مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی پایان نامه های انجام شده درباره : انتخاب رکورد مناسب زلزله جهت انجام تحلیل دینامیکی سازه ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
 

۱۶۸

 

LANDERSNPS090(USGS STATION 5070)

 

۱٫۴۵۱۱۲۴

 

 

 

۲۹۶

 

NORTHRW15180(USC STATION 90020)

 

۱٫۴۸۹۲۴۷

 

 

 

اگر جدول ۳-۵۶ با جدول ۳-۱۲ مقایسه شود مشاهده می شود تمامی رکوردهای انتخاب شده به جز رکورد شماره ۳۴۷ که به جای رکورد ۱۴۲ است یکی هستند و تنها تفاوت در ضرایب مقیاس آن ها ست. پس می توان گفت پارامترهای ژنتیک این برنامه بر روی ضرایب مقیاس به خوبی عمل می کنند.
در شکل ۳-۳۵ نمودار روند بهبود تابع شایستگی برای برنامه الگوریتم ژنتیک که با مقادیر کنترل شده هر یک از متغیر های بهینه یابی بدست آمد رسم شده است.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
شکل ۳- ۳۵- نمودار روند بهبو تابع شایستگی پس از کنترل مقادیر پارامتری ژنتیک دودویی
در شکل ۳-۳۶ شتابنگاشت رکوردهای انتخاب شده توسط الگوریتم ژنتیک باینری قبل و بعد از ضرایب مقیاس رسم شده است. می توان بهبود نتایج پس از مقیاس کردن را در آن ها مشاهده نمود.
شکل ۳- ۳۶–سمت راست شتابنگاشت های منتخب مقیاس شده سمت چپ شتابنگاشت های منتخب مقیاس نشده

۳-۵ ارائه الگوریتم ژنتیک هیبریدی (انتخاب پارامترهای کنترلی بهینه یابی توسط الگوریتم ژنتیک)

با توجه به نزدیک بودن تقریبی خطاها به یکدیگر، یکی از مهم ترین عوامل در میزان دقت و کارایی این برنامه ها تخمین صحیح پارامترهای آن هاست. در صورتی که این پارامترها به درستی محاسبه شوند، اختلاف بین طیف پاسخ و طیف طرح بشدت کم می شود با توجه به تعداد نسبتا زیاد این پارامترها کاربرد شیوه های مبتنی بر سعی و خطا تا حد زیادی متکی بر مهارت کاربر می باشد به همین علت در این پژوهش یک برنامه الگوریتم ژنتیک هیبریدی نوشته شده است تا کاربر مبتدی که قدرت تشخیص برای مقادیر مطلوب پارامترهای بهینه یابی را ندارد بتواند از آن استفاده کند. این برنامه دارای دو ژنتیک است که همزمان با یکدیگر اجرا می شوند و همین طور دارای سه کروموزوم می باشد و جواب های نزدیک به جواب بهینه حاصل می کند. این برنامه خود قادر است محدوده ضرایب مطلوب و مقادیر همبری و جهش هر کروموزوم را در اختیار کاربر قرار دهد.
الگوریتم ژنتیک هیبریدی می تواند با روش های قبلی رقابت کند به این معنی که می تواند مقادیر پارامترهای کنترلی بهینه یابی را توسط الگوریتم ژنتیک دیگری که داخل الگوریتم ژنتیک اول است معین نماید و به نتایج مطلوب و نزدیک به بهینه در کمترین زمان و بهر راحتی در اختیار کاربر قرار دهد.
روند الگوریتم ارائه شده در این بخش در شکل ۳-۳۷ نمایش داده شده است.
خیر
شکل ۳- ۳۷- ساختار الگوریتم ژنتیک هیبریدی
ج- ۱- اجرای برنامه با مقادیر پیشنهادی توسط الگوریتم ژنتیک برای رمزدهی دودویی
در نهایت برنامه الگوریتم ژنتیک هیبریدی توانسته است مقادیر پارامترهای کنترلی بهینه یابی را معرفی نماید. این مقادیر پیشنهادی توسط برنامه ژنتیک هیبریدی در جدول ۳-۵۷ ارائه شده است.
جدول ۳- - ۵۷ مقادیر پارامترهای بدست آمده از الگوریتم هیبریدی

 

 

محدوده مقیاس گذاری

 

اندازه جمعیت

 

تعداد نسل

 

نرخ همبری کروموزوم۱

 

نرخ همبری کروموزوم۲

 

نرخ جهش کروموزوم۱

 

نرخ جهش کروموزوم۲

 

 

 

.۳۲۵۹-۱٫۰۰۰۵

 

۲۰۰

 

۳۰۰

 

۰٫۲۶۸۶

 

۰٫۳۱۷۷

 

۰٫۵۷۶

 

۰٫۰۴۷۵

 

 

 

پس از پنج مرتبه اجرای برنامه ژنتیک دودویی با مقادیر الگوریتم هیبریدی به نتایج جدول ۳-۵۸ رسیدیم. که در زیر مشاهده می شود.
جدول ۳- - ۵۸ نتایج اجرای برنامه با مقادیر بدست آمده از الگوریتم هیبریدی

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی ساختار هسته ها از دیدگاه مدل شبه کوارکی- فایل ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

(۴-۳۶)
با در نظر گرفتن مولفه­های اسپین تابع موج دوترون به شکل زیر خواهد بود.
(۴-۳۷)
در این رابطه حاصل­ضرب  با بهره گرفتن از رابطه (۴-۳۵) به صورت زیر در خواهد آمد.
(۴-۳۸)
که جمعاً  جمله خواهد بود که به صورت زیر خلاصه شده است.
(۴-۳۹)
جمله  نیز شامل ۸۱ جمله خواهد بود که با تعویض از حالت قبل به دست می آید.
۴-۴-۲- محاسبه گشتاور دو قطبی مغناطیسی دوترون
در غیاب حرکت اربیتال مقدار حرکت گشتاور مغناطیسی دوترون به طور ساده مجموع برداری شش کوارک تشکیل دهنده آن می­باشد.
(۴-۴۰)
این عبارت به ویژگی­های طعم کوارک ( زیرا کوارک­های u و d گشتاور مغناطیسی متفاوتی دارند) و به ترکیب اسپین (چون جهت نسبی شش دو قطبی را تعیین می­ کند) بستگی دارد.
گشتاور دو قطبی ذره­ای با اسپین ، بار q و جرم m عبارت است از:
(۴-۴۱)
در مکانیک کوانتومی، گشتاور مغناطیسی قابل مشاهده، به طور عملیاتی در راستای بزرگ­ترین مولفه تکانه زاویه­ای تعریف می­ شود [۲۶].
اندازه رابطه (۴-۴۱) برابر است با ، دقیق­تر بگوییم این اندازه  در حالت اسپین بالاست که برای آن . برای کوارک داریم
پایان نامه - مقاله - پروژه
(۴-۴۲)
بنابراین گشتاور دوقطبی مغناطیسی دوترون با رابطه زیر داده می­ شود؛
(۴-۴۳)
تابع موج دوترون در معادله (۴-۳۹) آمده است. جمله اول برابر  و حالا:
(۴-۴۴)
بنابراین مقدار انتظاری گشتاور مغناطیسی ناشی از جمله اول برابر است با:
(۴-۴۵)
برای تک­تک جملات به همین صورت محاسبه می­کنیم، که نتیجه به صورت زیر است.
(۴-۴۶)
همچنین برای جمله دیگر همین مقدار به دست خواهد آمد.
(۴-۴۷)
بنابراین گشتاور دو قطبی مغناطیسی دوترون با رابطه زیر داده می شود.
(۴-۴۸)
(۴-۴۹)
(۴-۵۰)
 مگنتون هسته­ای است،  جرم پروتون و  جرم­های کوارک­های u و d است [۴۵].
اگر عدد به دست آمده را با مقدار مشاهده شده تجربی یعنی  مقایسه کنیم سازگاری خوبی یافت می شود. در مدل پوسته­ای با در نظر گرفتن اینکه دوترون در حالت پایه  است، مقداری که برای گشتاور دو قطبی مغناطیسی دوترون به دست آمده است برابر با  است. با مقایسه معلوم می­ شود که مقداری که در اینجا به دست آورده­ایم به مقدار تجربی آن نزدیک­تر است. در مدل پوسته­ای برای اینکه سازگاری با مقدار طبیعی بیشتر شود فرض می شود که اتم تنها در حالت  نباشد بلکه تابع موج با حالت  مختلط شده است [۴۸]. مقدار عددیی که برای جرم کوارک در نظر گرفته شده، در واقع جرم موثر متوسط کوارک­های بالا و پایین در درون باریون­هاست، این امر ما را به سوی این موضوع رهنمون ساخت که کوارک­های سازنده دوترون می­توانند علاوه بر نوکلئون­ها دیگر باریون­ها را نیز تشکیل دهند. با در نظر گرفتن خصوصیات معلوم دوترون، باریون­هایی که احتمال تشکیل آنها در دوترون وجود دارد را مشخص می­کنیم و بر این اساس گشتاور دو قطبی مغناطیسی دوترون را محاسبه می­کنیم.

محاسبه گشتاور دو قطبی دوترون با در نظر گرفتن امکان تشکیل باریون­های ، ، ، ، p و n
دوترون که از سه کوارک up و سه کوارک down تشکیل شده است فرض می­ شود که این شش کوارک کاملاً در درون دو نوکلئون مقید نیستند بلکه فرض می­ شود که این دو باریون به کوارک­های سازنده­یشان شکسته می­شوند و سپس دو باریون دیگر تشکیل می­ شود این دو باریون لزوماً دو نوکلئون یا دو باریون قبلی نیستند. تعداد زوج باریون­هایی که که می­توان از این شش کوارک تولید کرد شامل زوج­های ذیل می­باشد.
(۴-۵۱)
دوترون دارای بار الکتریکی واحد است و این شرط در نوشتن زوج باریون­های تشکیل شده دخالت داده شده است. اگر چه جرم باریون­های دلتا بیشتر از جرم نوکلئون­هاست و انرژی بستگی دوترون تنها کمی بیشتر از  است و نمی­تواند جواب­گوی این اضافه جرم باریون­های دلتا به نسبت نوکلئون­ها باشد، اما با در نظر گرفتن اصل عدم قطعیت هایزنبرگ[۳۴] بین تغییرات انرژی و تغییرات زمان چنین امکانی عملی خواهد شد. باریون­های دلتا از طریق نیروی قوی واپاشی می­ کنند و نیمه عمر آنها برابر با  است و بنابراین تغییر انرژی آنها، با در نظر گرفتن رابطه  ، می ­تواند چند صد مگا الکترون ولت باشد. حال تابع موج دوترون طوری باید نوشته شود که تمام حالت­های ممکن تشکیل دو باریون در آن لحاظ شود. بنابراین تابع موج دوترون به شکل زیر است.
(۴-۵۲) 
در اینجا مربع ضریب هر جمله بیانگر احتمال تشکیل دوترونی است که از زوج باریون مورد نظر ساخته شده است به عنوان نمونه  احتمال تشکیل دوترون ساخته شده از باریون­های  و  است و . . . . این ضرایب در ادامه محاسبه شده ­اند. مشابه معادله (۴-۲۷) تابع موج هر زوج باریون رابه شکل زیر می­نویسیم
(۴-۵۳) 
در اینجا  و  تابع موج هر کدام از باریون­های تشکیل شده در درون دوترون می ­تواند باشد. بنابراین تابع موج دوترون به صورت زیر گسترده می­ شود.
(۴-۵۴) 
این تابع موج طوری نوشته شده است که نسبت به جابجایی هر دو باریون پاد متقارن می­باشد. تابع موج دوترون همچنین از چهار قسمت اسپین، طعم، فضا و رنگ ساخته شده است؛ مانند معادله (۴-۲۵). بنابراین هر جمله از معادله (۴-۵۲) باید به صورت معادله (۴-۲۵) نوشته شود. در اینجا بحث­هایی که در قسمت قبل راجع به قسمت فضایی و قسمت رنگ تابع موج گفته شد نیز صادق است. با فرض اینکه دوترون در حالت پایه است، یعنی  بنابراین قسمت فضایی تابع موج متقارن است. قسمت رنگ تابع موج به خاطر یگانه بودن رنگ برای هر باریون پاد متقارن خواهد بود. بنابراین حاصلضرب قسمت اسپین و قسمت طعم تابع موج هر باریون باید متقارن باشد. بنابراین انتخاب تابع موج اسپینی و طعم باید این امر را برآورده سازد. در مورد نوکلئون­ها این قسمت از تابع موج در قسمت­ های قبلی این فصل محاسبه شده است. به خاطر اینکه نوکلئون­ها دارای اسپین  هستند از ترکیب­های آمیخته اسپینی و طعمی استفاده شد، تا یک تابع متقارن به دست بیاید. در مورد باریون­های دلتا، ، شرایط متفاوت است. این باریون­ها دارای اسپین  هستند و در ساخت تابع موج اسپینی آنها از رابطه (۴-۲۹) استفاده خواهد شد. همانطور که از این رابطه مشاهده می­ شود نسبت به جابجایی هر دو ذره­ای متقارن می­باشد. بنابراین قسمت طعم تابع موج برای باریون­های دلتا نیز باید متقارن در نظر گرفته شود؛ تا حاصلضرب این دو قسمت از تابع موج متقارن باشد. در نظر داشته باشیم که قسمت رنگ تابع موج پاد متقارن است. حال حاصلضرب  برای باریون  به شکل زیر است.
(۴-۵۵) 
در اینجا تابع طعمی که برای باریون  استفاده شده به صورت  است. سادگی آن به خاطر یکسان بودن سه کوارک تشکیل دهنده آن می­باشد. برای سه باریون دیگر به همین طریق حاصلضرب  را حساب می­کنیم  آنها در زیر آورده شده است. برای قسمت  آنها از رابطه (۲۹-۴) استفاده می­ شود.
(۴-۵۶) 
حال معادله (۴-۵۴) را برحسب اسپین و طعم کوارک­های تشکیل دهنده آن گسترش می­دهیم. برای این منظور باید در نظر داشته باشیم که اسپین دوترون برابر با یک است. این شرط محدودیتی بر روی ساخت تابع موج اعمال خواهد کرد. دو باریون دلتا که هر کدام دارای اسپین  هستند وقتی که با هم یک سیستم تشکیل می­ دهند می­توانند دارای اسپین ۰، ۱، ۲ و ۳ باشند. تنها حالتی را در نظر می­گیریم که اسپین برایند برابر با یک شود. همانطور که قبلاً در این فصل بیان شد، در مکانیک کوانتومی، گشتاور مغناطیسی قابل مشاهده را به طور عملیاتی در راستای بزرگ­ترین مؤلفه تکانه زاویه­ای تعریف می­ کنند. چون هدف به دست آوردن گشتاور دو قطبی مغناطیسی است، بنابراین تنها مؤلفه­ای از تابع موج دوترون را محاسبه می­کنیم، که مؤلفه اسپین آن یک باشد. بنابراین با در نظر گرفتن تابع موج دوترون که مؤلفه z آن برابر با یک باشد، جملات معادله (۴-۵۲) به صورت زیر در می ­آید.
(۴-۵۷) 
(۴-۵۸) 
(۴-۵۹) 
(۴-۶۰) 
(۴-۶۱) 

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها با موضوع معانی ذهنی کنشگران جنبش زنان ایران- فایل ۱۶
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

البته، علاوه بر جریان‌های فوق‌الذکر، لازم است که به حضور کنشگران دیگری نیز در جنبش زنان اشاره نمود. اگرچه این فعالان را نمی‌توان به عنوان جریان شناسایی کرد، اما از برخی جهات ویژگی‌هایی دارند که در میان سایر فعالان جنبش بصورت مشخص‌تری دیده می‌شوند. منظور از این کنشگران، طیف گسترده ای از دختران دانشجو، زنان روزنامه‌نگار و همچنین زنان حقوق‌دان و وکیلی است که در جنبش زنان فعال هستند. در واقع، این سه گروه را می‌توان به عنوان قشرها یا صنف‌هایی در جنبش به حساب آورد که در میان پنج جریان مورد اشاره جنبش پخش هستند. به عبارت دیگر، جریان‌های مختلف جنبش زنان هر یک به میزان توانمندی و فعالیتی که دارند، سعی می‌کنند تا از میان این گروه‌ها به یارکشی پرداخته و در واقع، منابع انسانی مورد نیاز خود را بسیج نمایند.
به عنوان مثال، «کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت» تشکلی از دختران دانشجو است که زیر مجموعه جریان دانشجویی تحکیم وحدت فعالیت می‌کند. اما این دانشجویان در واقع، دو حوزه فعالیت دارند، آنها هم در فعالیت‌های دانشجویی حضور دارند و هم در میان جریان‌های مختلف جنبش زنان در حال رفت و آمد هستند. البته، جریان‌های مختلف جنبش زنان تمایل دارند که از میان آنها نیروهایی را برای خود جذب کنند. به عنوان مثال، بسیاری از این دختران دانشجو جذب کمپین یک میلیون امضاء شده است؛ از سوی دیگر برخی از آنها هم به گروه میدان زنان تمایل دارند که در واقع گروه دانشجویی این جریان از زنان هستند. البته، برخی از دانشجویان نیز در میان هر دو جریان فعالیت می‌کنند. برخی از دانشجویان با گرایش‌های چپ نیز هستند که یا به کمپین یک میلیون امضاء متمایل هستند یا به گروه زنان چپ‌گرا.
دانلود پایان نامه
در گروه وکلا و حقوق‌دانان نیز می‌توان به «کانون مدافعان حقوق بشر» و همچنین «شبکه وکلای داوطلب» اشاره کرد که هر دو در زمینه حقوق زنان فعالیت‌های بسیاری دارند. به عنوان مثال، برخی از زنان حقوق‌دان عضو کانون مدافعان حقوق بشر از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضاء بوده‌اند و در تدوین و اجرای برنامه آموزشی این کمپین نقش فعالی داشته اند. شبکه وکلای داوطلب نیز در واقع، جمع وکلای وابسته به گروه میدان زنان به حساب می‌آیند. البته، وکلای مستقلی نیز هستند که به صورت فردی با جریان‌های مختلف جنبش زنان همکاری دارند. وکلا نیز مانند دانشجویان ممکن است در میان جریان‌های مختلف بطور سیال در رفت و آمد باشند. در مورد روزنامه نگاران نیز، وضعیتی مشابه وجود دارد. زنان روزنامه نگار یا وب‌نگار بسیاری نیز در جریان‌های مختلف جنبش زنان فعال هستند. برخی از آنها به کمپین یک میلیون امضاء نزدیک هستند، برخی به گروه میدان، و تعدادی نیز به زنان اصلاح‌طلب.
گفتمان ها و چارچوب های تفسیری
در چهارمین بخش از فصل چهارم، به بررسی نظرات کنشگران شاخص در جریان‌های مورد اشاره در جنبش زنان پرداخته شده است. در واقع، از طریق بررسی مفاهمه ای نگرش آگاهی‌دهندگان هر یک از جریان‌های جنبش زنان، تلاش شده است تا معانی ذهنی آنها بطور کلی تحت دو مقوله ۱. تحلیل وضعیت موجود زنان، و ۲. چگونگی تغییر این وضعیت، استنباط و استخراج گردد.
بر اساس نتایج مصاحبه‌های زمینه یابی، افرادی به عنوان آگاهی‌دهندگان هر یک از جریان‌های جنبش زنان مشخص شدند، که مصاحبه ای با هر کدام از آنها صورت گرفته است. در ضمن، مقالات آنها نیز که مرتبط با سوالات تحقیق بودند مورد بررسی قرار گرفت. از ائتلاف یک میلیون امضاء با نوشین احمدی خراسانی، خدیجه مقدم، و ناهید کشاورز؛ از گروه میدان با شادی صدر و محبوبه عباسقلی‌زاده؛ از ائتلاف زنان اصلاح‌طلب با فریده ماشینی و زهرا شجاعی؛ از زنان چپ‌گرا با نازی اسکویی و از زنان ملی-مذهبی با مرضیه مرتاضی لنگروی مصاحبه شد. همچنین با شهلا شرکت به عنوان یک ژورنالیست تاثیرگذار در جنبش زنان و متمایل به زنان اصلاح‌طلب و گروه میدان؛ و ژیلا بنی یعقوب از روزنامه نگاران نزدیک به کمپین یک میلیون امضاء نیز مصاحبه شد. البته، با زنان دیگری نیز در جریان این تحقیق مصاحبه به عمل آمد، اما نه به عنوان افراد شاخص جریان‌ها، که در ادامه به آنها نیز اشاره خواهد شد.

تحلیل وضعیت زنان
اظهارات کنشگران شاخص جریان‌های مختلف جنبش زنان در پاسخ به سوالاتی درباره اینکه زنان در جامعه ایران چه رنج‌ها و تبعیض‌هایی را متحمل می‌شوند، و همچنین علل و دلایل ایجاد کننده این وضعیت چیست، بیانگر تحلیل آنها از وضعیت زنان است. بر این اساس، در مصاحبه‌هایی که با آگاهی‌دهندگان جنبش زنان انجام شد، نتایج متفاوتی به دست آمد. از یک سو، برخی از آنان معتقد بودند که موضوعاتی همچون فقر و نابرابری‌های اقتصادی، مسئله اصلی زنان است؛ و از سوی دیگر، برخی نیز بر مشکلات خاص زنان تاکید داشتند، و به محورهایی همچون قوانین تبعیض آمیز در حوزه خانوادگی، خشونت علیه زنان، و همچنین جداسازی جنسیتی در عرصه عمومی اشاره کردند.
برخی از مصاحبه شوندگان اساساً مسئله زنان را فی نفسه موضوعی خاص قلمداد نمی کردند، و آن را در قالب سایر مسائل اجتماعی مورد بررسی قرار می‌دادند. به عنوان مثال، مرضیه مرتاضی لنگرودی، از زنان ملی-مذهبی و همچنین از اعضای گروه مادران صلح، در مصاحبه با محقق[۱۰۹]، اظهار داشت: «اگر نگاه تاریخی بکنیم، برخی از ساختارهای تاریخی هم زن و هم مرد را فرودست نگاه می دارند، مالکیت خصوصی باعث می شود بخشی از زنان و مردان تحث سلطه بخشی دیگر قرار بگیرد. مسئله زنان برای من در میان همه مسائل اجتماعی است. باید ببینیم که چه ساختارهایی باعث می‌شود که زنان هم فرودست باشند. البته، در کل اگر به فرودستی در اجتماع نگاه کنیم من فکر نمی کنم زنان فرودست، فرودست تر از مردان فرودست باشند». وی حتی برخی مسائلی که از نظر بیشتر فمینیست‌ها به عنوان تبعیض به حساب می‌آیند، را جزء امور فطری دسته بندی می‌کرد: «برخی کارهای زنان به ذات و فطرت آنها بر می گردد. تقسیم کار جنسی، خیلی بیشتر از آنکه به ستم مربوط باشد، به توانایی مربوط است. یعنی مثلا کارخانگی، به توانایی مربوط می شود. من اصلاً احساس ستم نکرده ام. یعنی باید ببینیم که آیا از نظر خود زنان اینکه آنها کارخانگی انجام می‌دهند این ستم است؟ […] به نظرم می آید خانواده ایرانی آن قدر در تولید درگیر نشده، ما همه بر سر سفره نفت نشسته ایم و سهمی می بریم. به نظرم زنان ایرانی بیشتر از آنکه تحت ستمِ مثلاً کارخانگی باشند، بیشتر تحت ستم قدرتی هستند که از طرف حاکمیت بازتولید می شود».
البته، مرضیه مرتاضی به نوعی دیگر به مسائل زنان اشاره می‌کند. وی بر این نظر است که مشکل اصلی زنان ایران در برابر قدرت سیاسی است، به این معنی که ساختار حکومتی موجود به آنها اجازه حضور در موقعیت‌های بالای سیاسی را نمی‌دهد، و این مسئله هم تنها برای زنانی مطرح است که از دیگر نابرابری‌های اجتماعی-اقتصادی فارغ باشند. وی بیان می‌دارد: «حس فرودستی زنان بیشتر در بین زنان طبقات متوسط به بالا وجود دارد، و جاهایی که حکومت به زنان فشار وارد می آورد. یعنی محدودیت هایی که نظام قدرت بر زنان تحمیل می‌کند». و در جای دیگری می افزاید: «من فرودستی زنان را در طبقات بالای اجتماعی خیلی روشن و واضح می بینم. در طبقات پایینی، همه در فقر برابرند. به نظر من توده های زنان که همه شان تحت استبداد بوده اند، مسئله قانون و حقوق برایشان مهم نیست، مسئله حقوق به زنان طبقه متوسط به بالا مربوط می شود. […] بنابراین، بحث جنبش زنان در ایران به نظر من، بسیار بسیار معطوف به قدرت است. یعنی مسئله بر سر قدرت سیاسی است. اینکه زنان می‌خواهند در قدرت سیاسی سهم داشته باشند. به نظر من چالش اصلی جنبش زنان همین است». در واقع، در چنین نگاهی به مسئله زنان، عامل جنسیتی ویژه‌ای که موقعیت زنان را در جامعه مشخص کند، مورد توجه قرار ندارد. در مقابل، این نگرش وجود دارد که مسائل و شکاف‌های اجتماعی دیگری – همچون نابرابری‌های اقتصادی – هستند که در ایجاد موقعیت زنان تاثیر گذارند.
مشابه چنین نگرشی در میان زنان با سابقه فعالیت در جریانات چپ‌گرا نیز قابل مشاهده است. آنها، اگرچه وضعیت زنان را تبعیض آمیز می بینند، اما در تحلیل این وضعیت بسیار به عوامل اقتصادی توجه دارند. در این خصوص، نازی اسکویی از اعضای گروه زنان اسفند، در مصاحبه با محقق[۱۱۰]، عنوان می دارد: «اگر بخواهم بصورت عام بگویم، فقر و بیکاری زنان آنچیزی است که من بر اساس تجربه خودم می بینم، و همچنین تبعیضی که در اشتغال بین زن و مرد است، منظورم نابرابری در حقوق و دستمزد، و نابرابری در استخدام و جذب است. من فکر می‌کنم بیکاری که در میان زنان زحمتکش و پائین جامعه دارد آنها را به ورطه سقوط اخلاقی می‌کشاند. به نوعی می شود گفت که شکاف طبقاتی موجود در جامعه تاثیر عمده ای را بر زنان گذاشته است. بطوریکه یک زن باید هم جور بیکاری خودش، و هم شوهرش و حتی فرزندانش را بکشد». در واقع، در چنین نگرشی، مسئله زنان، زمانی مورد توجه قرار می‌گیرد که آن زنان جزء طبقات فرودست اقتصادی قرار گیرند. اسکویی می گوید: «در طبقات پائین و زحمتکش جامعه، بعضی جاها روابط زن و مرد، اصلاً مثل طبقات متوسط این تفکیکی که در کار خانه دارند، را ندارد. اگر مرد هم فرصت کند ظرف می‌شوید. یعنی اصلاً آنها آنقدر ظرفی ندارند که بشویند. یعنی فقر خیلی زیاد است. البته، آنجا هم زن در مالکیت مرد است. یعنی مدل تبعیض فرق دارد. خشونت در طبقات پائین زیاد است. یعنی نتیجه فقر است. فقر باعث خشونت های خیلی زیادی شده است. در طبقات متوسط چون استقلال شغلی زنان بیشتر است، این خشونت ها کمتر است».
در چنین نگرشی نیز، مسئله اصلی نابرابری‌های اقتصادی است، و نه موقعیت ویژه زنان. بطوریکه مشکلات حقوقی زنان تنها مربوط به زنان طبقات متوسط به بالا در نظر گرفته می‌شود، و مسائل زنان طبقات پائین عمدتاً ناشی از فقر و بیکاری قلمداد می‌گردد. در چنین نگرشی، تبعیض جنسی تنها به عنوان عامل دست دوم بر وضعیت زنان تاثیر دارد. به عنوان مثال، خدیجه مقدم، از فعالان کمپین یک میلیون امضاء و عضو گروه مادران صلح، در مصاحبه با محقق[۱۱۱] بیان می‌دارد: «برای زنان روستایی یا زنان محروم اطراف شهرها، مشکل اصلی مشکلات اقتصادی است، اما وقتی این مشکلات اقتصادی با تبعیض جنسی آمیخته می‌شود، دیگر به فاجعه تبدیل می‌شود. به همین خاطر، زنانی که فقیر هستند برای من در اولویت قرار می‌گیرند». می توان استدلال کرد که دستگاه تحلیل طبقاتی متاثر از اندیشه‌های کلاسیک مارکسیستی در تقویت این نگرش به وضعیت زنان، در جریان‌های مختلف جنبش زنان به نسبت‌های مختلف، اثر خود را بر جای گذارده است.
با این وجود، مسائل خاص زنان، مورد توجه افرادی همچون خدیجه مقدم قرار دارد. البته با این پیش فرض که این مسائل در میان زنان طبقات متوسط نمود بیشتری دارد. وی اظهار می دارد: «واقعاً رنجی که زنان در ایران می‌کشند، تبعیض جنسی است. بخصوص وقتی زنان طبقه متوسط را در نظر می گیریم، مهمترین مشکلات آنها، تبعیض جنسی است. چراکه زنان طبقات بالا به دلیل وضع مالی خوب، زیاد از تبعیض جنسی رنج نمی برند، در مقابل زنان طبقات پائین هم به قدری محتاج نان شب هستند که اصلاً تبعیض جنسی را نمی بینند. در نتیجه، تبعیض جنسیتی، مربوط به زنان میان این دو، یعنی زنان طبقه متوسط است. در واقع، برای آنها بیشتر ملموس است». در مجموع، در مورد زنانی که پیشینه فعالیت در جریان‌های چپ‌گرا را داشته اند، می توان اینگونه استنباط کرد که آنها در میان دو چارچوب تحلیلی مارکسیستی و فمینیستی برای توضیح وضعیت زنان در نوسان هستند. و البته، در میان آن بخشی که بیشتر در جریان عمل قرار دارند، می توان ارتقاء رویکرد فمینیستی را ردیابی کرد.
در جهت مخالف چنین رویکردی که از نقطه عزیمت اقتصادی به وضعیت زنان می‌نگرد، برخی از کنشگران هستند که وضعیت زنان را محدود به «نگرش» جنس دومی نسبت به زنان در عرصه فرهنگ و قوانین می دانند. در این مورد، زهرا شجاعی از اعضای مجمع زنان اصلاح‌طلب و مشاور امور زنان در دوره ریاست جمهوری خاتمی، در مصاحبه با محقق[۱۱۲]، می گوید: «مهمترین مسئله این است که زنان جنس دوم تلقی می شوند. یعنی در جامعه ما هنوز زن جایگاه انسانی خودش را به عنوان موجودی برابر مرد پیدا نکرده است. این مسئله در همه جا نمود پیدا می کند، در فرهنگ، در قوانین و مقررات و در توزیع امکانات اقتصادی. که این را من ناشی از نظام مردسالاری می‌دانم». وی اصلی‌ترین شاخص نابرابری جنسیتی را در عرصه قوانین می‌داند و می افزاید: «برجسته ترین نمود [تبعیض‌ها] در حقوق است. حقوق زن متناسب با دنیای امروز نیست. یک بخشش قوانین و مقررات است. یک بخشش رویه های حقوقی است و بعد هم آگاهی خود زنان از این قوانین است. چون [حتی اگر] بهترین قوانین وجود داشته باشد، ولی رویه های قضایی درست نباشد، باز هم فایده ندارد». در واقع، چنین نگرشی بیشتر به تبعیض‌ها و مشکلات حقوقی و فرهنگی توجه دارد، و سایر عوامل را چندان با اهمیت ارزیابی نمی‌کند.
مشابه چنین نگرشی را می‌توان در نظرات شهلا شرکت، مدیرمسئول مجله زنان، ردیابی کرد. البته، وی به مسائل دیگری نیز در ایجاد نابرابری و تبعیض جنسیتی اشاره می‌کند. وی در مصاحبه با محقق[۱۱۳] اظهار می دارد: «در مجله زنان ما برای قانون خیلی کار کردیم. من نمی توانم بگویم روی چه چیزی فوکوس کرده ام. [البته] چیزی که برای ما خیلی مهم و عام بوده، مساله حقوق زنان در خانواده است». وی در بخش دیگری از مصاحبه می افزاید: «اشتغال هم خیلی مهم است و ما خیلی رویش کار کردیم. من فکر می کنم اشتغال زن و درآمدش خیلی در موقعیت او تاثیرگذار است و اول این که از چهاردیواری خانه اش می رود بیرون و آگاهی اش زیاد می شود و همین که می تواند از حقوقش در مقابل کارفرمایش دفاع کند، موجب می شود که در مقابل شوهرش هم بایستد. و هم این که اقتصاد به زنان قدرت می دهد». در واقع، می توان استدلال کرد که هر قدر کنشگران جنبش زنان، نسبت به ایدئولوژی‌های سیاسی از استقلال فکری بیشتری برخوردار می‌شوند، در تحلیل وضعیت زنان به جای نگاه تک عاملی، به مجموعه ای از عوامل توجه نشان می‌دهند.
فریده ماشینی، از اعضای مجمع زنان اصلاح‌طلب، و رئیس کمیسیون زنان حزب مشارکت، نسبت به پرسش درباره تحلیل وضعیت زنان می‌گوید: «من با تردید می توانم در این مورد پاسخ دهم. با این که فکر می کنم مشکلات قانونی خیلی مهمند، ولی فکر می کنم سخت است که اولویت بدهم. یک مسائل مشخصی هستند که همه زنان از آن رنج می برند، یعنی مشکلات ساختاری تبعیض آمیز هستند، مانند مشکلات خشونت علیه زنان، مشکلات قانونی، سلامت زنان و … . و به واقع مشکلات زنان طبقه محرومتر بیشتر ناشی از فقر و نقش های چندگانه است. شاید مسئله آنان تبعیض جنسیتی نباشد و مسئله فقر است. البته که تبعیض به آن دامن می زند ولی آن زن آن تبعیض را نمی بیند. شاید اگر آن زن توانمند شود و فقرش را از بین ببرد، تبعیض‌اش را هم بتواند از سر راه بردارد». وی سپس می افزاید: «به نظر من، دو بخش عمده مشکلات ساختاری، یکی در سطح خانواده است و یکی در سطح قوانین. البته، اشتغال هم خیلی مهم است. بر اساس تحقیقی که مرکز امور مشارکت انجام داد، اولین مطالبه زنان اشتغال است»[۱۱۴].
به تدریج، هرچه به جریان‌های عملگراتر در جنبش زنان نزدیک می شویم، تحلیل وضعیت و مسائل تبعیض آمیز عیله زنان، گوناگونی و پیچیدگی بیشتری را در ذهن کنشگران نشان می‌هد. این مسئله بویژه در میان فعالان گروه میدان و کمپین یک میلیون امضاء بیشتر قابل مشاهده است. محبوبه عباسقلی‌زاده، از اعضای گروه میدان در مصاحبه با محقق[۱۱۵] عنوان می دارد: «زن ها به سرعت دارند مدرن تر از مردها و قانون، سیستم حکومتی، و نقش های جنسی می شوند و این سرعت مدرن شدن، موجب شکاف جنسیتی شده است. بحث هایی مثل مهاجرت، اشتغال، تحصیل باعث این مدرن شدن شده اند و دلیل دیگر این است که چون زن ها تحت تبعیض تاریخی بوده اند، به محضی که امکانی می یابند که پایشان را فراتر از حریم خانه بگذارند، یا دسترسی داشته باشند به تحصیلات بیشتری، به سرعت از ظرفیت فردیشان استفاده می کنند. زن ها برای این که یک قدم پیش بروند مجبورند به سنت شکنی. […] زن ها چالش اصلی شان با سنت است، وقتی که با سنت درگیر می شوند، دو تا مسئله پیدا می کنند، یکی قدرت اقتصادی است، دیگری قدرت سیاسی است. اما می بینیم زنی که مشکل اقتصادی دارد [بالاخره] می تواند یک جوری خودش را بکشد بالا، ولی [در مقابل] قدرت سیاسی نه، مثلا این که می خواهد طلاق بگیرد، حجابش را بگذارد کنار، چکمه بپوشد، بخندد، با قدرت سیاسی درگیر می شود».
عباسقلی‌زاده، در تبیین علل و دلایل پیدایش وضعیت فرودستی زنان معتقد است: «دلایل فرودستی زنان در ایران – یک فرق اساسی که با کشورهای دیگری که حکومت دینی دارند – این است که ما همزمان از دو جهت هم از زاویه قدرت، هم فرهنگ و سنت تحت فشاریم و بازتولید سیکل وار این ها باعث می شود که زنان ما از نظر حقوقی و اجتماعی فرودست باشند. منظور من از قدرت، اسلام گرایی سیاسی است. قدسی بودن قدرت، نمی گذارد مسائل زنان به راحتی حل شود. در برخی از کشورها بحث دین وجود دارد، ولی خیلی عرفی است. [اما] اینجا همه چیز قدسی می شود». وی معتقد است که نوعی بنیادگرایی عامل اصلی فرودستی زنان در ایران است. «آنچه که هم اکنون زنان ایرانی با آن مواجهند ظهور پدیده نوبنیادگرایی به عنوان جدی ترین قدرت بازدارنده در برابر رهایی زنان از تبعیض های موجود است» (عباسقلی‌زاده، ۱۳۸۷).
شادی صدر، از دیگر اعضای گروه میدان زنان، در مصاحبه با محقق[۱۱۶] بر دو محور تبعیض آمیز در تحلیل وضعیت زنان اشاره می‌کند: «به نظرم از همه جدی تر [مشکلات] در خانواده است که می تواند خشونت خانگی و یا فراتر از آن ساختار خانواده باشد. در خانواده فعلی هم خشونت هست، و هم دیگر تبعیض های ریز و درشت هست. حجاب به نظر من، جلوه اجتماعی تبعیض است. در واقع، خشونت خانگی در حوزه خصوصی، و حجاب در حوزه عمومی است. البته، به نظرم شاید جداسازی جنسیتی هم مهم است. من حجاب و جداسازی جنسیتی و غیره را در یک راستا می بینم». وی می افزاید: «هم در مورد تبعیضی که در ساختار خانواده هست و هم تبعیضی که در ساختار جامعه هست و گفتمان ضد زنی که وجود دارد، همه اینها دارد زن را ناتوان می کند. فرودست سازی که می گوییم واقعاً دارد اتفاق می افتد. در زندگی عادی می بینیم که حجاب چه تاثیری دارد می گذارد. تا چه حد توانایی انجام خیلی کارها را از زنان می گیرد. و از اینها گذشته این که تو مجبوری همیشه خودت را به عنوان سوژه جنسی ببینی. بنابراین مدام باید هویت جنسی خودت را انکار بکنی، انکار من بودن تو، فردیت و خودیت تو. خانواده هم از تو همین را می خواهد. می خواهد هویت تو را انکار کند و تو را مادر و همسر ببیند و یک سری وظایف و تکالیف بر روی دوش تو می اندازد».
شادی صدر در توضیح عوامل ایجاد چنین وضعیتی، به طور عام به نظام مردسالاری اشاره می‌کند: «من عامل فرودستی زنان را مردسالاری می بینم. البته، این خیلی تاریخی است، عواملش زیاد است. می تواند مجموعه ای از عوامل باشد. در هر صورت فرهنگ است. یعنی می توانیم اسمش را فرهنگ بگذاریم و شاید هم این طوری بتوانیم خودمان را راحت کنیم». وی سپس، مشابه با عباسقلی‌زاده بر عوامل سیاسی، بویژه ترکیب مذهب و سیاست تاکید می‌کند، هرچند از مفاهیم دیگری برای توضیح این مسئله استفاده می‌کند: «اما مسئله در تاریخ معاصر خیلی پیچیده تر شده است. بخش مهمی در تاریخ معاصر مذهب است و بخش مهمی سیاست است. این در هم آمیختگی مذهب و سیاست در تاریخ ایران، به خصوص از صفویه به بعد، عامل بدبختی زنان بوده است. هر وقت این دو تا از هم جدا شده اند، زن ها نفسی کشیده اند، هر وقت که این دو تا با هم افتاده اند، پدر زن ها در آمده است. چیزی که ما در ۲۰ یا ۳۰ سال اخیر می بینیم و به آن برخی می گویند بنیادگرایی، اما من آن را اسلامیزاسیون[۱۱۷] می نامم و اعتقاد دارم بنیادگرایی در ایران نداریم[۱۱۸]، این در واقع مدرن شده رابطه دولت و مذهب از دوره صفویه است. در عصر صفوی حجاب اجباری می شود، با اینکه در عرصه عمومی زنان نبوده اند، اما حضورشان محدودتر می شود. مجازات وضع می شود. برای اینکه مذهب می آید در دولت، یعنی مذهب و سیاست ترکیب می شوند».
شادی صدر، تاثیر اسلامیزاسیون بر زندگی زنان را چنین توضیح می‌دهد: «چیزی که ما به عنوان اسلام سیاسی می شناسیم، و در سه چهار دهه اخیر بسیار از آن متاثر بودیم، به نظر من خیلی روی زندگی زنان تاثیر داشته، به نظر من بزرگترین عامل این بوده است. من به این بنیادگرایی نمی گویم. به نظر من این چیزی که ما در ایران داشتیم بنیادگرایی نبوده، حداقل به آن معنای اجتماعی که بنیادگرایی در همه جای دنیا هست. حس من این است حداقل با مطالعاتی که در زمینه حقوق زنان کردم. من همیشه می گویم ما واکسن بنیادگرایی زدیم به همین دلیل این مرض را نمی گیریم. اما می توانیم بگوییم اولین تجربه ای که به بنیادگرایی کمک کرد، انقلاب ایران بود. یعنی انرژی که انقلاب ایران برای رشد بنیادگرایی به دنیا داد به معنای صدور انقلاب واقعاً اتفاق افتاد. ولی اتفاقی که در جامعه ایران افتاد، پروسه اسلامیزاسیون (به معنای اسلامی کردن با بهره گرفتن از قوه قهریه) بود. در بعضی حوزه ها مانند حوزه زنان، از ابتدا شروع شد مانند حجاب اجباری، لغو قانون حمایت از خانواده و … اما این قدر با مقاومت جامعه مواجه شد که نتوانست بطور کامل پیش برود. اتفاقاً لازمه حکومت گری، خیلی جاها باعث شد که اسلامیزاسیون عقب بنشیند و چیز دیگری که من به آن می گویم مصلحت گرایی جایگزین آن شود. [اما اسلامیزاسیون] هیچ وقت متوقف نشد. الان ما شاهد ظهور قریب الوقوع یک فصل جدیدی از اسلامیزاسیون هستیم که مصلحت گراها را زده کنار، می خواهد اسلامیزاسیون جدیدی را اعمال کند، حالا نمی دانم جامعه ایران چطوری در مقابلش مقاومت می کند».[۱۱۹]
با اینکه از نگاه کنشگران شاخص گروه میدان، مجموعه عوامل پیچیده‌تری در ایجاد وضعیت فعلی زنان ایران تاثیرگذار بوده است، اما به سادگی می‌توان توجه ویژه آنها به عوامل سیاسی، بخصوص اسلام سیاسی، را در نظراتشان شاهد بود. اما در میان کنشگران کمپین یک میلیون امضاء، این نگاه سیاسی تعدیل می‌شود، و بر عوامل و مسائل اجتماعی تاکید می‌گردد. به عنوان مثال، نوشین احمدی خراسانی، از اعضای مرکز فرهنگی زنان و مدرسه فمینیستی، در توصیف مسائل و تبعیض‌های اصلی که بر زنان ایران تحمیل می شود، در مصاحبه با محقق[۱۲۰]، اظهار می‌دارد: «من، چهار تا مشکل را برای زنان از همه بیشتر می‌بینم. یکی قوانین خانواده است و همینطور قوانین جزا، یعنی در کل بحث قوانین تبعیض آمیز. مشکل دوم برای زنان، بحث اشتغال و نابرابری آنها در عرصه اقتصادی است. سوم، مسئله خشونت به معنای کلی هم در خانه و هم در خیابان، و آخری هم مشکل پوشش اجباری است». ناهید کشاورز، از دیگر اعضای کمپین یک میلیون امضاء نیز در مصاحبه با محقق می گوید: «مشکلات قانونی که خیلی مهم است. تبعیضات عرفی و فرهنگی هم خیلی مهم هستند و همین طور نقش دست دوم و حتی دست چندم زنان در اقتصاد کشور که موقعیت فرودست آن ها را دامن می زند و نیز سلطه تفسیری مردسالار از دین در مورد حقوق زنان که می تواند در همان تبعیضات فرهنگی مقوله بندی شود، گرچه فراتر از آن می رود، چرا که همین تفسیر مبنای قانون گذاری ماست و نیز مبنای تعریف نقش دست دوم زن در زندگی خانوادگی، اجتماعی و حتی اقتصادی».
نوشین احمدی خراسانی در تبیین علل فرودستی زنان با تمرکز بر نهاد خانواده از مفهوم‌سازی تحت عنوان «نظام چند همسری» استفاده می‌کند. «در نظام جنسی با مشروعیت چندهمسری، نهاد خانواده بر محور یک مرد واحد و چندین “زن-همسر” و چندین “زن صیغه‌ای” تعریف شده است. یعنی روابط جنسی خارج از ازدواج عملاً برای مرد مشروعیت دارد». وی این نوع نظام را در برابر نظام «تک همسری» تعریف می‌کند که زنان در آن نسبتاً از موقعیتی بهتری برخوردارند. سپس استدلال می‌کند که در نظام چندهمسری، حق طلاق یک جانبه (و سهل الوصول) برای مرد و نیز وابستگی مالی زن به مرد از طریق نفقه که در قانون تثبیت شده، عامل تداوم این وضعیت است. در نهایت، احمدی خراسانی معتقد است که در نتیجه تبعات فرهنگی، حقوقی و حتی اقتصادی چنین نظامی که در نهاد خانواده مستحکم می‌شود، زنان وضعیت فرودستی در جامعه پیدا می‌کنند و تبعیض های متعددی بر آنها روا داشته می‌شود (احمدی خراسانی، ۱۳۸۶: ۲۴-۳۹).
ناهید کشاورز نیز در مصاحبه با محقق[۱۲۱] به مجموعه عوامل مشابهی در ایجاد نابرابری و فرودستی وضعیت زنان اشاره می‌کند: «به هر حال، برخی از این تبعیض ها بسیار ریشه دارند. یعنی فکر می کنم عرف ما بسیار مردسالار است، اما این که چگونه این عرف شکل گرفته بحثی بسیار مفصل است. ولی آن چه که به تداوم این تبعیض ها شکل می بخشد در سه حوزه است، یعنی [۱] سیستم حقوقی تبعیض آمیز، [۲] عرف و فرهنگ مردسالار که سیستم آموزشی بسیار مردسالار و نیز وسایل ارتباط جمعی و نیز تولیدات فرهنگی به آن ها تداوم می بخشند، و نیز تسلط درک بسیار مردسالارانه از دین که مبنای شکلدهی زندگی فرهنگی و اجتماعی ماست؛ و [۳] حاکمیت نوعی ساختار اقتصادی که تولید اشتغال نمی کند و بنابراین حتی زنانی که به مهارت های لازم برای داشتن شغل دست می یابند، از دستیابی به شغل محرومند و بنابراین فرودستی زنان در زندگی اقتصادی همچنان تداوم می یابد. البته، یکی از مهمترین عواملی که موجب حفظ همه این سلطه ها می شود وجود ساختار سیاسی غیر دموکراتیک بر مبنای دیکتاتوری دینی است که امکان کنش های اجتماعی برای تغییر را کمتر و کمتر می کند».
در مجموع، نگرش آگاهی‌دهندگان جریان‌های مختلف جنبش زنان حاکی از شیوه‌های مختلف تحلیل وضعیت زنان است. بطوریکه زنان وابسته به گروه‌های ایدئولوژیک و سیاسی بیشتر بر اساس چارچوب‌های تحلیلی تک عاملی و تقلیل‌گرایانه به وضعیت زنان می‌نگرند و بر این اساس رنج‌ها یا تبعیض‌های زنان را توضیح می‌دهند. برخی از آنها بر عوامل مادی و اقتصادی تاکید دارند، و برخی نیز به عوامل فرهنگی یا قانونی اشاره می‌کنند. پس از آن، هرچه به سمت جریانات عملگراتر در جنبش نزدیک می‌شویم، توجه به عوامل چندگانه در بررسی وضعیت زنان بیشتر مورد استفاده کنشگران قرار می‌گیرد. در واقع، درگیری ملموس تر مشکلات زنان در جریان عمل سبب می‌شود که پیچیدگی‌های واقعیت بیشتر دیده شود، و تمایل به تقلیل‌گرایی کاهش یابد. البته، باز هم در بخشی که به نیروهای اصلاح‌طلب نزدیک هستند، تاکید بر عوامل سیاسی بیشتر دیده می‌شود، و هرچه به سمت میدان عمل و جامعه مدنی نزدیک می‌شویم، تاکید بر عوامل اجتماعی افزایش می‌یابد.

تحلیل وضعیت سیاسی-اجتماعی موجود
تحلیل شرایط اجتماعی-سیاسی از جانب کنشگران و جریان‌های مختلف جنبش زنان از یک سو در ترسیم وضعیت زنان، و از سوی دیگر در نحوه تدوین استراتژی‌ها و برنامه‌های عمل از اهمیت به سزایی برخوردار است. در واقع، جریان‌های مختلف جنبش زنان بر اساس تحلیلی که از شرایط اجتمای-سیاسی موجود دارند، دست به عمل می‌زنند. بطوریکه این شرایط هم در انتخاب اهداف و هم وسایل عمل تاثیرات انکارناپذیری دارد. این مسئله، بویژه در جامعه ایران که ساخت دولتی فربه‌ای دارد، از اهمیتی دوچندان برخوردار است. بدین منظور برای دستیابی به تحلیل کنشگران جنبش زنان درباره وضعیت اجتماعی-سیاسی موجود، نظر آنها به تفکیک درباره جامعه سیاسی و همچنین جامعه مدنی مورد پرس و جو قرار گرفت.
تقریباً می توان اذعان داشت که اکثریت کنشگران مورد مصاحبه بر بسته شدن فضای عمل در جامعه مدنی و افزایش محدودیت‌های سیاسی، به نسبت‌های مختلفی، تاکید داشتند. برخی از آنها شرایط فعلی را بحرانی توصیف می‌کردند. به عنوان مثال، شهلا شرکت اظهار می‌دارد: «الان شرایط سیاسی خیلی بحرانی است. به نظر من در بخش اجرایی با سوء مدیریت روبرو هستیم. این شرایط بیشتر از هر چیز نشانه قدرت خواهی است، یعنی می خواهند که قدرت داشته باشد، بدون مردم». ناهید کشاورز نیز با نگاهی مشابه معتقد است: «من فکر می کنم گرایش های توتالیتری حکومت ایران روز به روز بیشتر می شود، و روز به روز عرصه بر فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشتر بسته می شود. شرایط اجتماعی هم همچنان با وجود آن که فشار در همه زمینه ها بر مردم زیاد است ولی همچنان این تفکر که کار اجتماعی و سیاسی در این مملکت بسیار خطرناک است، مردم را از کنشگری و دخالت در سرنوشت خود باز می دارد. گرچه مجراهای فعالیت هم روز به روز سخت تر می شود. بنابراین من فکر می کنم در این شرایط تداوم کار اجتماعی خیلی سخت می شود و امیدوارم فضا عوض شود و ما باید سعی کنیم حوزه هایی برای کار پیدا کنیم چون امکان تدوام فعالیت های گذشته امان بسیار دشوار و حتی غیر ممکن شده است».
البته، شرکت نیز بر ضرورت فرا رفتن از چنین وضعیتی تاکید می‌کند: «به نظر من جامعه مدنی باید رشد کند. ان جی او ها باید گسترش یابند و … اما همه اینها هم دست حکومت و دولت است و تا حدودی از دست ما خارج است مانند رادیو و تلویزیون. اما تا جایی که می توانیم باید فعالیت های مدنی و هسته های مدنی و غیر دولتی را تشکیل بدهیم و تقویت بکنیم. […] الان مردم از فشار اقتصادی و از محدودیت های اجتماعی ناراحتند. بالاخره این جنبش ها کار خودشان را می کنند و الان هم با چراغ های خاموش بیرون می آیند». شهلا شرکت، در زمانی این جملات را عنوان می‌داشت که چندماه از تعطیلی مجله زنان گذشته بود. در واقع، می توان استدلال کرد که با وجود محدود شدن شرایط فعالیت، اما همچنان امید و انگیزه در میان کنشگران جنبش زنان وجود دارد.
در این میان، برخی از فعالان مسائل زنان از موضعی سیاسی به تحلیل وضعیت می‌پردازند. به عنوان مثال، زهرا شجاعی در تحلیل شرایط سیاسی موجود، می‌گوید: «الان کسانی هستند به اسم اصولگرا ولی بدون ریشه و شناسنامه اصول‌گرایی، که قدرت را به دست گرفته اند و باعث نگرانی دلسوزان نظام شده اند. در مقابل آنها اصول گرایان دیگری هستند که ریشه دارند. برای انقلاب زحمت کشیده اند. بعد از آنها، ما در میان اصلاح طلبان کسانی را داریم که خودشان را میراث دار امام می دانند مثل آقای خاتمی. البته، گروهی هم هستند که معتقدند افکار امام مربوط به زمان خودشان بوده و لازم نیست که ما دقیقاً پایبند به همان مواضع باشیم. که این بیشتر در بین جوانان اصلاح‌طلب دیده می‌شود». در واقع، چنین تحلیلی تنها به بررسی موقعیت زنان اصلاح‌طلب در جامعه سیاسی توجه دارد، و چندان متوجه فضای عمل اجتماعی برای کنشگری در جامعه‌مدنی نیست.
اما می توان به تحلیل‌های دیگری نیز در میان سایر کنشگران جنبش زنان اشاره کرد. مینو مرتاضی در تحلیل وضعیت سیاسی موجود، جریان‌های سیاسی را بر اساس نحوه قرائت‌شان از دین، به چهار گروه تقسیم می‌کند: «ساختار حکومت ما ایدئولوژیک است، و این ایدئولوژی معطوف به نگرش سنتی از مذهب است. نگرش مذهبی شاخه های مختلفی دارد، از بنیادگرا، اصولگرا، و مصلحت گرا هست تا نواندیشی دینی که سنتی نیست. بنیادگراها معتقد هستند که ما باید همه چیز را عیناً در شکل و محتوا، عین همان چیزی که در صدر اسلام اتفاق افتاده است، بکنیم. مثل مصباح یزدی. اصولگراها معتقد هستند که باید اصول را عمده کرد و بر پایه آنها رفتارهای روز را تنظیم کرد. مثلاً خزعلی و جنتی اصولگرا هستند. مصلحت گرایان در واقع اصولگرایانی هستند که معتقد هستند که برای مصلحت نظام می توانیم بسیاری از اصول را تعطیل کنیم. مثلاً آقای خمینی گفت که ما برای مصلحت نظام حتی می توانیم عبادت را تعطیل کنیم که آمد و حج را تعطیل کرد. تنها اصلی که مصلحت‌گراها تعطیل نمی کنند حکومت و قدرت است. یعنی آنها برای حفظ حکومت اسلامی حاضرند هر اصلی را تعطیل کنند. تمام روحانیت بعد از خمینی مصلحت گرا هستند. اسلام مصلحت گراها، اسلام سیاسی است. الان اسلام مصلحت گرا حاکم است، اما در چالش جدی با اصولگرایان است. […] پایه نواندیشان هم بر مصلحت گرایی است، یعنی بر بستر مصلحت گرایی رشد می کند. اما تفاوتی که دارند در آزادی هایی است که قائل هستند. یعنی اسلام سیاسی را مقدس نمی دانند. نواندیشی دینی معتقد است که دین کارکرد اجتماعی دارد. این اسلام با شریعتی مطرح شد».
نازی اسکویی به گونه‌ای دیگر به دسته‌بندی نیروهای موجود در جامعه سیاسی می‌پردازد. وی به افزایش قدرت ارتش اشاره می‌کند: «در اوایل شکل گیری جمهوری اسلامی، روحانیت، بازار و بوروکرات‌ها بودند، و نقش ارتش خیلی کم بود. اما قبل از انقلاب ارتش خیلی قوی بود. الان دوباره دارد به آن صورت می‌شود. یعتی با جایگزینی ارتش با روحانیت، دوباره سپاه دارد قدرت می‌گیرد. بازاری‌ها و بوروکرات‌ها هم در حال ضعیف شدن هستند. البته بوروکرات ها، افراد متخصصی هستند که می‌توانند مجری نیروهای مختلف باشند. یا مجری بازاری‌ها یا روحانیون یا حتی ارتشی‌ها. در حال حاضر، قدرت مجلس در حال کم شدن است. یعنی مثلاً شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت در قانون گذاری اصل شده اند و حتی دولت هم نقش دارد. در واقع، این تصمیم‌گیری‌ها خیلی به صورت کاست شده است. و فکر می‌کنم هنوز [حزب] موتلفه قدرت را دارد. اما ارتشی‌ها دارند قوی می‌شوند». اسکویی بر معادلات بین‌المللی و همچنین مناسبات اقتصادی نیز اشاره می‌کند: «مشکلات بین‌المللی هم دارند و مسئله تهدید جنگ، خیلی معادلات این‌ها را شکل می‌دهد. یعنی به نوعی اینها می‌خواهند روابط‌شان را با امریکا تنظیم کنند. البته، از جنگ هم بدشان نمی‌آید. چون بحران به نفع‌شان است. […] از طرفی، ماهیت اقتصادی اینها، خیلی مافیایی است. یعنی سرمایه داری تعریف شده نیست. چون به هیچ چیز پایبند نیست و فقط به دنبال سود است».
نوشین احمدی خراسانی نیز بر افزایش قدرت جریان‌های نظامی در حاکمیت اشاره می‌کند: «از ابتدای تشکیل جمهوری اسلامی، جناح‌های مختلفی در آن بودند. اما از وقتی که آقای خمینی فوت کرد، این جناح‌ها بیشتر مشخص شدند. در واقع، خمینی این جناح‌ها را پوشش می‌داد، اما بعد از آن اختلاف‌ها بیشتر نمایان شد. به هر حال، بعد از جنگ، با تضعیف پایه‌های اقتصادی حکومت، جناح تکنوکرات توانست قدرت بیشتری را بدست آورد. در واقع، آنها آمدند تا صدمات جنگ را ترمیم کنند. البته، در کنار تکنوکرات‌ها یک نیروی نظامی به صورت چراغ خاموش در حال گسترش بود و قدرتمند می‌شد. بعد دولت خاتمی آمد، که به نظر من بخش سیاسی همان جناح تکنوکرات‌ها بود. در واقع، نماد خاتمی توسعه سیاسی بود، در مقابل رفسنجانی که بر توسعه اقتصادی تاکید داشت. اما در زیر این‌ها یک نیروی نظامی که بنیان‌هایش به اول انقلاب بر می‌گشت در حال قدرت گرفتن بود. در دوره خاتمی با مناقشه‌های هسته‌ای این نیروها رو آمدند و برای اینکه این منازعه ها حل شود، این جناح نظامی دولت را تسخیر کرد. در واقع، دولت احمدی نژاد، دولت نیروهای نظامی است. یعنی حتی بر روحانیت هم تاکید ندارد، بلکه پشتوانه اصلی این دولت، نیروهای نظامی هستند. بحث اینها توسعه اقتصادی یا سیاسی نیست، اینها معتقدند که در دنیا قدرت به ثبات اقتصادی و دموکراسی ربطی ندارد، بلکه ما باید توسعه نظامی داشته باشیم تا بتوانیم در دنیا قدرتمند باشیم. یعنی اینها از حوزه نظامی شروع کردند، حوزه سیاسی را گرفتند و الان می‌خواهند بخش اقتصادی را هم بگیرند».
اگرچه بیشتر توجه کنشگران درباره وضعیت اجتماعی-سیاسی معطوف به تحولات جامعه سیاسی است، اما برخی از آنها به تحولات جامعه مدنی نیز توجه دارند. محبوبه عباسقلی‌زاده، در تحلیل وضعیت جامعه مدنی معتقد است که الگوی سازماندهی در جامعه مدنی به سمت شبکه‌ای شدن حرکت کرده است: «ما جامعه مدنی که نداشتیم؛ یک دوره ای این نهادهای مدنی شروع شدند. الان به نظر من، الگوهای سازمانی در جامعه مدنی رفته به سمت شبکه ای. در دوره اصلاحات که فضا بیشتر باز بود، افراد تمایل داشتند که به صورت گروهی با هم کار کنند، ولی در این دو سال اخیر به این دلیل که حکومت اعتقاد به جامعه مدنی ندارد، نهادها به نظر من از بین رفت ولی افرادی که باقی ماندند، استراتژی هایی که انتخاب کرده اند، شبکه ای بوده است. نهادهای مدنی اگر آن زمان فرم سازمانی داشتند، الان به شکل شبکه ای است، تنوع پذیرتر است، آدم های مختلف می توانند کنار هم بنشینند، در چارچوب سازمانی لازم بود که افراد بیشتر شبیه هم باشند. اتفاقی که افتاده، و من مثبت می دانم، جامعه مدنی به شکل سازمانی از بین رفت و به شکل شبکه ای تداوم یافت و تجربیاتی به دست آورد که در آن زمان نتوانست».
شادی صدر نیز، به تحلیل وضعیت جامعه مدنی در حال حاضر می‌پردازد و عوامل متعددی را در شکل‌دهی به این وضعیت موثر می‌داند. وی معتقد است که: «در دوره خاتمی گرچه خیلی چیزها شعار بود، اما نمی شود انکار کرد که اتفاقاتی افتاد، فضاهایی باز شد، برای حرف زدن، برای کار کردن. ولی نهادینه نشد. شاید دلیلش این بود که خیلی دولتی بود. ان جی او ها خیلی فرمایشی بودند. مثلا زهرا شجاعی در حوزه زنان آمار می داد، ۸۰۰ تا ان جی او وجود دارد، خوب الان کجاست آن ۸۰۰ ان جی او؟ این اتفاقات نهادینه نشد و دلیل دیگر این بود که زمان کوتاه بود. بنابراین به نظر من دوره خاتمی برای ساختن یک سری بسترها خوب بود ولی اتفاقاتی که قرار بود بیفتد نهادینه نشد. بعد از آن که ما وارد دوره احمدی نژاد می شویم، یک سال اول خیلی فشاری در جامعه مدنی نبود. دلیلش هم این بود که هنوز سرجایشان محکم نشده بودند. آن ها برای ۴ سال که نیامده اند، برای ۸ سال آمده اند، و سال اول را گذاشتند برای شناخت. بعد ولی فشارها شروع شد در همه حوزه ها، با این حال من این فشار را منفی نمی بینم. […] نتایج این فشارها یک بخش منفی دارد و آن اینکه تو دیگر نمی توانی کاری که می توانستی بکنی، ولی یک بخش مثبت هم برای جامعه مدنی دارد و آن این است که آن استقلالی که در دوره خاتمی امکان نداشت بتوانی در جامعه مدنی ایجاد بکنی، در این دوره هست. این [استقلال] می ماند، یعنی پایدار خواهد بود. برای اینکه نه پول دارد نه شهرت دارد، نه افتخار دارد، نه کسی دست برایت می زند، فقط بدبختی دارد و پرونده دارد؛ بنابراین دیگر کسی می ماند که واقعاً اعتقاد دارد».
نوشین احمدی خراسانی نیز در تحلیل وضعیت جامعه مدنی به موضوعات متعددی اشاره می‌کند: «به لحاظ اجتماعی، به دلیل برخی پیشرفت‌ها، مثل گسترش آموزش، گسترش تکنولوژی ارتباطات، یا گسترش روابط بین‌المللی، انتقال تجربه های زنان حتی در کشورهای مختلف به یکدیگر افزایش پیدا کرده و در نتیجه اقتدار مردانه در برخی از حوزه‌ها شکسته شده است. در واقع، تغییر در ساخت‌های سیاسی و اقتصادی در جامعه ایران به نفع زنان نبوده است، اما ساختارهای اجتماعی به دلیل آنکه آزادی عمل بیشتری وجود داشته و کمتر تحت کنترل دولت بوده، وضعیت زنان در آنجا بهتره شده است. به نظر من، جامعه مدنی در حوزه زنان، بسیار گسترش پیدا کرده، ما به این شکل جامعه مدنی نداشتیم. مثلاً در دوران مشروطه که جامعه مدنی در ایران به واسطه تشکیل انجمن‌های صنفی و سیاسی شکل گرفت، انجمن‌های زنان هم حضور داشتند، ولی در کنار گروه‌های سیاسی مردان بودند و تحت حمایت آنها قرار داشتند. از آن موقع تاکنون عمدتاً اینگونه بوده است. در واقع، جامعه مستقل زنان بطوری که خودش سازماندهی، رهبری و عمل بکند تازه الان در حال شکل گرفتن است. هرچند، نطفه‌اش کاملاً بسته شده، ولی هنوز رشد نکرده و بالغ نشده است. خب شرایط سیاسی هم دقیقاً زمانی که زنان تازه روی پای خود ایستادند، بدتر شد و فضا بسته تر شد. به هرحال، زنان توانسته‌اند سازمان‌های خودشان را شکل بدهند. من، جامعه مدنی را جامعه‌ای می دانم که مردم در آنجا سازماندهی شده باشند برای مقاومت، مقاومت در مقابل فشارها و دخالت‌های دولت. از این نظر، زنان در زمینه مقاومت‌های فردی رشد کرده اند، اما از نظر مقاومت‌های جمعی تازه نطفه این مقاومت‌ها شکل گرفته است. تازه ۱۰-۱۵ سال است که جنبش زنان دارد خودش را پیدا می‌کند. آنهم بعد از سرکوب‌های بعد از انقلاب که جامعه مدنی آن دوره را کاملاً نابود کرد. اما باز هم در این ۱۰-۱۵ سال که به نظر من کوتاه است، زنان نسبت به بقیه بهتر عمل کرده‌اند. در واقع، فکر می‌کنم موفق‌ترین بخش جنبش‌های اجتماعی زنان بوده اند».
در مجموع، بررسی نظرات کنشگران شاخص جریان‌های مختلف جنبش زنان، حاکی از نوعی نگرانی نسبت به افزایش تهدید‌های سیاسی و محدود شدن فضای عمل اجتماعی است. فعالان جنبش زنان، با عناوین مختلفی همچون «اصول‌گرایان»، «بنیادگرایان» یا «نیروهای نظامی» به قدرت‌گیری بخشی از جریان‌های سیاسی داخل حاکمیت اشاره دارند که حقوق و آزادی‌های اجتماعی را مراعات نمی‌کنند. در واقع، هزینه کنش جمعی جریان‌ها مختلف جنبش زنان، به نسبت‌های متفاوت، افزایش یافته است، و این مسئله ضرورت یافتن راه‌هایی تازه را برای آنها مطرح ساخته است. بطوریکه، اکثر آنها ضمن اشاره به محدودیت‌ها، تلاش می‌کنند تا موارد مثبت را نیز برجسته سازند.

اهداف، استراتژی ها و برنامه های عمل
همانگونه که پیشتر نیز در بخش جریان‌شناسی اشاره شد، در حال حاضر جریان‌های فعال جنبش زنان عموماً بر اساس استراتژی‌ها و برنامه‌های عملی که پیگیری می‌کنند از یکدیگر متمایز می‌شوند. در واقع، از نیمه دهه ۱۳۸۰ به این سو، محور ایجاد ائتلاف و دسته‌بندی‌های جدید در جنبش زنان، استراتژی‌ها و برنامه‌های عمل مختلف هستند. البته، هنوز در میان جریان‌های ایدئولوژیک، مرزبندی‌های سابق برقرار است، اما تمایل عمومی جنبش زنان به سمت تدوین استراتژی و برنامه‌های عملِ ائتلافی جهت گیری شده است.
شهلا شرکت، در مصاحبه با محقق به برخی دغدغه های ذهنی خود درباره اقداماتی که باید برای بهبود وضعیت زنان انجام شود، اشاره می‌کند: «باید کارهای فرهنگی کرد، این کار به نظر من مراحل مختلف دارد. در درجه اول به نظر من، کتاب های درسی است. یعنی این آموزش در کتاب های درسی باید داده شود. […] بعد از کتاب های درسی به نظر من جایی که خیلی مهم است، رادیو و تلویزیون است، بیشترین مخاطبان را دارد و در روستاها هم می رود که ما متاسفانه از این امکان بزرگ محرومیم. برای اینکه بتوانیم چهره واقعی زنان را منعکس کنیم، رسانه ها خیلی مهم هستند. […] ما طبیعتا مسائل فرهنگی را طولانی مدت طراحی می کنیم. اما به نظر من دولت هم مسئولیت بسیاری دارد که یکی از آنها تغییر قوانین است. یعنی به هر حال این قوانین باید تغییر بکند و هر چه زودتر هم باید تغییر کند، و تضمین اجرایی داشته باشد». در این اظهارات اگرچه فعالیت‌هایی تحت عنوان «کار فرهنگی» مورد توجه قرار گرفته است، اما هنوز تا تدوین یک برنامه عمل برای نیروهای جنبش زنان، فاصله وجود دارد.
البته، شهلا شرکت، به عنوان یک ژورنالیست به طرح مسائل گوناگونی می‌پردازد که طی سال‌ها تجربه روزنامه‌نگاری در حوزه زنان با آنها مواجه بوده است. «در مجله زنان ما برای قانون خیلی کار کردیم. […] روی سنگسار خیلی کار کردیم، روی قتل ناموسی، دفاع مشروع، کودک آزاری و مسئله آرین[۱۲۲]. ما بخش اجتماعی مان روی مسائل روز است. وقتی که بحث استفاده ابزاری از زن مطرح شده بود، ما خیلی کار کردیم». وی همچنین به اشتغال زنان، خانه داری، مسئله سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها و بسیاری موضوعات دیگر اشاره می‌کند، اما همه این‌ها نشان‌دهنده آن است که وی با انتخاب یک مسئله یا مجموعه‌ای از مسائل مربوط به هم به عنوان هدف استراتژیک هنوز فاصله دارد. در واقع، ضرورت کار ژورنالیستی نیز همین وضعیت را ایجاب می‌کند.
در میان زنان ملی-مذهبی نیز دغدغه‌هایی برای کار عملی وجود دارد. مرضیه مرتاضی در این باره می‌گوید: «اصلی ترین مسئله به نظر من توانمندسازی است. یعنی خواسته کوتاه مدت، توانمند سازی است. اولین چیز آزاد کردن از زنجیرهایی است که زن را گرفته، آزاد کردن از فقر. در اجتماع زنی که شوهرش مرده، مجبور است خرج بچه هایش را بدهد، بنابراین اولین زنجیرهایی که باید برداشته شود، فقر مادی است. تجربه ثابت کرده است که اول باید به نیازهای مادی توجه داشت. بعد از اینکه نیازهای اولیه زنان برطرف شود، آنها می توانند به مسائل دیگر توجه کنند. آنها وقتی شکم‌شان سیر باشد می توانند مسئله حقوق را ببینند. در واقع، برای یک زن و مرد فقیر بحث عمده نجات از فقر است، و نه طلاق. وقتی یک زن خودش نان ندارد که بخورد، حق حضانت را می‌خواهد چه کار کند». وی سپس به ضرورت فقرزدایی برای توانمند شدن زنان اشاره می کند و می گوید: «برای فقرزدایی، برنامه هایی مثل وام های کوچک خیلی می تواند مفید باشد. به نظر من، افزایش فعالیت خیریه ها، جمع آوری سرمایه های متفرقه، درست کردن شرکت های تولیدی کوچک، ساختن زنان ماهر، و کار آفرینی برای زنان می‌تواند از فقر بکاهد».
در ادامه، مرضیه مرتاضی معتقد است که: «وقتی که زن به تولید رسید، به موقعیت صاحب درآمد رسید، آنگاه خود به خود قانون برایش مهم می شود. آگاهی های جنسیتی بعد از این مرحله آغاز می شود. وقتی که نیازهای اولیه برطرف شد. نیازهای ثانویه برایش آغاز می شود؛ مسائلی چون آزادی، برابری، عدالت برای انسان مهم می شود». با وجود چنین اظهاراتی، لازم به ذکر است که جمع زنان-ملی مذهبی از سازماندهی پائینی برخوردارند و به ندرت دست به عمل جمعی می زدند، هر چند می توان به برخی فعالیت‌های فردی آنها، همچون برقراری «مرکز حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی (احیاء)» توسط فاطمه فرهنگ‌خواه، اشاره کرد. اما در مجموع، با توجه به انسجام پائینی که میان زنان ملی-مذهبی وجود دارد، بحث استراتژی و برنامه عمل برای آنها به عنوان یک گروه، بیشتر جنبه انتزاعی دارد.
البته، مشابه ایده مرضیه مرتاضی توسط دیگر کنشگران جنبش متحقق شده است. خدیجه مقدم که موسس نخستین تعاونی زیست محیطی زنان (حامیان نگاه سبز) در ایران است، درباره اهمیت تعاونی‌های زنان می‌گوید: «با تاسیس تعاونی‌های زنان توسط خود زنان، یعنی با کار فرهنگی، زنان هم فرهنگ‌شان افزایش می‌یابد و هم وضع اقتصادی‌شان خوب می‌شود. به نظر من، این فرهنگ تعاونی به قدری مهم است که حتی اگر تعاونی ها از نظر اقتصادی شکست بخورند، زنانی که در آنجاها فعالیت کرده‌اند، هیچوقت دوباره به عقب بر نمی گردند. یعنی زنان در این تعاونی‌ها از نظر فرهنگی رشد می‌کنند. من فکر می‌کنم در وضعیت موجود تشکیل تعاونی‌های زنان عملی است». با این وجود تعداد تعاونی‌های زنان همچنان اندک است، و چنین برنامه‌هایی بیشتر به صورت فردی پیگیری می‌شود. در واقع، چنین برنامه‌هایی به ندرت مورد توجه جریان‌های جنبش زنان قرار گرفته است. تعاونی‌ها، مراکز خدماتی و خیریه‌ها اگرچه تاثیرات به سزایی در بهبود وضعیت زنان دارند، اما به دلیل مشکلات اقتصادی و نهادی که سد راه آنهاست، کمتر مورد توجه جریان‌های موجود جنبش زنان قرار دارند.
در تدوین برنامه عمل، برخی از زنان چپ‌گرا در جنبش زنان بر این نظر هستند که چندان نمی‌توان به برنامه‌های کوتاه مدت در تغییر وضعیت زنان امیدوار بود. نازی اسکویی، در این‌باره می‌گوید: «یک گروهی از زنان نگاه از بالا دارند، یعنی اینکه با حفظ این سیستم و با شرایط موجود، می‌شود این مشکلات را حل کرد. اما یک نگاهی درست عکس این را می گوید، به این شکل که نگاه به بالا نیست، بلکه نگاه به پائین است. یعنی زنان زحمتکش را عمده می‌کند. […] بنابراین، در این نگاه به پائین، دیگر کوتاه‌مدت نمی توان قضیه را حل کرد. چون به نظر من کوتاه مدت حل کردن این مسائل می رود به این سمت که لابی کنیم و حداکثر چند قانون تغییر کند. اما اگر بخواهیم ریشه ای کار کنیم، و کار ما در برگیرنده حل مسائل زنان زحمتکش باشد، آن موقع دیگر نمی توان به راه حل کوتاه مدت فکر کرد، بلکه باید به راه حل بلند مدت فکر کرد». وی سپس به طور ضمنی به نقد جریان‌های می‌پردازد که در زمینه تغییر قوانین فعال هستند: «مثلاً اینکه گفتم در طبقات متوسط خشونت علیه زنان در حال کاهش است، به نظر من علتش قانون نیست، بلکه اینکه زنان طبقه متوسط توانسته اند استقلال اقتصادی پیدا بکنند، این عاملش است. وگرنه قانون خیلی تاثیر گذار نیست. البته بی تاثیر نیست، اما تاثیرگذار عمده نیست. عمده آن استقلال مادی زن است. البته این استقلال مادی باید توام با اعتماد به نفس و آگاهی باشد».
نازی اسکویی، در ادامه به تشریح چگونگی برنامه‌های بلندمدت می‌پردازد و عنوان می‌دارد: «برای راه حل بلند مدت، باید روش‌های بلندمدت و روش‌های سخت انتخاب کنیم. ما باید خودمان را با درد و رنج زنان طبقات پائین عجین کنیم. آنوقت می‌توانیم با او همراه شویم. و تازه آنوقت لازم نیست که ما برای او کاری بکنیم، ما باید تنها این بینش را ایجاد کنیم، و او باید خودش این کار را انجام دهد و حقش را بگیرد، و بفهمد ریشه این ظلم کجاست. یعنی ما نمی‌توانیم نسخه بپیچیم که این مشکل شما است، و این راه حل شما». وی سپس می‌افزاید: «در مسیر این راه حل بلندمدت باید سعی کنیم زنانی که تحت این رنج‌ها هستند را متشکل کنیم. برای اینکار باید رفت در میان خود این زنان و باید به نحوی با این زنان همراه شد که دیگر او خودش را جدا از ما نداند». اسکویی درباره روش متشکل ساختن زنان می‌گوید: «زنان زحکمتش با توجه به موقعیت اجتماعی که دارند، معمولاً تنها هستند. یعنی راحت نمی‌توان با آنها ارتباط گرفت. باید سعی کرد که با این زنان دوست شویم تا آنها ما را بپذیرند، و این ارتباط در پروسه عمل پیش می‌آید. مثلاً می‌شود صندوق‌های حمایتی گذاشت، کارهای فرهنگی برای کودکان آنها انجام می‌دهیم. مثلاً می‌شود گل‌گشت [تفریحی] برگزار کرد. … مثلاً یک کار برای ارتقاء آگاهی همین توزیع دفترچه هایی است که ما انجام می‌دهیم. درباره خشونت یا درباره هشت مارس و زنان کارگر. از این طریق هم می‌توان ارتباط گرفت با زنان».
جمع زنان چپ‌گرا، همانگونه که پیشتر اشاره شد در فاصله سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵ فعالیت بیرونی داشتند – بویژه در زمانی که ائتلاف هواداران حرکت جهانی فعال بود، توانستند چند برنامه تبلیغی در سطح شهر برگزار کنند – اما از سال ۱۳۸۶ فعالیت آنها دچار افول شد. طی این مدت نیز، فعالیت‌های آنها بیشتر جنبه تبلیغی و ترویجی داشت و کمتر از یک برنامه منسجم پیروی می‌کرد. نسترن موسوی، یکی دیگر از زنان چپ‌گرا درباره این جمع می‌گوید: «[هواداران حرکت جهانی] تازه دارند حساسیت زنانه پیدا می‌کنند. در واقع، اینها در مقطع ارتقای آگاهی هستند، این ها گروهی صاحب هویت نیستند. یعنی هنوز این جمع در جستجوی هویت است و جایش مشخص نیست. الان بیشتر بر اساس مخالفت با دیگر گروه‌ها مثل کمپین [یک میلیون امضاء] حول یکدیگر جمع شده اند، خودشان هویت مستقل ندارند. نمود بیرونی هم ندارند. این ها در حد محافل ارتقاء آگاهی هستند»[۱۲۳]. در واقع، نمی‌توان استراتژی مشخصی برای جمع زنان چپ‌گرا در حال حاضر تعریف کرد. االبته امکان دارد که تلاش‌هایی در این زمینه توسط آنها انجام گیرد.
همانگونه که بر اساس جریان‌شناسی جنبش زنان مشخص شد، سه جریان فعال جنبش زنان بر اساس سه نوع استراتژی و برنامه عمل قابل تمیز از یکدیگر هستند. این سه جریان عبارتند از: ائتلاف زنان اصلاح‌طلب، گروه میدان، و ائتلاف یک میلیون امضاء. نخست به نظرات آگاهی‌دهندگان جریان زنان اصلاح‌طلب درباره برنامه‌های عمل آنها پرداخته می‌شود.
الف) ائتلاف زنان اصلاح طلب
زهرا شجاعی، معتقد است که برای تدوین استراتژی باید اهداف ایده‌آل را مشخص ساخت. وی می‌گوید: «ما باید منشوری برای زنان بنویسیم. یعنی باید الگویی برای شرایط ایده‌آل زنان داشته باشیم تا بر اساس آن نگاه بلند مدت خود را تنظیم کنیم. آن وقت بر اساس این منشور استراتژی و برنامه عمل مشخص می‌شود و ما می‌توانیم برنامه های خود را عملیاتی کنیم». البته، در این خصوص کمیسیون زنان حزب مشارکت، منشوری تدوین کرده است. فریده ماشینی از اعضای این حزب معتقد است که: «به نظر من، نگاه ساختاری به مسائل زنان خیلی مهم است. اگر مسئله را فرهنگی تلقی کنیم، عمر نوح برای آن لازم است. چون فکر می‌کنیم که خوب مسئله فرهنگی است و باید زمان بگذرد تا مشکلات حل شود. به نظر من، نمی توان به راحتی از تاثیرات متقابل فرهنگ و ساختار چشم پوشی کرد. ما خیلی وقت ها می توانیم با تغییرات ساختاری، فرهنگ را هم تغییر دهیم. نمی توان به امید تغییرات فرهنگی نشست. اگر واقع بین باشیم، یک سری تغییرات ساختاری دارد تاثیرش را روی فرهنگ می گذارد. مثلاً در خانواده هایی که درآمدهای زنان بیشتر است، الگوی تصمیم گیری تغییر می کند».
اما مسئله اصلی زنان اصلاح‌طلب در تحقق چنین تغییراتی در زندگی زنان، منوط به پیش‌شرط‌های دیگری است. آنها معتقدند که برای ایجاد این تغییرات نیاز به قدرت سیاسی است. فریده ماشینی اظهار می‌دارد: «بحث مشارکت سیاسی زنان برای من جدی است. اینکه سعی کنیم، زنان بیشتری وارد مجلس بشوند، تا بتوانند در سیاست‌گذاری‌ها تاثیر بگذارند. یا ما باید برای کاندیداهای زنان، کلاس های حساسیت جنسیتی برگزار کنیم». زهرا شجاعی نیز هدف از تاسیس مجمع زنان اصلاح‌طلب را به نوعی سازماندهی زنان اصلاح‌طلب برای کسب مجدد قدرت سیاسی می‌داند. وی عنوان می‌دارد: «من به عنوان عضوی از مجمع زنان اصلاح طلب، معتقدم ما باید زنان اصلاح طلب در تمام کشور را سازماندهی کنیم. یعنی باید یک تشکیلات منسجم در سراسر کشور درست کنیم. پیش از آن ما در دولت بودیم، و نیازی به این تشکیلات نبود، چون عملاً آن شبکه را داشتیم. ما در زمان اصلاحات، یک شبکه ملی (دولتی – غیر دولتی) داشتیم. ما در تمام استان ها کمیسیون های امور بانوان را داشتیم؛ و ان.جی.او. هایی داشتیم که به نوعی به صورت نقطه چین به ما متصل بودند و خیلی از منویات و سیاست ‌های ما را اجرا می کردند. یعنی آن موقع لازم نبود. اما الان باید تشکیلات زنان اصلاح طلب را سازماندهی کنیم». سپس درباره شکل‌گیری مجمع می‌افزاید: «موضوع اصلی شکل گیری این تشکیلات، راه‌های ارتقاء یا افزایش مشارکت سیاسی زنان بود. فکر می کردیم این موضوع از همه مهمتر است. و در واقع، مجمع هم برای این هدف تشکیل شد. مجمع با برنامه درباره انتخابات تشکیل شد».

نظر دهید »
دانلود پایان نامه با موضوع مدل جدید تراوایی برای غشاهای ماتریس آمیخته ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

صحیحی در حداکثر کسر حجمی بارگذاری ذرات دارد همچنین این مدل ها اثر شکل ذرات اندازه ذرات و تجمع ذرات را لحاظ میکنند . [۳, ۲۴, ۲۵]
تمامی مدل های ذکر شده تماس بین ذرات معدنی و پلیمر را ایده آل تصور میکردند و در نتیجه تفاوت زیادی بین پیش بینی این مدل ها و داده های تجربی وجود داشت . ماهاجان برای حل این مشکل نواقص سطحی ایجاد شده را به عنوان یک شبه فاز در نظر گرفت و در پیش بینی تراوایی از آن استفاده کرد. و با توجه به این فرض مدل های دو فازی و سه فازی اصلاح شده مکسول را مطرح نمود. [۳, ۲۴]
پایان نامه - مقاله - پروژه
در همین رابطه فلسک[۱۴] بیان دقیقی برای هدایت حرارتی کامپوزیت های دارای ذرات هسته-پوسته و ذرات هسته پوشش داده شده با لایه سطحی ارائه کرد و پال از این مدل برای محاسبه تراوایی درون غشاهای ماتریس آمیخته استفاده کرد .مدل ارائه شده توسط فلسک در واقع همان مدل مکسول است که علاوه بر ذرات پرکننده و فاز ماتریس شامل فاز میانی نیز میباشد. .[۲۶]
البته اعتبار مدل های ارائه شده برای پیش بینی تراوایی درون غشاهای ماتریس آمیخته تنها در مواردی که از پرکننده های میکروسایز درون ماتریس پلیمری استفاده شده است ثابت شده است و هیچ منبع معتبری وجود ندارد که بتواند در مواردی که از پرکننده های نانوسایز تراوا درون غشای ماتریس آمیخته استفاده می شود اعتبار این مدل ها را بررسی کند .
در این پژوهش ضمن بررسی تاثیر افزایش کسر حجم آزاد پلیمر مدل جدیدی را ارائه خواهیم داد تا بتواند تراوایی گازهای مختلف را در MMMs پرشده با نانوذرات معدنی تراوا به خوبی پیش بینی کند.
اهداف پژوهش
بررسی عملکرد غشاهای معدنی ، پلیمری و ماتریس آمیخته و پیش بینی تراوایی در غشاهای ماتریس آمیخته پرشده با نانوذرات معدنی تراوا در حالت ایده آل
تراوایی در غشاهای ماتریس آمیخته تابع تراوایی فاز پیوسته و پراکنده میباشد و برای پیش بینی آن نیاز به اطلاعات کاملی از تراوایی فاز پیوسته و پراکنده میباشد . پس از استخراج این اطلاعات از منابع معتبر به پیش بینی تراوایی در غشای ماتریس آمیخته در حالتی که تماس بین پلیمر و ذره ایده آل تصور شود میپردازیم و با بهره گرفتن از مدل های مکسول ، بروگمن ، لوییس نلسن و پال تراوایی ۹۴ نقطه داده ی متفاوت را که شامل ۴ غشای ماتریس آمیخته متفاوت میباشد میپردازیم.
بررسی تاثیر لایه میانی و کسر حجم ازاد پلیمر بر میزان تراوایی گازهای مختلف و عملکرد غشاهای پلیمری و ماتریس آمیخته شامل نانوذرات تراوا
افزودن ذرات نانو معدنی تراوا به پلیمر موجب شکل گیری لایه میانی بین پلیمر و ذرات میشود که خواص تراوایی در این لایه متفاوت با پلیمر و ذرات میباشد ، بنابراین برای پیش بینی تراوایی در غشاهای ماتریس آمیخته پر شده با نانوذرات معدنی تراوا نیاز به اطلاعات کاملی از نقش این لایه بر عملکرد غشاها داریم . بنابراین ضخامت این لایه در غشاهای مختلف ، تراوایی گازهای مختلف در این لایه و تاثیر آن بر عملکرد غشاهای ماتریس آمیخته را مطالعه و بررسی میکنیم.
پیش بینی تراوایی گازهای مختلف با در نظر گرفتن نقش لایه میانی و ارائه راهکاری نوین برای محاسبه تراوایی لایه میانی در غشاهای ماتریس آمیخته پر شده با نانو ذرات معدنی تراوا
برای نخستین بار مدل های تراوایی مکسول اصلاح شده ، بروگمن اصلاح شده ، فلسک و فلسک اصلاح شده را برای پیش بینی تراوایی گازهای مختلف زمانی که حجم آزاد قسمتی از پلیمر افزایش یابد بکار میبریم و سپس با بهره گیری از کسر حجم آزاد پلیمرهای مختلف راهکار جدیدی را برای محاسبه ی تراوایی گازهای مختلف در لایه میانی غشاهای ماتریس آمیخته پر شده با نانو ذرات معدنی تراوا ارائه میکنیم و سپس با بهره گرفتن از این راهکار یکبار دیگر از مدل فلسک برای پیش بینی استفاده میکنیم .
سنجش اعتبار و مقایسه ی عملکرد مدل های پیش بینی تراوایی گازهای مختلف در غشاهای ماتریس آمیخته پر شده با نانو ذرات معدنی تراوا استفاده شده در این پژوهش
در نهایت با ارائه نمودار و جداول مختلف و همچنین محاسبه میانگین مطلق انحراف از معیار هر نه مدل به مقایسه عملکرد آن ها میپردازیم که در میان مدل های که تماس بین نانوذرات و پلیمر را ایده آل فرض میکنند میانگین مطلق انحراف از معیار خطاها به شرح ذیل است:
مکسول > لوییس نلسن > پال > بروگمن
و با در نظر گرفتن تاثیر افزایش حجم آزاد قسمتی از پلیمر میانگین مطلق انحراف از معیار خطاهای مدل های موجود به شرح ذیل است:
مکسول اصلاح شده > فلسک اصلاح شده > بروگمن اصلا شده > فلسک > مدل جدید ارائه شده
مدل جدید ارائه شده بهترین عملکرد را در میان مدل های بکابرده شده در این پژوهش داراست که این بیانگر تاثیرگذاری و کارایی بالای این مدل نسبت به سایر مدل هاست .
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
تاثیر پرکننده های معدنی بر خواص غشاهای ماتریس آمیخته با توجه به ساختار شیمیایی آن ، شیمی سطح و نوع ذرات معدنی متفاوت است . به طور کلی پر کننده های معدنی مورد استفاده در غشاهای ماتریس آمیخته را میتوان به دو دسته ی پرکننده های معدنی تراوا (متخلخل) و پرکننده های نا تراوا(نا متخلخل) تقسیم بندی کرد که هر کدام اثرات متفاوتی را بر عملکرد این غشاها دارند. اگر پرکننده ها تراوا باشند باید تاثیرات الک مولکولی جداسازی گازها با اندازه و شکل آن ها مدنظر قرار گیرد . اگر اندازه منافذ به طور قابل ملاحظه ای بزرگتر از اندازه مولکول باشد مکانیزم جذب سطحی و جریان گزینشی سطحی مد نظر قرار میگیرد .پرکننده های بدون منفذ باعث کاهش تراوایی مولکول های بزرگتر و افزایش گزینش پذیری از طریق الگوی غیر مستقیم میشوند. حضور مواد آلی با اندازه چند نانومتر میتواند باعث ایجاد حفره در اطراف ذرات معدنی شده و با اختلال در زنجیرهای پلیمری باعث افزایش تراوایی شوند .[۲۷]
غشاهای ماتریس آمیخته پرشده با میکروذرات معدنی تراوا
خواص انتقال گاز از MMMs آلی-معدنی وابسته به نانومورفولوژی غشاهاست و مورفولوژی سطح مشترک پلیمر- مواد معدنی تعیین کننده خواص انتقال است . [۱۳] معمولا به دلیل تفاوت بین خواص پلیمر و فاز معدنی و تجمع پرکننده ها ساخت یک غشای ماتریس آمیخته ایده آل یک ماتریس پلیمری بدون هیچ گونه نقصی در سطح مشترک پلیمر-ذرات معدنی) بسیار دشوار است ، شکل گیری نواقص در سطح مشترک ذره و پلیمر به دلایل مختلف تقریبا اجتناب ناپذیر است. [۳]
نواقص موجود در سطح مشترک پلیمر-ذرات معدنی که بر عملکرد غشاها تاثیر گذار هستند را میتوان به سه دسته ی کلی تقسیم بندی کرد: [۳, ۱۳, ۲۸]
۱ – سفت شدن لایه ای از پلیمر[۱۵] که در اطراف ذرات معدنی قرار گرفته است
۲ - ایجاد حفره در سطح مشترک پلیمر و فاز معدنی و اطراف ذرات معدنی[۱۶]
۳ – انسداد جزئی منافذ پرکننده های معدنی[۱۷]
شکل ۲-۳ این سه پدیده و مورفولوژی ایده آل پلیمر-ذرات معدنی را در غشاهای ماتریس آمیخته نشان میدهد .[۲۸] مورد اول به عنوان مورفولوژی ایده آل در نظر گرفته می شود در واقع نشان دهنده ی یک ترکیب همگن از ذرات معدنی و پلیمر است . مورد دوم مربوط به سفت شدن زنجیر پلیمری می باشد . مورد سوم نشان دهنده ی تشکیل حفره اطراف ذرات معدنی و مورد چهارم نشان دهنده ی انسداد جزئی منافذ پلیمر می باشد . برای تشکیل فاز میانی(یا همان نواقص سطح مشترک پلیمر و ذرات) به نظر میرسد دو عامل تعیین کننده هستند :طبیعت تعامل بین پلیمر و ذرات الک مولکولی و تنش در طول تشکیل غشا[۷]

شکل ۱-۲ نمایش مورفولوژی غیر ایده آل در غشای ماتریس آمیخته[۷]
جدول۱-۲ خلاصه ای از تاثیر پدیده های نواقص سطحی ایجاد شده بر عملکرد غشاهای ماتریس آمیخته

 

نواقص سطحی ایجاد شده تاثیر بر عملکرد غشاهای ماتریس آمیخته
سفت شدن بخشی از پلیمر در اثر تماس با ذرات معدنی به دلیل کاهش تحرک زنجیرهای پلیمری باعث کاهش تراوایی در غشاء میشود ، که این کاهش تراوایی اغلب با افزایش کمی در گزینش پذیری همراه است . اما در مجموع باعث کاهش عملکرد غشاها میشود .
ایجاد حفره اطراف ذرات معدنی تراوایی تمامی گونه ها در این فضای ایجاد شده بیش از ماتریس پلیمری و پرکننده های تراوا است بنابراین تراوایی همه ینافذها افزایش یافته بنابراین باعث افزایش تراوایی میشود اما به دلیل غیر انتخابی بودن این تراوایی که از مکانیزم تراوش نادسن(به جای الک مولکولی در پرکننده ها) باعث کاهش گزینش پذیری میشود بنابراین در مجموع میتوان گفت باعث کاهش عملکرد غشاها میشود .
انسداد جزئی یا کلی منافذ پرکننده انسداد منافذ همواره باعث کاهش تراوایی میشود ، اما باتوجه به اندازه کنافذ پرکننده و گونه های نافذ میتواند باعث کاهش یا افزایش گزینش پذیری شود که در بیشتر موارد گزینش پذیری کاهش میابد ؛ با این وجود میتوان گفت انسداد منافذ عملکرد غشاهای ماتریس آمیخته را کاهش می دهد .
نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله با موضوع بررسی اثربخشی غنی سازی روابط بر بهبود کیفیت روابط ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

جنبه های آموزشی – پیشگیری مدل رفتاری- ارتباطی در شش حوزه اساسی مورد بحث قرار می گیرند: ۱)فهم رفتار،۲) عینیت گرایی،۳) تبادل رفتاری،۴) مصالحه، ۵) ارتباطات، ۶) آموزش حل مساله.
فهم رفتار:
در رفتار دو هدف را می توان جستجو کرد: ۱- رفتار ممکن است فقط رفتار صرف باشد( یعنی تظاهر عملکرد شخص)؛۲- رفتار ممکن است ارزش رابطه ای داشته باشد(یعنی در درون رابطه معنی پیدا کند).
در برنامههای پیشگیری، زوج ها باید یاد بگیرند تا رفتار را براساس رابطهای بودنش درک کنند و رفتارهای خود و همسرشان را در چهارچوب تعاملی مورد ارزیابی قرار دهند. بنابراین آنها ممکن است سوالات زیر را از خود بپرسند:
دانلود پروژه
۱- رفتار من بر رفتار همسرم چه اثری می تواند داشته باشد؟
۲- رفتار همسرم بر رفتار من چه اثری می تواند داشته باشد؟
۳- زمانیکه من رفتار (الف) را انجام دهم، همسرم با انجام دادن رفتار(ب) پاسخ می دهد. آیا آن نتیجهای است که من دوست دارم بدست آورم.
۴- زمانیکه رفتار (ج) را انجام می دهد من عموماً بطور مشابهی رفتار (د) را انجام می دهم. آیا شیوه های دیگری در دسترس من وجود دارد.
۵- اگر من رفتار (ه) را انجام می دادم، احتمالاً در پاسخ به آن همسرم چه کار می کرد؟
۶- اگر همسرم رفتار (و) را انجام می داد، احتمالاً من در پاسخ به آن چه کار میکردم؟
و وقتی زوج ها یاد گرفتند رفتار را در درون زمینه رابطه اش بفهمند، آنگاه آنها می توانند با روش بازتر و بطور مشارکتی درباره پیامدها بحث و بررسی کنند. این اساس پیشگیری است. یعنی با موضوعات قبل از اینکه به مشکل تبدیل شوند، برخورد می شود.
عینیت گرایی[۶۲]:
این فرایند به زوج ها میآموزد تا چگونه اظهارات مبهم، کلی و تعمیم یافته مربوط به رضایتمندی از رابطه را به صورت توصیفهای ویژه رفتار خوشایند و ناخوشایند تبدیل کنند. بنابراین تسلط یک زوج بر این مهارت می تواند به آنها یاد دهد تا پیامهای کلامی غیر تسیل کننده را بصورت اطلاعات سازنده برای اهداف افزایش رابطه دوباره سازماندهی کنند.
تبادل رفتاری[۶۳]:
همچنانکه قبلاً اشاره شد، تقابل رفتاری اصول مفهومی و عملی مدل رفتاری- ارتباطی می باشند. هم در برنامه های درمانی و هم در برنامه های پیشگیری زوج ها باید قدردانی از یکدیگر را یاد بگیرند. زمانیکه افراد رفتارهای مثبتی را برای یکدیگر فراهم کنند، آنها با قدردانی همسرشان مورد تقویت قرار می گیرند و متقابلاً خودشان هم از همسرشان قدردانی می کنند. در این صورت رفتارهای پاداش بخش دو طرفه افزایش می یابند و احتمال موفقیت در زندگی زناشویی بطور اساسی بالا می رود.
مصالحه[۶۴]:
زوج درمانی رفتاری- ارتباطی بطور تجربی به زوج ها آموزش می دهد تا این اصل را یاد بگیرند که«به منظور بدست آوردن انچه که من می خواهم، باید چیزی را به همسرم بدهم». این اندیشه اساس حل تعارض و برنامه های پیشگیرانه حل مساله را تشکیل می دهد. با داشتن این توانایی، زوج ها می توانند مهارت هایی را برای کاهش مشکلات بکار ببرند.
ارتباطات[۶۵]:
از همه عناصر مدل رفتاری- ارتباطی احتمال ارتباطات بیشترین کارکرد پیشگیرانه را دارد. مهارتهای ارتباطی اثربخش اساس ایجاد و حفظ رابطه زناشویی رضایتبخش می باشد. بنابراین آموزش ارتباطات بخش مهمی از برنامه های پیشگیری است.
آموزش حل مساله:
همچنانکه قبلاً اشاره شده است، تعارض چیزی است که در رابطه صمیمی و دراز مدت بوجود می آید. از طریق آموزش حل مساله، زوجها میتوانند ابزار مناسبی برای حل اختلافات خودشان داشته باشند. بعلاوه وقتی که فرایند حل مساله را یاد گرفتند میتوانند آنرا در کل موقعیتهای آسیبزا بکار ببرند. در اینجا نیز ارزش پیشگیری کننده حل مساله، کاملاً روشن است(قاسمزاده، ۱۳۷۸).
۲-۴- غنی سازی روابط(مدل به کار گرفته شده در این پژوهش)
این مدل چارچوب و شیوه اصلی به کار گرفته شده برای این پژوهش بوده است که به شرح آن پرداخته میشود.
۲-۴-۱- تاریخچه غنی سازی روابط
ریشه های غنی سازی روابط[۶۶](R. E ) از اوایل۱۹۵۰ نشات میگیرد. زمانی که برنارد جورنی در یک برنامهی رواندرمانی کودکان به مشکلاتی با والدین برخورد کرده بود. او چنین می پنداشت که این برنامه می تواند منجر به حسادت والدین نسبت به نقش درمانی خاص درمانگر در ارتباط با کودک باشد، و یا عزت نفس والدین به خاطر احساس ایفای نامناسب نقش والدینی که باعث میشود فرزندشان سردرگم شود، آسیب ببیند. به نظر می رسید که احتمالاً بتوان با هر دوی این عوامل، از طریق به کمک گرفتن والدین به عنوان یار درمانگر یا نماینده(عامل) روان درمانی مقابله نمود. تصور می شود که اگر والدین آموزش ببینند که به شیوه ای درمانی با بچه ها کار کنند، این تغییر در سیستم خانواده میتواند تا حدود زیادی تاثیر روان درمانی بر کودک را افزایش دهد. این روند منجر به ایجاد کودک درمانی[۶۷] شد، که هم اکنون خانواده درمانی R. E یا خانواده درمانی کودکان نامیده می شود که طی آن والدین یاد میگیرند که جلسات شبیه بازی درمانی کودک محور راجرزی با کودکانشان برگزار کنند. سپس یاد بگیرند که این مهارتها را در مواقع مناسب به زندگی روزمره انتقال داده و تعمیم دهند. همچنین آنها مهارت های اصلاح رفتار را برای استفاده در خانه یاد می گیرند. این روش ها قابل کاربرد با یک خانواده و یا گروهی از خانواده ها می باشد. اولین طرح پژوهشی سه ساله نشان داد که این رویکرد اثر بخشی عالی دارد(جورنی و سوکا،۲۰۰۴).
پایه درمان R. E بر اساس آموزش مهارتها بود و این گام عجیب و در عین حال خشنود کنندهای به نظر میرسید که مراجعان درخواست میکردند که برنامههایی برای تدریس مهارتها به زوجین و خانواده ها قبل از گرفتار شدن در مشکلات برگزار شود. این برنامه ها تبدیل به برنامههای غنی سازی و پیشگیری از مشکل شدند(گینزبرگ،۲۰۰۰).
۲-۴-۲- پایه های نظری
نظریهای که پایهی رویکرد R. E بر آن قرار دارد ترکیب منحصر به فردی از چهار مکتب عمدهی روان درمانی است: روان پویایی، رفتارگرایی، انسانگرایی و رویکرد بین فردی. بر اساس تجارب، تفسیر و برداشت جورنی از تحقیقات روانشناسی به ویژه در بخشی روان درمانی و اصلاح رفتار، تجارب بالینی و میدانی وی و مشاهدات بلند مدتش، عوامل و بخش های خاصی از هر مکتب انتخاب شده و بقیه کنار گذاشته شده است. آنچه باقی مانده در یک واحد با دورنمای نظری سیستم محور، بر پایه ی مهارتآموزی گرد آمده است. به صورت خیلی مختصر میتوان مولفههایی را که دربرگیرنده R. E می باشند بدین شرح توصیف نمود:
از نظریهی روان پویایی مفاهیمی از اهمیت ناهشیار و قدرت مکانیسم های دفاعی، همچنین مفاهیم ضرورت رشد روانشناختی از طریق رسیدن به شناخت و قدرت درمانی تخلیهی هیجانی یا تجربهی مجدد عواطف سرکوب شده یا پنهان شده را شامل می شود. از نظریه آدلر، مفهوم رفتار انسان که با اصطلاحات جستجوی اهداف و قدرت تسلطجویی که بهتر قابل فهمند اقتباس شده است. این حالت وقتی که فرد در جستجوی اهدافش است، فعال می شود. از مکتب انسان گرایی، به ویژه نظریه ی راجرز، مفهوم مکانیسمهای دفاعی(که از تحریف واقعیت ناشی میشود) که در آغاز از طریق تهدید خودپندارهی شخص شروع میشود، اقتباس شده است. همچنین مفهوم پذیرش دائم بیقید و شرط، احترام و همدلی که بهترین راه برای ایجاد را بطهی مثبت و قوی و کاهش نیازهای دیگران برای استفاده از مکانیسمهای دفاعی است، از این نظریه اقتباس شده است. بر این اساس روش موثرتر برای کمک به دیگری این است که اجازه بدهیم تا افکار و احساسات خود را صادقانه و صمیمانه ابراز کند و به تخلیهی هیجانی و شناخت دست یابد. از نظریه ی یادگیری همهی ابعاد آن -اجتماعی، شناختی و رفتاری- به ویژه مفاهیم مفید و رفتاری بهبود زندگی، که قابل آموزش از روش سیستماتیک است، اخذ شده است. تصور میشود که شرکت کنندگان در آموزش مهارتها عمدتاً بهبود مییابند و به سرعت به تغییرات اجتماعی مثبت و رو به رشد دست مییابند. روش های برگرفته از نظریهی یادگیری و روش های کاربردی در رفتاردرمانی، نه تنها برای متخصصان که مهارتهای R. E را تدریس میکنند، بلکه برای شرکتکنندگانی که خودشان برای تغییرات مطلوب در خود و شریکشان کمک دریافت می کنند، نیز مفید است. از نظریهی بین فردی که توسط سالیوان[۶۸](۱۹۴۷) ارائه شده و توسط لری[۶۹](۱۹۵۷) گسترش یافته، این مفهوم دریافت شده که افراد مهم اطراف ما چگونگی عملکرد مان را به ما می آموزند. تمام افراد به صورت ناهشیاری به روش خاصی(کلیشه های رفتاری) برای پاسخ به دیگران عمل میکنند که احساس میکنند راحت است و کمتری میزان اضطراب را به همراه دارد. بسیاری از روش های عادی رفتار که اغلب آنهایی هستندکه از اوایل زندگی مورد استفاده بودندهاند و چنان ناهشیار و خودکار ظاهر میشوند که لری به آنها واکنش[۷۰] میگوید. همیشه ممکن است برخی پاسخ های نامطلوب نیز از دیگران کسب شود. نظریه ی R. E معتقد است که کسب دامنه ی وسیعی از رفتارهای بین فردی، به منظور قرار گرفتن درحیطهی انتخابهای هشیار، برای کفایت و بسندگی ضروری هستند. به همین منظور، R. E به شرکت کنندگان میآموزد که بدانند که هرکنش و یا عدم کنش افراد دیگر فرصتی را برای تاثیر هشیارانه بررفتار بعدی افراد فراهم میآورد و بعداً این پاسخ ها ادامه مییابد. بجز در روابط یک طرفه، و حتی در این روابط نیز فرد بیتاثیر نیست. همیشه میتوان به شیوهای رفتار نمود که پاسخ هایی که از دیگران دریافت میشوند بیشتر پاسخهای مطلوب باشند. درتمام حیطهی روابط بین فردی و بویژه روابط زناشویی و خانوادگی، هدف R. E این است که به شرکت کنندگان بیاموزد که چگونه هشیارانه چنین انتخاب هایی انجام دهند. نظریه ی بین فردی معتقد است که بهتر است شخصیت به عنوان الگوی داخلی تمایلات و واکنش های رفتاری بین فردی نگریسته شود. در نتیجه افزایش توانایی افراد برای انعطافپذیری و انتخاب آگاهانه، به منظور بدست آوردن اهداف فردی و اجتماعی مثبت، سریعترین و مطمئنترین راه افزایش سازگاری و رضایتمندی است. همچنین بهترین شیوه برای افزایش تاثیر و سودمندی درمان است. از دیدگاه R. E ، درمان پیشگیری و غنیسازی در نگاه اول نقاط متفاوت یک پیوستار دیده میشوند (سوکا،۲۰۰۵).
اهداف پیشگیری، درمان و غنی سازی( ارتقاء ) میتواند کمک به فرد باشد تا در جهت مسیر های سازنده حرکت کند. اینکه درمان باشد یا پیشگیری اغلب صرفاً یک کارکرد زبانی و زمانی است، برای مثال اگر به یک زوج در اوایل ازدواج مهارتها را نیاموزید میتوان بعداً هنگام ضعیفشدن رابطه، یا ناتوانی در حل تعارضات زناشویی این کار را انجام داد. اگر در ابتدا این کاررا انجام نشود، این امکان هست که اشکال مختلفی از آسیب پدید آید و آموزش الگوی جدید را سختتر و پیچیدهتر نماید. دراین حالت درمان بیشتر از پیشگیری به کار می رود، ولی اگر در ابتدا این کار انجام شود میتوان گفت، پیشگیری و غنیسازی صورت گرفته است(سیندر،۲۰۰۰).
۲-۴-۳- شیوه های مداخله
مهارتهای ایجاد شده در R. E مهارتهایی هستند که برای کمک به ارضای شدیدترین تمایلات خانواده ها، و تقریباً در همهی فرهنگها کاربرد دارند. این تمایلات شامل عشق، دلسوزی، تعلق، اعتماد، وفاداری، امنیت و لذت هستندکه در بین بقیه از اهمیت بیشتری برخودارند. اگر هر شرکت کننده این تمایلات رابرای همسرش و برای سایر اعضای خانواده ارضا کند، به عنوان یک کارکرد روانی-اجتماعی اساسی که در روابط رمانتیک صورت گرفته، تلقی می شود که با ایجاد یک جو مراقبتی پایدار، عشق و صمیمیت، عزت نفس و رشد روانی فردی هر یک از اعضا را تقویت می کند. پاسخهای دلسوزانه میتواند عامل بسیار مهمی در ارتقای امنیت و پایداری پیوند زناشویی، و ایجاد روابط صمیمانهی سازنده و پایداری برای رشد شخصی باشد. به عبارتی از دیدگاه R. E آنچه در بلند مدت مهم است و در دوره های R. E بدست میآید روابط زوجی سالم، توانایی حل مساله به روشی دو سونگر و منصفانه، توانایی حفظ جو مراقبتی در طول بحث و حل مساله، توانایی اتخاذ دیدگاه فرد دیگر، توانایی تعامل با دیگر شرکت کنندگان، توانایی به وضوح دیدن خود و دیگری( بدون سوگیری)، توانایی مانع شدن یا کاهش دادن چرخه ها ی تعامل منفی-منفی و خشم، توانایی تغییر در الگو های رفتاری مورد انتظار فرد، کمک به فرد جهت رسیدن به تغییرات مطلوب مورد انتظار خودش و کمک به شریک خود تا تغییراتی را که میخواهد انجام دهد. اینها هم تغییراتی هستند که از طریق تسلط بر مهارتهای برنامه R.E ایجاد می شوند. سایر جوانب ایجاد و تداوم روابط در نظر گرفتن تصویر کامل هنگام بحث بر سر یک تعارض یا مشکل را شامل میشود. در این شرایط جنبهی ناقص وخیلی رایج، از قلم انداختن افکار و احساسات مثبت در مورد طرف مقابل است. با ایجاد پنداشت مثبت، افکار و احساسات منفی زیر افکار و احساسات مثبت پوشانده میشود و رابطهای دوستانه ایجاد میشود. در یک رابطه دوستانه انگیزه برای تغییرخیلی افزایش مییابد(گینزبرگ، ۲۰۰۰).
یک اصلی اساسی که موجب تغییر ساختاری در رفتار و ارتباط می شود این است که احساسها و عواطف مهم صادقانه ابراز شوند، به طوری که عزت نفس طرف مقابل تهدید نشود. بدین سان فرد یاد میگیرد که خود را به روش دلسوزآنهای ابراز کند. این حالت نوعی از ابرازگری است که طی آن توانایی فرد برای فهم و پذیرش افکار و احساس گوینده بهبود می یابد و تفاهم دلسوزانهتر و پذیرش بالاتری را به گوینده انتقال می دهد، و این هم به نوبه ی خود گوینده را راحتتر میکند تا به صورت باز و صادقانه و دلسوزانه خودش را ابراز کند. در حقیقت صداقت و دلسوزی دو ارزشی هستند که از طریق R. E ارتقا یافته و تقویت میشوند. کاربرد صحیح اینها در روابط بین فردی، فرد را به ارتقای ارزش سوم یعنی منصفانه بودن هدایت می کند. در برنامه ها و درمان های R. E زوجها ۹ مهارت به هم پیوسته را یاد می گیرند که کیفیت روابط را افزایش میدهد. استفاده از این مهارتها تعاملات را به احترام، فهم، همکاری و مراقبت دو طرفهی بیشتری هدایت میکند. در ادامه تعریف کوتاهی از هر مهارت ارائه میشود. به دلیل کمبود جا در این بخش به شرح رهنمودهای خاصی که برای هر مهارت تعریف شده است و به شرکت کنندگان آموخته می شود میپردازیم، این مهارت ها در حکم قواعد بازی هستند. زمانی که قواعد پیگیری و دنبال شوند، رفتار ماهرانه ایجاد میشود. مهارت ابرازگری شرکتکنندگان را قادر به فهم بهتر منابع استرس، نیازها و تمایلاتشان میسازد و به طریقی که کمترین احتمال ایجاد و اکنش های دفاعی، اضطراب، خصومت و تعارض وجود داشته باشد و بیشترین احتمال فراخوانی فهم همدلانه، همکاری و حمایت وجود داشته باشد، قادر به ابراز گری در مقابل دیگران می شوند. مهارتهای تخصصی، افراد را در فرایند حل تعارض و حل مساله به صورت سریع و موفقیتآمیز و با اضطراب کمتر، یاری میکند. مهارت همدلانه، مشارکت کنندگان را برای فهم دلسوزانهی بیشتر از نیازهای مراجعان در زمینه های نیازهای هیجانی، روانشناختی و نیازهای بینفردی و تمایلات دیگران و فراخوانی رفتارهای باز، صادقانه، قابل احترام و اعتماد، مشترک، رفتارهای هم حسی، نظارتی و صمیمی با دیگران با سرعت و میزان بیشتر آماده می سازد. مهارت بحث و مذاکره به زوج ها برای حفظ فضای هیجانی( عاطفی) مثبت آموخته میشود، تا زمانی که از موضوعات مشکل بحث میشود، از این طریق از افزایش خشم جلوگیری شود. زیرا برای فهم احساسات عمیق و ریشهی موضوعات لازم است که موضوعات مشکل به صورت جامع تر و موفقیتآمیزتر حل شود(سوکا، ۲۰۰۵).
مهارت تسهیلکننده(آماده سازی) شرکتکنندهها را در خروج از مارپیچ ارتباط منفی- منفی توانمند میکند و آنها را قادر به استفاده از مهارتهایR. E میکند. مهارت حل مساله یا تعارض شرکت کننده را در ایجاد راه حل های خلاقانه برای مسایل قادر میسازد. یعنی راه حلهایی که بیشترین میزان ارضای نیازهای دو طرفه را دربر داشته باشند و عملی و قابل تداوم باشند. مهارت تغییر خود شرکتکنندهها را قادر میسازد رفتارهای نامطلوب خود را بر طرف کرده یا کاهش دهند و یا رفتار های مطلوب را افزایش دهند تا اینکه بتوانند در رسیدن به آنچه که شریکشان می خواهد و یا رسیدن به چیزی که برای خودشان تعیین کرده اند، به توافق برسند. از طریق مهارت کمک به تغییر دیگران شرکت کنندگان میتوانند به دیگران برای تغییر نگرشها و احساسات و رفتارهایشان کمک کنند، تا اهداف و توافقات فردی و بین فردی خودشان را محقق سازند. مهارت نگهداری یا تدوام شرکتکنندگان را برای حفظ سطوح بالای مهارتها در طول زمان آماده میسازد. ما معتقدیم که عامل عمده ی این تلقی ، روشی است که شرکت کنندگان به اظهار ات خود ابراز گرانه ی شریک خود فکر می کنند و پاسخ می دهند(جورنی و سوکا، ۲۰۰۴).

شکل(۸-۲) نشان می دهد که چگونه ۹ مهارت R. E می توانند برای ارتقای روابط زوج ها به کار روند و در صورتی که بدرستی آموخته شده و در موقعیت های مختلف در طول زمان به کار روند به خوبی می توانند سلامت جسمی و روانی مورد انتظار را ایجاد کنند. شکل(۲-۸) نشان می دهد که R. E سعی دارد تغییرات مثبت و یا در عواطف ، شخصیت و رفتار ایجاد کند که همگی با همدیگر تغییراتی را در یک مدل پیوسته ی منسجم نشان دهند. شکل این روند را با ترسیم موارد ذیل نشان می دهد. در صحبت های منزل، همچنان که زوجین بر روی موضوعی برای ارتقای روابطشان، یا حل مسالهای کار میکنند، مهارت همدلی، دلسوزی و ارتباط، اعتماد، صداقت و احترام بین آنها را افزایش می دهد. مهارت ابرازگری تخلیهی هیجانی و ابراز عواطف مثبت را افزایش می دهد. مهارت بحث و مذاکره به زوجین اجازه می دهد که بر تمرکز خود ادامه داده و به ریشهی مشکل دست یابند، حتی زمانی که بحث آنها انواع تعارضات سخت و رنجآور و اضطرابزا را به دنبال دارد. در حالت کلی شریکها به همدیگر کمک میکنند تا به استفاده از مهارت به صورت توافقی و مشترک ادامه دهند. تمام این عوامل و به ویژه همدلی و تخلیهی عاطفی ساختارمند و توانایی درک شریک در زمینه ی دوست داشتن(که در میان چیزهای دیگر پوشانده میشوند) تمایلی برای کمک به شریک برای برآوردهکردن نیازهایش ایجاد میکند. بعضی اوقات خود حرف زدن تمام آن چیزی است که برای حل تعارض یا مسئله نیاز است، زیرا حل مسئله چیزی نیست که نیاز به ایجاد الگو های جدید برای هر کدام یا هر دوی شرکت کنندگان داشته باشد. وقتی الگوی رفتاری جدیدی نیاز باشد، مهارت حل مسئله یا حل تعارض به زوجین کمک میکند تا به توافق صریحی برسند که حتی المقدور تمام نیازهای آنان را برآورده کند و اغلب در مورد اینکه چه چیزی و چه زمانی و چگونه انجام شود توافق صورت میگیرد. در چنین مواردی توافق بیشتر منجر به گسترش موثر مهارتهای خود تغییری و مهارت های کمک به تغییر دیگران برای رسیدن به تغییرات حقیقی و پایدار در زندگی میشود. در صورت تمایل، هر کدام از افراد میتوانند رفتارهای جدیدی را با سایر افراد و در موقعیت های دیگر از طریق مهارت تعمیم گسترش دهند. این انتقال و تعمیم فی نفسه برای کاربرد مهارتهای R. E در زندگی روزمره به کار می رود. در نتیجه هماهنگی، صمیمیت و رضایت ارتباطی بالاتری ایجاد میشود. به علاوه مشارکتکنندگان از طریق انتقال و تعمیم می توانند با حفظ تغییرات مثبت، سایر روابط مهم خود را نیز ارتقاء بخشند. این بدین دلیل است که آنها یادگرفتهاند که چگونه از این مهارتها به صورت یک طرفه استفاده کنند، حتی زمانی که شریکشان با این مهارتها آشنا نیست. به این ترتیب آنها یاد میگیرندکه چگونه روشی را که دیگران با آنها برخورد میکنند، تغییر دهند و منابع عمدهی استرس را حل کنند. شرکت در این مهارتها تغییرات شخصیتی عمدهای ایجاد میکند و در کل می تواند در ارتقای سلامت روانی و جسمی مفید باشد(جورنی و کاودو،۱۹۹۹).
در نهایت باید به این نکته توجه داشت که آر،ای شامل مهارتهایی است که از طریق اصلاح رفتار هدایت می شوند و مهارت هایی را بدان می افزایند تا شرکتکنندگان بهتر بتوانند به خودشان و به دیگران در تغییر رفتار کمک نمایند. بنابراین مهارت های R. E در زمینهی رفتارهایی مثل سیگارکشیدن یا مصرف مواد و الکل، نیز کاملاً کاربردی است (سوکا،۲۰۰۵).
۲-۴-۴- ترکیب و چارت زمانی برنامه های R. E
برنامههای غنیسازی، پیشگیری از مسئله و درمان R. E می تواند با افراد، یک زوج، یا یک خانواده و یا با گروهی از افراد و زوج ها و خانواده ها استفاده شود. قالب و چارت زمانی انعطافناپذی وجود ندارد. برنامه های غنیسازی و پیشگیری از مشکل می توانند به دو بخش یک روزه تقسیم شوند که در روز اول مهارت های اصلی و محوری و روز دوم برای مهارتهای پیشرفته میباشد و یا در دو روز متوالی مثل تعطیلات آخر هفته انجام شود. همچنین در یک سری نشستهای هفتگی نیز قابل اجرا میباشد. این نشست ها دو ساعت در هفته و به مدت ۱۰ الی ۱۵ هفته طول میکشد. موارد دیگر اشکال زمانی شکل نیم روزی است که از ۱ الی ۴ هفته به طول می انجامد. اگر چه قالب های یک روزهی بلند مدت برای بسیاری از زوجها راحتتر است، ولی برای یک برنامه اهمیت زیادی دارد که در طول چند هفته تداوم یابد. در این حالت فرصت بیشتری برای بررسی مهارت ها در خانه وجود دارد. و مهمتر اینکه به زوجین این امکان را می دهد که فرصت بیشتری داشته باشند تا این مهارت ها را برای حل مسئله و گسترش مهارتها در خانه به کار برند. به علاوه نتیجهی مستقیم مفیدی که بدست میآید این است که فضایی خارج از جلسات فراهم میکند و همچنین فرصتی برای استفادهی بیشتر از فرصتها و شکلهای دیگر کاربرد مهارتهای آموخته شده، فراهم میکند. مثلاً تکالیف منزل به دلیل این که در زندگی روزمره به کار میروند امکان بازبینی، نظارت و ارزشیابی فراهم میآورند(سوکا، ۲۰۰۵).
۲-۴-۵- قالبهای زمانی جلسات R. E
جلسات درمانی R. E دارای اشکال ذیل می باشد: ماراتون (۱ تا ۲ روز متوالی در هفته). مینی ماراتون(۳ تا ۴ ساعت)، جلسات هفتگی( معمولاً ۱ ساعت)، تک جلسه( ۵۰ دقیقه). جلسات ماراتون و مینی ماراتون به ویژه برای مراجعان حرفهای مفید است(که ممکن است ۲ روز تحت مراقبت بودن را نتیجه بخشتر و مفیدتر از کمتر ۲ روز بدانند). برای مراجعینی که از خارج شهر میآیند و مراجعینی که مسافت زیادی را طی میکنند، و نیز حل بحرآنها و تصمیمگیری در مورد چگونگی آشتی دادن بسیار خوب میباشد. درمان R. E از طریق تلفن نیز قابل اجرا است (سوکا،۲۰۰۵).
۲-۴-۶- سبک های درمان R. E:
روش حل بحران زمانی به کار می رود که بحرانی وجود دارد که باید در عرض ۵-۱ ساعت حل شود. به خاطر اینکه زمان محدودی برای درمان وجود دارد، و یا به دلیل اینکه مشکل باید قبل از تاریخ خاصی که تعیین شده است حل شود، یا به دلیل نیازهای یک یا چند تن از اعضای خانواده این روش برای حل یک تعارض، بسته به مهلت تعیین شده در یک تا ۵ ساعت طراحی شده است، که میتواند به شکل جلسات ماراتن یک یا دو هفتهای، یک روزه یا نیم روزه باشد. درمانگر نقش مراجع را در طولانی مدت در نظر می گیرد و از روش های درمانی خاص R. E استفاده مینماید که شدن (یا تبدیل شدن) و شستشو دادن نامیده میشوند و در بخشهای بعدی توضیح داده میشوند. این درست است که شروع مراجعان به کار روی مشکلات جدی خود بسیار سریعتر از زمانی است که منتظر بمانند تا اینکه کاملاً مسلط بر مهارتهای هستهای و محوری R. E شوند و باعث صرفهجویی در وقت می شود ولی این خطر را ایجاد می کند که مراجعان نتوانند به صورت کامل و مطمئن مثل روش زمانبندی شده مهارتها را یاد بگیرند. در سبک زمانبندی شده بر اساس اطلاعات بدست آمده در زمان پذیرش، از چگونگی مدت زمانی که صرف مراجعان برای حل مساله اصلی آنها می شود و آنها می توانند از مهارت ها در زندگی روزمره خود استفاده کنند برآوردی صورت میگیرد. سعی براین است که از آنها تعهدی برای یک بازهی زمانی مشخص گرفته شود. معمولاً این زمان بین ۲۰-۱۰ ساعت است، اما این زمان می تواند طولانیتر شود، بویژه اگر مشکلات با هم ترکیب شده باشد( مثلاً احتمال نیاز به تخلیهی هیجانی گسترده به خاطر آسیبهای زندگی، یک پیشامد با عواقب نامعلوم، ترک مکان قبلی و جابجاشدن، سوء استفاده از مواد و الکل). زوج میداند که این براورد با این فرض ایجاد شده که آنها خارج از جلسهی درمان بر روی یادگیری مهارتهای R. E کار کنند و هنگامی که بر این مهارتها تسلط یافتند، مسائل و تعارضهایشان را حل نمایند. در رابطه با پذیرش این روشها انعطاف وجود دارد. برای مثال شخصی ممکن است با روش زمانبندی شده شروع کند و به دلایل مختلف تصمیم بگیرد به روش حل بحران بپردازد و از این فرمت استفاده کند یا فردی ممکن است بعد از حل بحران اولیه، به روش زمانبندی شده بپردازد(جورنی و کاودو[۷۱]، ۱۹۹۹، جورنی و سوکا،۲۰۰۴) .

۲-۴-۷- روش های مداخله
یکی از نشانه های مهم برای فهم فرایند R. E این است که زمانی که مهارتهای پایه آموخته میشوند و کار در مراحل اولیه است، هرگز به مراجعان اجازهی برخورد ناشیانه و بدون تجربه با مسائل داده نمیشوند. وقتی یکی یا هر دو نتواند ماهرانه برخورد کند درمانگر به عنوان مربی مهارتها، از روش های رفع ایراد، سرمشق دهی، شدن و شستشو دادن استفاده میکند( این مهارت ها در بخش های بعدی توضیح داده میشوند). همچنین مهم است که دانسته شود که بعد از آموختن مهارتهای پایه تعاملات تقریباً مخصوص بین شریکها میباشد. مهارت بحث و مذاکره تضمین میکند که هر دو شریک زمانی که خود را ابراز میکنند، همدلی دریافت مینماید. این هم به نوبهی خود باعث میشود که در تمام مدت صحبت، هر کدام از شریکها در مقابل دیگری یکی از دو سبک رفتاری را که قابل ادغام در همدیگر نیست، بکار برد. یعنی این که یا از روش همدلی یا از روش ابرازگری استفاده میکنند طوری که زمانی که یکی ابرازگر است، دیگری پاسخ همدلانه میدهد و برعکس. رهنمودهای بحث و مذاکره به آنها نشان می دهد که چگونه به روش سازنده و هماهنگ از یک حالت به حالتیی دیگر بروند، طوری که همزمان به نیازهای عاطفیشان هم پرداخته شود. وقتی به شرکتکنندگان یک مهارت R. E آموخته میشود، عموم مراحل زیر در قالبهایی به کار برده میشود که بیش از یک روز یاآخر هفته طول می کشد:
۱- ارائه دلیلی عقلانی برای یک مهارت و اینکه چگونه می تواند برای رسیدن به اهداف ارتباطی کمک کند.
۲- ارائه ی تکالیف خواندن برای مطالعه ی مهارت های پایه R. E شامل: الف)راهنمای برنامهی غنی سازی روابط( جورنی ، ۱۹۹۱)، یا راهنمای کمکی غنیسازی روابط(جورنی، ۱۹۹۱)؛ ب) برنامهی شنیداری غنیسازی روابط( جورنی ، ۱۹۹۴) و ج ) نوارهای سمعی غنی سازی روابط( جورنی و اگلسنگ[۷۲]، ۱۹۸۱).
۳- استفاده از نوارهای ویدیویی یا نقش بازیکردن زنده در جلسه برای نشان دادن مهارت

 

    1. طراحی و پاسخ دادن به سوالاتی در مورد قسمتهای مختلف مهارت

 

    1. نظارت بر زوجین در تمرین مهارت، با کار بر روی موضوع خاصی که برای زوج اهمیت دارد.

 

  1. ارائه تکالیف منزل برای تمرین هر مهارت، که کاربرد غنی سازی روابط را در خانه نشان میدهد
نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 110
  • 111
  • 112
  • ...
  • 113
  • ...
  • 114
  • 115
  • 116
  • ...
  • 117
  • ...
  • 118
  • 119
  • 120
  • ...
  • 129

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 سوالات قبل از خواستگاری
 فروش نرم‌افزار آنلاین
 پیشگیری از خودمحوری در رابطه
 وابستگی ناسالم عاطفی
 زیباترین نژادهای گربه
 طراحی وب درآمدزا
 ویرایش ویدئو آنلاین
 مدیریت لینک‌های خروجی
 بازاریابی وابسته درآمدزا
 راز آشفتگی عاطفی
 تدریس زبان‌های خارجی آنلاین
 استارتاپ آنلاین درآمدزا
 حقایق بول تریر انگلیسی
 نگهداری ژرمن شپرد ورک لاین
 کسب درآمد خانگی جذاب
 بازاریابی پنهان مخرب
 آموزش جاوا اسکریپت
 افزایش تعامل شبکه‌های اجتماعی
 بازاریابی محتوایی فروشگاه آنلاین
 درآمد از عکاسی خانگی
 آموزش Jasper هوش مصنوعی
 سرپرستی سگ در تهران
 درآمد از سایت‌های کاریابی
 اصول تولید محتوا
 تغذیه سگ پیت بول
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ❌ هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ❌ هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها دقت کرد
  • نکته های طلایی درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • نکاتی که کاش درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • ⛔ هشدار!  رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه مساوی با زیان حتمی
  • توصیه های کلیدی و ضروری درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ⭐ توصیه های کلیدی  و اساسی درباره آرایش دخترانه
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه و زنانه که باید بدانید
  • هشدار : تکنیک‌هایی که درباره آرایش باید به آنها دقت کرد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان