تناسب طبقه – محصول و همچنین ارزیابی بسط برندهای آن تأثیرگذار است یا نه. آنها تأثیر چند مورد را در این زمینه بررسی کردند . ۱- تعداد محصولات تحت عنوان یک برند. ۲- تفاوت سطح کیفیت این محصولات. ۳- میزان انطباق این کالاها با یکدیگر و با برند مادر. نتایج پژوهش‎های آنان نشان داد که تعداد کالاهایی که تحت یک نام وجود دارند اعتماد مشتریان را در هنگام ارزیابی یک برند تحت تأثیر مثبت قرار می‎دهند اگر کیفیت آن کالاها تفاوت زیادی از یکدیگر نداشته باشد (داسین و اسمیت، ۱۹۹۴).
افزودن کالاها به یک برند تا زمانی که سطوح کیفیت مربوط به برند مادر دست نخورده باقی بماند لزوما باعث تضعیف برند نخواهد شد. با این وجود نتایج تحقیقات این دو محقق نشان می‎دهند که شرکت‎ها نمی‎توانند برندهایشان را فارغ از تبعیض به طبقات محصول نامرتبط بسط دهند حتی اگر برند مادر و برندهای جدید مشتق از آن از کیفیت بالایی نیز برخوردار باشند باید به گونه‎ای شروع کند که ادراک مشتریان از مرتبط بودن محصول جدید زیاد دستخوش تغییر نشود.
داور (۱۹۹۶) معتقد است که :
«محصولاتی که درون یک طبقه‎ی مشابه قرار دارند نیز ممکن است از نظر قدرت و ماهیت ارتباطشان با نام برند از یکدیگر متفاوت باشند؛ که این باعث تفاوت در میزان و قدرت به خاطر آوردن دوباره آنها می‎شود و در نتیجه ارزیابی آن بسط برند را تحت تأثیر قرار می‎دهد» (داور، ۱۹۹۶). بنابراین تفاوت در میزان تناسب محصولات مختلف یک طبقه محصولی با نام برند خود، باعث می‎شود که مشتریان هنگام یادآوری ویژگی‎های محصولات در فرایند ارزیابی بسط آن برند با دشواری روبرو شوند. ارزیابی بسط برند مشتق شده از برند مادری که تنها یک نوع محصول را شامل می شود تحت تأثیر دو عامل دانش برند و موقعیت قرار می گیرد؛ در حالی‎که بسط برندهایی که از برند مادری یا چند محصول مختلف تحت یک نام مشتق شده‎اند فقط از شرایط موقعیتی تأثیر می‎پذیرند.

ثبات مفهوم برند و ارزیابی بسط برند

به دلیل تغییراتی که شرکت‎ها در پاسخ به نیازهای متغیر بازار در کالاها و خدمات جاری، معرفی کالاهای جدید، ورود به بازارهای جدید و یا تغییر در جایگاه‎یابی محصولات موجودشان به اجرا در می‎آورند، تداعی‎های برند دائما در حال تغییر هستند. بنابراین آن معیاری از تناسب که در معرفی یک برند جدید به عنوان معیار انطباق در نظر گرفته شده بود ممکن است برای بسط برند جدید‎تر تحت نام همان برند دیگر، لزوما معیار مناسبی نباشد.
پارک و دیگران (۱۹۹۱) اعتبار معیارهایی از تناسب را که تنها بر اساس شباهت‎های ظاهری پایه‎گذاری شده‎اند، مورد تردید قرار داده‎اند و معتقدند اگر بخواهیم مشتریان از بسط برند ما ارزیابی مثبتی داشته باشند باید « مفهوم برند میان برند مادر و بسط برند آن از ثبات کافی برخودار باشد» (پارک و دیگران، ۱۹۹۱). با توجه به تعریف آنها مفهوم برند:
«معانی منحصربه فرد یک برند (مثل پرستیژ) است که عموما از برداشت خاصی از ویژگی‎های محصول (مثل قیمت بالا، طراحی پرستیژی و ..) نشئت می‎گیرد و همچنین تلاشی است که شرکت به منظور ارائه تصویری خاص از محصول انجام می دهند» (پارک و دیگران، ۱۹۹۱).
پارک و دیگران (۱۹۹۱) بر اساس تئوری طبقه‎بندی خاطرنشان می‎سازد که کالاها را می‎توان بر اساس شباهت‎هایی غیر از شباهت‎های میان ویژگی‎های محصولات نیز طبقه‎بندی کرد. بر اساس این فرضیه شباهت‎های کالاها، هرچقدر هم که مهم باشند توضیح کافی برای تناسب میان برند و طبقه محصول یک بسط برند را فراهم نمی‎آورند. کالاها ممکن است ویژگی‎های فیزیکی مشترک زیادی داشته باشند اما مفهوم پشت این محصولات کاملا متفاوت از یکدیگر باشد. به عنوان مثال ساعت‎های سیکو و رولکس ویژگی‎های سطح محصولات مشترک بسیاری دارند، اما مفهوم برند هر کدام از این کالاها کاملا با یکدیگر متفاوت است. سیکو برندی کاربردی است در حالی‎که رولکس یک برند پرستیژی است (پارک و دیگران، ۱۹۹۱). بنابراین، این محققان معتقدند که معیارهای تناسب را نباید فقط به مشخصات فیزیکی محصول محدود نمود.
میزان تناسب درک شده فاکتوری است که کارکردی دوگانه و مطلوب‎تر دارد؛ زیرا هم مفهوم تشابه سطح محصول را در بر می‎گیرد و هم مفهوم همخوانی مفهوم برند را. اهمیت نسبی تشابه مشخصات فیزیکی و همخوانی مفهوم برند خود تحت تأثیر عامل تعدیل‎گر مفهوم برند قرار دارند. مؤلفه همخوانی مفهوم برند، برای برندهای پرستیژی به نسبت برندهای کاربردی مفهومی به مراتب مهم‎تر است. برندهای پرستیژی تا زمانی که مفهوم بسط برندشان با مفهوم برند مادر همخوان باشد، می توانند حتی به یک طبقه محصول غیرمشابه نیز بسط داده شوند (پارک و دیگران، ۱۹۹۱).
برونیارکزیک و آلبا (۱۹۹۴) با پارک و دیگران (۱۹۹۱) هم عقیده‎اند و اشاره می‎کنند که محققان قبلی در مورد نقش تشابه سطح محصول و تمایل به یک برند غلو کرده اند؛ زیرا متغیرهای دیگری در ارزیابی بسط برند دخالت دارند که تأثیرات کاملا متفاوتی را بر این مفهوم می‎گذارند. آنها از ۳ آزمایشی که انجام داده‎اند نتیجه می‎گیرند که زمانی که دانش مشتریان از برندهای مورد آزمایش زیاد باشد مفهوم روابط خاص برند از نقش تمایل و تشابه سطح طبقه، پیشی می‎گیرد. برونیارکزیک و آلبا(۱۹۹۴) فرضیات تناسب میان طبقه و محصول را که تحقیقات از پیشین بر آنها استوار بودند، مورد تردید قرار داده‎اند. آنها اینطور استدلال می‎کنند که نمی توان انتطار داشت که مشتریان تشابه کلی میان طبقه برند اصلی و طبقه برند بسط داده شده را درک کنند و ممکن است حتی یک ارتباط یکتا بتواند میان آن برند و طبقات بسط داده شده‎ی حتی نامشابه با آن، ارتباط برقرار کند (برونیارکزیک و آلبا، ۱۹۹۴).
برندهایی که محصولات محدودتری را شامل می‌شوند نمی‌توانند از برند اصلی خود فاصله زیادی بگیرند و این مطلب باعث از دست رفتن یک سری فرصت‌ها در بازار می‌شود.
برخی اوقات شرکتها فرصت‌های تجاری سودمند را در بازارهایی دورتر از محصولات فعلی و توانایی‌های تجاریشان می‌یابند. این فاصله ادراک شده، شرکتها را از ورود به چنین بازارهای دور از دسترسی باز می‌دارد؛ زیرا گمان می‌کنند فاقد تناسب کافی با برند اصلی‌شان می‌باشد. داور واندرسون (۱۹۹۴) مسئله ورود به طبقاتی که اساساً از برند اصلی دور بودند و خصوصاً برند شرکت‎هایی که بسط برندهای متعددی در طبقات محصول مختلفی داشتند را بررسی کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که تناسب مفهومی، ذهنی است و می‌توان آن را بدون تغییر در ویژگی‌های محصول با مولفه‌های دیگری تحت تاثیر قرار داد. موفقیت یک بسط برند به نوع درک مشتریان از همبستگی معنایی که نام برند اصلی برای آنان دارد بستگی دارد نه به مقایسه تک به تک محصولات و جستجوی تناسب میان آنها (داور و اندرسون، ۱۹۹۴).
داور واندرسون (۱۹۹۴) نشان دادند که با معرفی برنامه‌ریزی شده محصولات و افزایش تدریجی فاصله میان برندهای جدید و برند اصلی، می‌توان بسط برندهای چندگانه در طبقات محصولی مختلف را همخوان نشان داد. آنها این فرضیه را نیز بیان کردند که «جهت» بسط برند نیز همانند «فاصله» بسط برند، می‌تواند مولفه‌ی مهمی در ارزیابی بسط برند باشد. طبق نظر داور و اندرسون (۱۹۹۴) «فاصله»، قرابت ادراک شده میان برند مادر و طبقه هدف است، بطوریکه هر چه این قرابت بیشتر باشد فاصله میان این دو کمتر است. طبق عقیده آنها «جهت» گرایش بسط برند در فضا، بر مبنای میزان تناسب با برند مادر است که همخوانی ادراکی میان برند و برند اصلی را بوجود می‌آورد. نتایج حاصل از تحقیقات داور واندرسون (۱۹۹۴) نشان داد که همخوانی «جهت» بسط برندها مولفه‌ایی مهم در ارزیابی برندهایی است که بسط برند چندگانه دارند (داور و اندرسون، ۱۹۹۴).
بسط برندهایی که از نظر «جهت» با برند مادر همبستگی دارند، به احتمال بیشتری همخوان در نظر گرفته می‌شوند و به نسبت آنهایی که همبستگی جهتی با برند اصلی ندارند احتمال خریدشان بالا می‌رود (داور و اندرسون، ۱۹۹۴).
این یافته‌ها نتایج مهمی هستند؛ زیرا ثابت می‌کنند عواملی بیشتر از مشخصات ویژگی‌های فیزیکی کالاها را در مورد تناسب برند باید درنظر گرفت. مفهوم ادراکی از تناسب محصول را می‌توان بدون تغییردادن ویژگی‌های محصول وشاخصه‌های برند تغییر داد. این یافته‌ها با نتایج روانشناسی قضیه همخوانی دارند.
به عبارت دیگر طبقات محصول را می‌توان از طریق مکانیسم‌هایی جدا از مکانیسم‌های مبتنی بر انطباق ویژگی‌های محصول نیز در ذهن شکل داد و طبقات می‌توانند شامل چیزهایی غیر همخوان باشند که تنها با توجه به سیستم شناختی افراد با یکدیگر گروه‌بندی شده‌اند. هر و دیگران(۱۹۹۶) به نتایجی مشابه با یافته‌های تحقیقات داور و اندرسون(۱۹۹۶) رسیدند. یافته‌ها نشان داد که تناسب میان یک برند و بسط آن، می‌تواند از طریق مناسبات مشترک برند اصلی و طبقه هدف ارزیابی شود. آنها معتقدند که تعامل درون طبقه‌ای مفهومی گسترده‌تر و فراگیرتر از مفهوم تشابه میان ویژگی‌های محصول است. این مفهوم مبتنی بر قرابت ادراکی میان برند مادر و طبقه هدف است (هر و دیگران، ۱۹۹۶). مفهوم تعامل درون طبقه‌ای براساس فرآیندهای طبقه‌بندی دانش پایه شکل گرفته است؛ مبنی بر اینکه می‌توان یک برند را به یک طبقه متفاوت محصولی از نظر ویژگی‌های فیزیکی بسط داد در صورتی که بین آنها انسجام ادراکی وجود داشته باشد. انسجام ادراکی در زمینه بسط برند، به معنای انسجام مفهومی میان بسط برند و معنای شکل گرفته از برند مادر در ذهن است. به عنوان مثال بسط برند نایکی به طبقه راکت‌های تنیس، از نظر مشخصات فیزیکی بسط نامنسجمی است، اما از نظر ادراکی کاملاً از انسجام لازم برخوردار است.
مارتین و استیوارت(۲۰۰۱) تحقیقات پیشین روی ارزیابی بسط برند را مطالعه کردند و دریافتند که معیارهای تشابه که بر اساس تشابه ویژگیهای محصول با برند اصلی و همچنین انسجام ادارکی شکل گرفته است از شفافیت لازم برخوردار نیست و کاربرد عملی آنها نیز بسیار مشکل است (مارتین و استیوارت، ۲۰۰۱). آنها برای غلبه بر این نواقص، معیاری از تشابه را تحت عنوان مولفه «معطوف به هدف» ارائه دادند که بر اساس آن می‎توان چیزها را بر اساس هدف کاربرد آنها طبقه‌بندی نمود. این معیار با این دیدگاه غالب میان کارشناسان و محققان بازاریابی همخوانی دارد که مشتریان، مزیت را خریداری می کنند نه محصول را .مارتین و استیوارت (۲۰۰۱) این‎گونه نتیجه می‎گیرند که «تشابه ادارک شده ساختاری چند بعدی است و تعداد این ابعاد با توجه به درجه تناسب با هدف تعیین می‎شود» (مارتین و استیوارت، ۲۰۰۱).

اهمیت نسبی معیارهای تناسب

کلینک و اسمیت (۲۰۰۱) اتکای تحقیقات قبلی به مفهوم تناسب به عنوان معیاری برای سنجش موفقیت بسط برندها را مورد تردید قرار دادند. طبق نظر آنها مشتریان برای کاهش ریسک خرید محصول، از نام برندها استفاده می‌کنند (کلینک و اسمیت[۵۱]، ۲۰۰۱).
بنابراین نقش مفهوم تناسب در ارزیابی بسط برند خود تحت تاثیر عواملی مثل میزان خلاقیت مشتریان و فراوانی و مقدار اطلاعاتی که در مورد این برندهای جدید برای مشتریان فراهم آمده است، قرار دارد. یافته‌های آنان بر این مبنا استوار است که مشتریان خلاق و نوجو، ریسک‌پذیر هستند در حالیکه پذیرندگان نهایی اغلب سعی در کمینه کردن ریسک خرید با بهره گرفتن از اطلاعات بدست آمده از منابع چندگانه دارند و تنها به نام برند اکتفا می‌کنند. کلینک و اسمیت (۲۰۰۱) معتقدند افزایش قدرت خلاقیت مشتریان و ارائه اطلاعات بیشتر در مورد بسط برندها و محصولات جدید آن برند می‌تواند نقش مفهوم تناسب در ارزیابی بسط برند را کاهش دهد.
از مباحث ارائه شده می‌توان نتیجه گرفت که پیداست که «تناسب» طبقه محصول – برند ساختاری چند بعدی است و کاربرد معیار متناسب ممکن است از برندی به برند دیگر متفاوت باشد. تناسب محصول – طبقه، معمولاً از طریق ویژگی‌های فیزیکی محصول شناخته می‌شود. در حالیکه معیارهای مفهومی تناسب برند بر مبنای انسجام ادراکی و همخوانی میان برند جدید و برند مادر بنا نهاده شده‌اند.
بوش و لاکن (۱۹۹۱) برند را به عنوان یک طبقه در نظر می‌گیرند و معیار تناسب یک برند جدید با برند مادر را با میزان همخوانی آن برند با برند مادر اندازه‌گیری می‌کنند (بوش و لاکن، ۱۹۹۱). از این منظر ساختار طبقه‌بندی شده یا فاصله میان بسط برندهای مختلف با برند مادر را می‌توان برای ارزیابی میزان تناسب آنها با برند مادر به کار گرفت. کلروآکر(۱۹۹۲) هم مفهوم «فاصله» را برای نشان دادن میزان تناسب یک بسط برند با برند مادر استفاده کرده‌اند و آن را به ۳ دسته «نزدیک» ، «متوسط» و «دور» طبقه‌بندی کرده‌اند (کلروآکر، ۱۹۹۲). به این ترتیب به نظر می‌رسد برخی از معیارهای تناسب توضیح بهتری را برای فرایند ارزیابی بسط یک برند فراهم می‌آورند. مثلاً پارک و دیگران (۱۹۹۱) و برونیارکزیک و آلبا (۱۹۹۴) بر نقش مهم‎تر معیار «مفهوم برند» برای ارزیابی پتانسیل موفقیت یک بسط برند نسبت به معیارهای ویژگی‌های محصول تاکید می‌کنند (پارک و دیگران، ۱۹۹۱؛ برونیارکزیک و آلبا، ۱۹۹۴) . توبر[۵۲] (۱۹۹۳) نیز استفاده از معیار ویژگی‌های محصول و تشابه طبقه محصول را برای ارزیابی میزان تناسب مورد انتقاد قرار داده است و معتقد است این تحقیقات بر تناسب بیشتر تمرکز کرده‌اند تا بر قدرت نفوذ محصول جدید و ارزیابی میزان موفقیت آن (توبر، ۱۹۹۳).
اگر در ارزیابی توسعه‎پذیری یک برند، مفهوم را در نظر بگیریم، هر بسط برند معروفی را می توان موفق ارزیابی کرد؛ بنابراین یک بازاریاب می تواند اگر برند معروفی را در دست دارد در هر طبقه محصولی وارد و در آن موفق شود.
بنابراین به نظر می رسد که بسط برندهایی که از نظر مفهومی با برند مادر انسجام و پیوستگی بیشتری داشته باشد بدون در نظر گرفتن مشابهت فاصله آن تا برند مادر و هر گونه عدم تجانس مطلوب‎تر ارزیابی خواهند شد. این که چقدر تناسب لازم است تا یک بسط برند ارزشمند تلقی شود موضوع بحث بعدی را تشکیل می دهد.

میزان تناسب و ارزیابی بسط برند

تناسب میان یک برند و بسط برند مشتق از آن، نقش مهمی را در ارزیابی بسط برند ایفا می‎کند؛ ابعادی که برای ارزیابی میزان تناسب میان برند جدید و برند مادر استفاده می‎شوند. بسط برند و طبقه محصول مورد نظر، متغیر هستند و نمی توان آن را پیش بینی نمود. یافته‎های مطالعات زیادی نشان می‎دهند که یک رابطه خطی و مثبت میان میزان تناسب و مطلوبیت بسط برند وجود دارد؛ به این معنی که هرچقدر تناسب بیشتر باشد بسط برند مطلوب‎تر ارزیابی خواهد شد (آکر و کلر، ۱۹۹۰؛ بوش و لاکن، ۱۹۹۱؛ چاکراوارتی و دیگران، ۱۹۹۰؛ کلر و آکر، ۱۹۹۲؛ پارک و دیگران، ۱۹۹۱) .
این مسئله این سوال را به ذهن متبادر می‎کند که میزان تناسب چقدر باید باشد تا یک بسط برند مطلوب ارزیابی شود. لازم به ذکر است که براساس یافته‎های تحقیق آکر و کلر (۱۹۹۰) میزان سختی تولید یک برند جدید (محصول جدید) رابطه مثبتی با ارزیابی مطلوب‎تر آن محصول دارد؛ به این معنا که بسط برندهایی که به نظر می‎رسد با زحمت کمتری تولید شده‎اند از مطلوبیت کمتری میان مشتریان برخوردارند (آکر و کلر، ۱۹۹۰). این نتیجه نشان می‎دهد که برندهایی که به برند اصلی نزدیک‎تر هستند لزوماً موفق‌تر ارزیابی نمی شوند و حتی ممکن است بسط برندی که خیلی نزدیک به برند مادر ارزیابی می‎شود اگر به نظر برسد که زحمت زیادی برای تولید آن کشیده نشده است، این قرابت بسیار زیاد حتی ممکن است حتی به ضرر برند جدید تمام شود.

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره تبیین حدیث غدیر با توجه به آیات اکمال و ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • ابو جعفر محمّد بن جریر بن یزید بن خالد طبری آملی، متولد(۲۲۴) و متوفای(۳۱۰) . او کتاب ولایت را پیرامون حدیث غدیر نگاشته و آن را از بیش از هفتاد طریق روایت کرده است. حموی در «معجم الاُدباء »[۱۶۴]در شرح حال طبری گفته است :

 

وی کتابی درباره فضایل علی بن ابی طالب(ع) نگاشته است. درآغاز این کتاب پیرامون صحت روایات غدیر خم سخن گفته و سپس فضایل حضرت را بر شمرده هر چند تمام فضایل را گرد نیاورده است.
و نیز گفته است [۱۶۵] :
او هر گاه در کسی بدعتی می دیده، وی را طرد و از وی دوری می جسته است.

 

  • ابو عبّاس احمد بن محمّد بن سعید همدانی، حافظ، معروف به ابن عقده، متوفای(۳۳۳) .

 

وی کتاب ولایت را در طرق حدیث غدیر نگاشته است، و آن را به(۱۰۵) طریق روایت کرده است. ابن اثیر در «اُسد الغابه » و ابن حجر در کتاب «إصابه » از این کتاب بسیار نقل کرده اند.
مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر[۱۶۶]، (۲۶) تألیف در این باره بر شمرده است و در پایان گفته است :
پیرامون موضوع غدیر خم کتابهای دیگری نیز وجود دارد که در بحث صلات غدیر خواهد آمد.

۵٫حافظان مورد اطمینان و سرشناسان اهل سنت

این بحث را به انگیزه نیاز به اثبات صحت حدیث غدیر واثبات تواتر آن مطرح نمی کنیم‌؛ زیرا ذات این حدیث و جوهره قائم به نفس آن از هر گونه بحثی بی نیاز است.
با وجود اینکه راویان بسیاری از سندهای این حدیث، راویان دو کتاب «صحیح مسلم » و «صحیح بخاری » هستند، چه کسی می تواند صحت این حدیث را انکار کند؟!
و با توجه به اینکه هر دور و نزدیکی، شاهد این حادثه بوده و آن را روایت کرده و بیشتر نویسندگان حدیث، تاریخ، تفسیر و کلام آن را نگاشته اند، ‌و برخی نیز درباره آن کتابهای مستقلی نوشته اند، چه معاندی می تواند این حدیث را که با صرف نظر از برخی اختلاف واژه ها، تواتر لفظی دارد، و در تفاصیلش تواتر معنوی، و در برخی شئونش تواتر اجمالی دارد[۱۶۷]، رد کند؟!
مرحوم علامه امینی در کتاب الغدیر[۱۶۸](۴۳) نفر از کسانی که قائل به صحت و تواتر این حدیث اند را بر شمرده است ؛ برخی از آنها از این قرارند :

 

  • حافظ ابو عیسی ترمذی، متوفای(۲۷۹) .

 

وی در کتاب روایی خود پس از ذکر حدیث غدیر گفته است : «هذا حدیث حسن صحیح »[۱۶۹] [ این روایت، حدیثی حسن و صحیح است].

 

  • حافظ ابن عبد البر قرطبی، متوفای(۴۶۳) .

 

وی در کتاب «استیعاب »[۱۷۰] پس از ذکر حدیث مؤاخاه ‍]برادری علی(ع) با پیامبر اکرم(ص) ]‌و دو حدیث ولایت و غدیر گفته است : «هذه کلها آثار ثابته » [تمام این روایات آثاری ثابت هستند.].

 

  • فقیه ابو الحسن بن مغازلی، شافعی، متوفای(۴۸۳) .

 

وی در کتاب «مناقب »[۱۷۱] - پس از نقل حدیث از استاد خود ابوالقاسم فضل بن محمّد اصفهانی – گفته است :
ابوالقاسم بر این باور است که این روایت، حدیثی صحیح از رسول خدا(ص) است. و حدود صد نفر از جمله عشیره مبشره آن را روایت کرده اند. و آن، حدیثی ثابت است و هیچ اشکالی ندارد. این فضیلت ویژه علی(ع) است و هیچ کس با وی در آن شریک نیست.

 

  • حجه الاسلام ابو حامد غزالی، متوفای(۵۰۵) . وی در کتاب «سرّ العالمین »[۱۷۲]می نویسد :

 

حجت ‍[ برهان و دلیل ] پرده از رخ خود برداشته است، و همگان بر متن حدیث از خطبه رسول خدا(ص) در روز غدیر خم، اتفاق نظر دارند . ایشان در بخشی از این خطبه فرموده اند : «من کنت مولاه فعلی مولاه » . و عمر [ در مقام تبریک به حضرت علی(ع) ] گفته است : بخ بخ [ به به، خوشا، آفرین ].

 

  • ابن ابی الحدید معتزلی، متوفای(۶۵۵) . وی در شرح «نهج البلاغه »[۱۷۳]این حدیث را از روایات همگانی و معروف در فضایل امیر مؤمنان(ع) بر شمرده است.

 

  • حافظ ابن حجر عسقلانی، متوفای(۸۵۲) . وی در کتاب «فتح الباری »[۱۷۴]می گوید :

 

و امّا حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه » را ترمذی و نسائی روایت کرده اند، و این حدیث جدا دارای طرق فراوانی است که ابن عقده در کتابی مستقل همه آنها را گرد آورده است. وبسیاری از سندهای آن صحیح و حسن هستند. از امام احمد برای ما نقل شده که گفته است : برای هیچ یک از صحابه به تعداد فضایل علی بن ابی طالب، فضیلت نقل نشده است.
دانلود پایان نامه

 

  • حافظ جلال الدین سیوطی، شافعی، متوفای(۹۱۱) .

 

وی گفته است : «این حدیث متواتر است » . و بسیاری از علمای بعدی، آن را ازوی روایت کرده اند.

 

  • حافظ شهاب الدین بن حجر هیتمی مکی، متوفای(۹۷۴) .[۱۷۵]

 

  • سید محمود آلوسی بغدادی، متوفای(۱۲۷۰) .[۱۷۶]

 

 

داوری پیرامون سند حدیث

( و أن أحکم بینهم بما أنزل الله و لا تتبع أهوائهم) [۱۷۷]
[ و در میان آنها( اهل کتاب ) ، طبق آنچه خداوند نازل کرده، داوری کن ! و از هوسهای آنان پیروی مکن !]
در اینجا گروهی از مردان بزرگ علم، به تواتر حدیث اقرار کرده و منکر آن را سرزنش نموده اند و پیش از این دانستی اصحابی که این حدیث را نقل کرده اند و ما به روایت آنان دسترسی پیدا کرده ایم، (۱۱۰) نفر می باشند.هرگز از پیامبر خدا(ص) حدیثی نخواهید یافت که به این حد از یقین و تواتر و ثبوت رسیده باشد.
شمس الدین جزری در خصوص اثبات تواتر این روایت، رساله ای جداگانه نوشته و منکر آن را جاهل دانسته است‌، و حقّ هم همین است . و فقیه ضیاء الدین مقبلی نیز می گوید : «إن لم یکن معلوماً فما فی الدین معلوم»[۱۷۸] [ اگر این حدیث( با این همه مدارک) معلوم نباشد، دیگر در دین چیزی معلوم نخواهد بود.]
و بدخشی می گوید‌: «حدیث صحیح مشهور، و لم یتکلم فی صحته إلا متعصب جاحد لا اعتبار بقوله » [۱۷۹] [ این حدیث، صحیح و مشهور است، و به جز شخص متعصب و منکر که اعتباری به سخنانش نیست، درباره صحت آن بحث نمی کند].

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره : ارزیابی سیستم حمل و نقل شهری و نقش آن ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

امکان خصوصی­سازی با نظارت دقیق (بخش حمل و نقل عمومی و خصوصی).

 

۲

 

کاهش عرض و نامناسب بودن معبر در مسیر عابرپیاده و محور های شهری و نیز وجود شبکه ­های غیرمنظم با شیب تند در برخی از نقاط شهر

 

۲

 

 

 

میانگین سرویس­دهی مناسب ناوگان حمل و نقل شهری (۱۶ ساعت).

 

۳

 

کیفیت پایین معابر به لحاظ دست­انداز، خرابی آسفالت، آبگیر بودن و زیرسازی نامناسب در طول معابر شهری

 

۳

 

وجود پتانسیل بالا جهت اطلاع­رسانی در پایانه ­ها و ایستگاه­های درون­شهری.

 

۳

 

کمبود پارکینگ عمومی (طبقاتی) خصوصاً در مرکز شهر ، مراگز اداری، تجاری و غیره.

 

۳

 

 

 

موقعیت ترانزیتی و شاهراه ارتباطی و استفاده از ظرفیتها و قابلیت‌های (فراملی، فرامنطقه­ای، کشوری و استانی).

 

۴

 

عدم وجود تنوع در ناوگان حمل و نقل عمومی و خصوصی، همچنین نبود پیاده­رهواری و دوچرخه­سواری.

 

۴

 

تسهیل سفرهای درون­شهری از مناطق پیرامونی به هسته مرکزی و ضرورت تغییر نوع فعالیت در این محدوده از مسکونی به خدماتی.

 

۴

 

توسعه انعطاف­ناپذیر شبکه ­های حمل و نقل بدون در نظرگرفتن اهداف حمل و نقل در سطوح ملی– منطقه­ای، ضعف مدیریتی بر پروژه­ ها و تأسیسات زیرساختی حمل و نقل، و نیز در اولویت قرار ندادن و اتمام به موقع پروژه­ ها ، کمبود منابع مالی و عدم هماهنگی میان ارکان سیاستگذار و تصمیم­گیرنده در زمینه حمل و نقل شهری.

 

۴

 

 

 

۷- جمع بندی
در این فصل داده ­های جمع­آوری شده حاصل از پرسشنامه­، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابتدا نتایج امتیازات داده شده به هر فاکتور، در پرسشنامه توسط نرم­افزارExcell2010 تحلیل و طبق روش کار ماتریس SWOT برای ارزیابی سیستم حمل و نقل شهری کرمانشاه تنظیم گشت، در گام بعدی به ارائه راهکارها، نتایج و همچنین پیشنهادات استراتژیک و کاربردی، برای تحقق و اجرایی شدن مدل SWOT پرداخته شده است.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه

 

 

  • فصل پنجم: آزمون فرضیات و نتیجه­ گیری

 

 

۵-۱. مقدمه
اساس و فلسفه­ی کاربرد ماتریس SWOTاین است که در نهایت از طریق آن بتوان قوت­ها و فرصت­ها را حفظ نموده و تأثیرات منفی و مخرب ضعف­های درونی و تهدیدهای بیرونی را حذف و یا کاهش داد. همانگونه که در روش و فرایند کار نیز مشخص گردید، برای تدوین راهبردها ضمن بررسی و ارزیابی سیستم حمل و نقل شهری کلان­شهر کرمانشاه براساس، مطالعه و مشاهده ­میدانی و بهره­ گیری از نظر کارشناسان مربوطه، اصول برنامه­ ریزی راهبردی و اصول و مبانی سیستم حمل و نقل شهری راهنمای کار بوده است.
بنابراین در این تحقیق سعی شده است ابعاد این موضوع به تفسیر مورد تحلیل قرار گیرد، بدین منظور در فصل اول، در راستای اهداف تحقیق سؤالات و فرضیه­هایی مطرح شد، فصل دوم، مبانی نظری تحقیق مورد بحث قرار گرفت. فصل سوم، به معرفی محدوده مورد مطالعه اشاره شد و در فصل چهارم، یافته­های تحقیق طبق روش کار ماتریس SWOT مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در پرسشنامه توسط نرم­افزار Excell 2010 تحلیل شد. سپس از تحلیل آماری نرم­افزار SPSS برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شده است. در فصل پنجم، با توجه به یافته های تحقیق به سؤالات و فرضیه ­های مطرح شده مورد آزمایش قرار گرفته و در پایان از مباحث مطرح شده در تحقیق حاضر نتیجه ­گیری به عمل آمد سپس راهکارها و پیشنهادهای حاصل از انجام تحقیق در جهت مطلوبیت و بهبود سیستم حمل و نقل شهری کرمانشاه ارائه می­گردد.
۵-۲. آزمون فرضیات
۵-۲-۱. آزمون فرضیه اول
- به نظر می­رسد که سیستم حمل و نقل شهری کرمانشاه دارای نقاط قوت و ضعف می­باشد.
با توجه به ضرورت و اهداف فرضیه ­های تحقیق و همان‌گونه که از نتایج یافته­ ها برمی­آید عوامل درونی سیستم حمل و نقل شهری کرمانشاه دارای نقاط ضعف و قوت می­باشد.
در جواب به فرضیه اول، از سؤالات ۱ الی ۱۵ پرسشنامه نقاط ضعف و از سؤال ۳۵ الی ۴۵ نقاط قوت استفاده شد و نقاط ضعف توسط تحلیل عاملی مشخص شد که، عوامل تعیین شده ذیل را در سیستم حمل و نقل شهری کرمانشاه چگونه ارزیابی می­کنید؟
نقاط قوت سیستم با تحلیل عامل، به نظر شما عوامل تعیین شده ذیل در پیشبرد اهداف در زمینه سیستم حمل و نقل شهری کرمانشاه چه میزان می ­تواند مؤثر ­باشد؟
براساس نتایج جدول شماره (۴-۴) عوامل مؤثر درونی (نقاط­ ضعف، نقاط­ قوت،) اولویت­ بندی شده و چهار اولویت اولیه یا به عبارتی مهمترین آنها را براساس آزمون آماری فریدمن انتخاب نموده و به شرح ذیل می­باشد:
اولویت­ بندی نقاط ضعفW
۱- ۲W : عدم وجود برنامه­ ریزی دقیق جهت زمانبندی حرکت اتوبوس، تأخیر در زمان شروع حرکت آن در ایستگاهها و هدر رفتن زمان در سوار و پیاده­شدن با توجه به تراکم جمعیت.
۲- ۳W : نبود مسیر اختصاصی برای عبور خودروهای امدادی (آتش­نشانی، اورژانس، آمبولانس، پلیس و غیره) و نیز عدم تعریض معابر که امکان دسترسی اتومبیلهای امداد و خدمت­رسان در آنها وجود ندارد.
۳-۱W : رشد سریع وسایط نقلیه (خودروهای شخصی)، فرسودگی و قدیمی بودن برخی از وسایط نقلیه از قبیل (وسایل حمل و نقل عمومی و خصوصی) در ناوگان شهری.
۴- ۱۴W : انجام فعالیتها به صورت بخشی، غیرهماهنگ و غیرموازی.
اولویت­ بندی نقاط قوتS
۱- ۲S : احداث و وجود تقاطعهای همسطح و غیرهمسطح در شبکه ارتباطی.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 74
  • 75
  • 76
  • ...
  • 77
  • ...
  • 78
  • 79
  • 80
  • ...
  • 81
  • ...
  • 82
  • 83
  • 84
  • ...
  • 129

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 سوالات قبل از خواستگاری
 فروش نرم‌افزار آنلاین
 پیشگیری از خودمحوری در رابطه
 وابستگی ناسالم عاطفی
 زیباترین نژادهای گربه
 طراحی وب درآمدزا
 ویرایش ویدئو آنلاین
 مدیریت لینک‌های خروجی
 بازاریابی وابسته درآمدزا
 راز آشفتگی عاطفی
 تدریس زبان‌های خارجی آنلاین
 استارتاپ آنلاین درآمدزا
 حقایق بول تریر انگلیسی
 نگهداری ژرمن شپرد ورک لاین
 کسب درآمد خانگی جذاب
 بازاریابی پنهان مخرب
 آموزش جاوا اسکریپت
 افزایش تعامل شبکه‌های اجتماعی
 بازاریابی محتوایی فروشگاه آنلاین
 درآمد از عکاسی خانگی
 آموزش Jasper هوش مصنوعی
 سرپرستی سگ در تهران
 درآمد از سایت‌های کاریابی
 اصول تولید محتوا
 تغذیه سگ پیت بول
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ❌ هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ❌ هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها دقت کرد
  • نکته های طلایی درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • نکاتی که کاش درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • ⛔ هشدار!  رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه مساوی با زیان حتمی
  • توصیه های کلیدی و ضروری درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ⭐ توصیه های کلیدی  و اساسی درباره آرایش دخترانه
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه و زنانه که باید بدانید
  • هشدار : تکنیک‌هایی که درباره آرایش باید به آنها دقت کرد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان