مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود فایل های پایان نامه در رابطه با بررسی چرخه مدیریت دانش با رویکرد فازی در ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۳-۲ روش تحقیق
تحقیقات علمی از دو بعد مورد بررسی قرار می گیرد:
۱-هدف :
براساس هدف پژوهش ها به پژوهش های بنیادی و کاربردی تقسیم می شوند:

 

    • تحقیق بنیادی: پژوهشی است که به کشف ماهیت اشیاء پدیده‌ها و روابط بین متغیرها، اصول، قوانین و ساخت یا آزمایش تئوری‌ها و نظریه‌ها می‌پردازد و به توسعه مرزهای دانش رشته علمی کمک می کند. هدف اساسی این نوع پژوهش تبیین روابط بین پدیده ها، آزمون نظریه ها و افزودن به دانش موجود در یک زمینه خاص است .

 

تحقیق بنیادی نظری از روش‌های استدلال عقلانی و قیاسی استفاده می‌کند و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای انجام می‌شود. تحقیق بنیادی تجربی از روش‌های استدلال استقرائی استفاده می‌کند و بر پایه روش های میدانی انجام می‌شود.

 

    • تحقیق کاربردی: پژوهشی است که با بهره گرفتن از نتایج تحقیقات بنیادی به منظور بهبود و به کمال رساندن رفتارها، روش‌ها، ابزارها، وسایل، تولیدات، ساختارها و الگوهای مورد استفاده جوامع انسانی انجام می‌شود. هدف تحقیق کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. در اینجا نیز سطح گفتمان انتزاعی و کلی اما در یک زمینه خاص است .

 

۲- ماهیت و روش اجرا ، که شامل تحقیقات تاریخی، توصیفی، همبستگی، علی و تجربی میباشد.
روش استفاده شده در این پژوهش ،کاربردی از نوع علی توصیفی است .
۳-۳ جامعه و نمونه آماری :
در انتخاب جامعه آماری جهت این تحقیق، شرکت مادر تخصصی توانیر مدنظر بوده و مورد بررسی قرار گرفت. تنوع وظایف، وجود افراد متخصص و دارای تحصیلات عالیه به تعداد کافی (که هم موجب افزایش روایی و پایایی تحقیق و هم ضمانت همکاری از طرف آنها می گردید)،حمایت مدیران ارشد و آشنایی کامل آنها با کارهای تحقیقاتی و همچنین علاقمندی به انجام آن، پیشرو بودن شرکت در بسیاری امور از جمله مشتری مداری، سیستمهای کیفیت، آموزش، فناوری اطلاعات و … نسبت به تعداد زیادی از سازمانهای دیگر باعث گردید تا شرکت نسبت به سایر سازمانها جهت انجام تحقیق مناسب به نظر آید. لذا جامعه آماری مورد استفاده در این تحقیق کلیه کارکنان اداری شرکت توانیر به تعداد ۲۰۰ نفر می باشند .
۳-۴ نمونه آماری و روش نمونه گیری
در صدر برنامه ریزی هر مطالعه یا تحقیقی این سوال که حجم نمونه چقدر باید باشد قرار دارد. انتخاب نمونه بزرگتر از حد نیاز موجب اتلاف منابع می شود و انتخاب نمونه های خیلی کوچک منتج به نتایج غیرقابل اتکا می شود(عادل آذر، آمار و کاربرد آن در مدیریت، ۱۳۸۳).
مجموعه واحدهائی که حداقل در یک صفت مشترک باشند یک جامعه آماری را تشکیل می دهند (خاکی، ۱۳۷۸). نمونه آماری عبارت است از تعدادی از افراد جامعه که صفات آنها با صفات جامعه مشابه بوده معرف جامعه باشد. نمونه گیری نیز فرایند انتخاب نمونه است .
در این پژوهش جامعه آماری کل پرسنل شرکت توانیر ۲۰۰به تعداد نفر می باشند (پرسنل کارگری از شمول این تحقیق خارج شدند ). که از این تعداد ۵۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. در روش نمونه گیری نیز گروه های مختلفی از کارکنان داشتیم ولی چون تاثیری در جمع آوری اطلاعات نداشتند از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد .
حجم نمونه : چون متغیرها چندارزشی با مقیاس ترتیبی بوده و حجم جامعه محدود می‌باشد، برای محاسبه حجم نمونه از فرمول زیر استفاده شده است:
پایان نامه - مقاله - پروژه

با فرض  ،  ،  ،  و  داریم:

پس حجم نمونه انتخابی با دقت  و با سطح خطای  برابر ۵۵ می‌باشد.

۳-۵ روش گردآوری اطلاعات

زمانیکه موضوع پژوهش انتخاب شد و نوع تحقیق براساس هدف مشخص گردید ابتدا باید براساس ادبیات پژوهش به تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش پرداخت و سپس متغیرهای پژوهش باید به نوعی اندازه گیری و سنجش شوند. به طور کلی روش های گردآوری اطلاعات در این پژوهش را می توان به دو دسته کتابخانه ای و میدانی تقسیم نمود. در خصوص جمع آوری اطلاعات مربوط به ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق از روش های کتابخانه ای و در خصوص جمع آوری اطلاعات برای تایید یا رد فرضیه های پژوهش از روش میدانی استفاده می گردد.
۳-۶ ابزار جمع آوری اطلاعات :

 

    1. مراجعه به کتابخانه و متون تخصصی از طریق کتب،نشریات و جستجو در پایگاه های اطلاعات(اینترنت) و … به منظور استفاده از نظرات محققان دیگر و ایجاد مبانی نظری تحقیق

 

    1. استفاده از متون مشاهده،بررسی اسناد و مدارک و مصاحبه با استادان، مدیران و کارشناسان .

 

    1. استفاده از پرسشنامه به عنوان ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات به منظور دست یابی به داده های مورد نظر

 

مقیاس لیکرت به عنوان یکی از متداول ترین ابزار جمع آوری اطلاعات در تحقیقات پیمایشی مورد استفاده قرار می گیرد و عبارت است از مجموعه ای از پرسش های هدف دار که نظر، دیدگاه و بینش یک فرد پاسخگو را مورد سنجش قرار می دهد(حافظ نیا،۱۳۷۷).

تهیه مقیاس لیکرت

در تهیه و تدوین پرسشنامه میتوان از یک پرسشنامه استاندارد استفاده کرده و با نظر کارشناسان و ادبیات پژوهش آنرا بومیسازی و متناسب با فضای کلی حاکم بر پژوهش نمود.
پرسشنامه مورد استفاده در یک پژوهش عموماً متشکل از دو دسته سوالات عمومی و تخصصی است. دسته اول سوالات عمومی پیرامون مشخصات فردی پاسخ دهندگان مانند جنسیت، سن، میزان تحصیلات، مرتبه سازمانی و وضعیت استخدامی است. دسته دوم سوالات تخصصی پرسشنامه هستند که برای آزمون فرضیه های پژوهش طراحی شدهاند. جهت امتیاز دهی و ارزش گزاری کمی سوالات تخصصی از طیف لیکرت استفاده میشود(جدول ۳-۱).

 

بسیار زیاد زیاد متوسط کم بسیار کم گزینه انتخابی
نظر دهید »
پژوهش های انجام شده درباره : تحلیل مقایسه ای کارآمدی مدل های رگرسیون بردار پشتیبان، ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

جمع­آوری اطلاعات:
در جمع­آوری اطلاعات مربوط به متغیرهای ورودی توجه نکات زیر بسیار حائز اهمیت است:
هزینه­ جمع­آوری اطلاعات، چه از نظر زمانی و چه از نظر قیمتی، نباید غالب بر منافع آن باشد.
اطلاعات باید در دسترس باشند.
اطلاع می­بایست از منابع معتبر جمع­­آوری گردند.
روش محاسبه­ی داده ­های بنیادی، باید در طول زمان ثابت باشد.
داده ­های بنیادی بعد از انتشار اولیه، اصلاح نگردیده باشند.
پیش­پردازش اطلاعات:
به منظور حداقل نمودن سطح شوک، پر­رنگ کردن ارتباط­های مهم، شناسایی روند­ها و هموار­سازی توزیع متغیر­ها، معمولاً با دو روش تفاضل و لگاریتم طبیعی داده ­ها را پیش­پردازش می­نماییم.
آموزش، تست و اعتبار­سنجی:
مجموعه­ آموزش، بزرگترین بخشی است که شبکه­ عصبی به منظور یادگیری الگوی داده ­ها از آن بهره می­گیرد.
مجموعه­ تست، محدوده­ای از ۱۰% تا ۳۰% از مجموعه­ آموزش است که به منظور بررسی قابلت تعمیم شبکه­ مورد استفاده قرار می­گیرد. برای انتخاب مجموعه­ تست معمولاً از دو روش انتخاب تصادفی و مشاهدات نزدیک­تر (مشاهداتی که به دنبال مجموعه­ آموزش می­آیند) استفاده می­ شود. مزیت مدل تصادفی در کاهش خطر استفاده از بازار یکسان و مزیت روش دوم، در لحاظ کردن مشاهدات نزدیک­تر است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
مجموعه­ اعتبارسنجی، مجموعه ­ای از جدید­ترین مشاهدات است که منظور بررسی نهایی مدل از آن استفاده می­ شود. لازم به ذکر است که مجموعه­ اعتبار­سنجی باید طوری انتخاب شود که برای انتخاب مجموعه­ آموزش و تست، داده­ به اندازه­ نیاز، وجود داشته باشد.
پویایی عصبی[۱۲۱] و معماری شبکه:
به منظور تشریح راهی که شبکه­ عصبی در آن آماده­­سازی می­گردد، از دو مفهوم پویایی­عصبی و معماری شبکه استفاده می­ شود. پویایی­عصبی، خصوصیات فردی نرون­ها از قبیل تابع فعال سازی و معماری شبکه­ عصبی، ویژگی­هایی از قبیل تعداد نرون­ها و تعداد لایه­ های پنهان را دربرمی­گیرد.
از منظر تئوریک شبکه­ عصبی با یک و یا دو لایه­ی پنهان و تعداد مناسب نرون تخمین هر تابع پیوسته­­ای را دارا می­باشد و یک شبکه­ با بیش از چهار لایه کمتر می­توانند موجب بهبود شبکه­ عصبی گردند. اما برای پیدا کردن تعداد نرون بیهنه، هیچ فرمول جادویی وجود ندارد و با وجود روش­هایی از قبیل رابطه­ (m تعداد نرون لایه­ی خروجی و n تعداد نرون لایه­ی ورودی) که توسط مسترز[۱۲۲] مطرح شد، عمدتاً از آزمون و خطا برای پیدا کردن این نرون­ها استفاده می­ شود
معیار ارزیابی:
میانگین مجذور خطا، متداول­ترین تابعی است که در شبکه­ عصبی سعی در کاهش آن می­ شود. اما از توابعی مانند حداقل قدر مطلق انحرافات، حداقل توان چهارم و حداقل مربعات نا­متقارن نیز، در نرم­افزار­ها استفاده می­گردد.
آموزش شبکه­ عصبی:
آموزش شبکه، فرایندی است که در طی آن بردار وزن­ها و بایاس به منظور پیدا حداقل مطلق[۱۲۳] تابع خطا و افزایش قابلیت تعمیم شبکه­ عصبی تعدیل می­گردند. در طی آموزش شبکه­ عصبی، وجود حداقل­های منطقه­ای[۱۲۴] ممکن است مانع رسیدن شبکه­ به حداقل مطلق گردند، اما استفاده از روش اندازه­ حرکت[۱۲۵] و یا بهره­ گیری از پنج تا ده مجموعه­ تصادفی از وزن­های آغازین، می ­تواند منجر به افزایش احتمال رسیدن به حداقل مطلق گردد. بعد از آموزش شبکه­ عصبی، شبکه­ ای با کمترین میزان خطا در مجموعه­­ی تست مبنای استفاده مرحله­ بعد قرار می­گیرد.
کار­برد مدل:
اگر­چه کاربرد مدل به عنوان یک مرحله مجزا لحاظ گردیده است، اما می­توان اذعان داشت دقت در مراحل قبلی لازمه­ی کاربرد شبکه­ عصبی می­باشد و در حقیقت ثمره­ی مراحل قبل در کاربرد مدل برداشت خواهد شد.

۲-۱۳-۹) الگوریتم یادگیری Levenberg- Marquardt

این الگوریتم یادگیری یکی از سریع ترین الگوریتم­های یادگیری است که مانند روش­های شبه نیوتن، با بهره گرفتن از عدم محاسبه­ی ماتریس Hessian ، سعی در کاهش محاسبات دارد. زمانی­که تابع کارآیی به صوت مجموع مربعات باشد ماتریس Hessian به روش زیر قابل تخمین است:

J بیانگر ماتریس ژاکوبین است که شامل مشتقات اول از خطاهای شبکه نسبت به وزن­ها و بایاس­ها است و e بیانگر بردار خطای شبکه می­باشد.
ماتریس ژاکوبین از طریق تکنیک­های استاندارد BP قابل محاسبه است و پیچیدگی­های محاسباتی آن نسبت به محاسبه ­ی Hessian بسیار کمتر است.
الگوریتم L-M از تقریب زیر برای محاسبه­ی Hessian استفاده می­ کند.

زمانی که مقدار عددی  صفر است، این روش به یک روش نیوتن با تقریب ماتریس Hessian و زمانی که مقدار  یک عدد بزرگ است، این روش به روش گرادیان توأم با گام­های کوچک تبدیل می­ شود و با توجه به دقیق­تر بودن روش نیوتن نسبت به گرادیان توأم، میزان  بعد از هر گام موفق (کاهش تابع کارآیی) کاهش می­یابد و فقط زمانی افزایش می­یابد که گام آزمایشی، تابع کارآیی را افزایش دهد.

۲-۱۳-۱۰) مزایا و معایب شبکه­ عصبی

مزایا:
عناصر پردازشی با توان پردازش موازی
شبکه ­های عصبی توان تخمین رگرسیون حداقل مربعات معمولی، حداقل مربعات غیرخطی، رگرسیون ناپارامتریک و تحلیل سری­های فوریر را دارا می­باشند.[۴۱]
شبکه ­های عصبی تخمین زننده­ی عمومی از توابع و مشتقات آن می­باشد.[۴۱]
شبکه ­های عصبی با توجه به پاسخ­های محیطی می­توانند یاد گیرند که چگونه باید به ورودی­ ها پاسخ دهند.
شبکه ­های عصبی بر محدودیت خطی بودن مدل­های سنتی غلبه می­ کنند.
شبکه ­های عصبی نیازمند پیش فرض­های مدل­های سنتی نمی ­باشد.­[۶۷]
معایب:
در شبکه­ عصبی امکان محاسبه­ی چیزی شبیه ضرایب رگرسیون برای متغیرهای ورودی وجود ندارد.[۴۷]
شبکه­ عصبی، در مدل­های خطی نتایج پیچیده­ای از خود نشان می­دهد.[۶۱]
فرایند یادگیری نیازمند شمار بالای نمونه برای آموزش است، بنابراین زمان تخمین­زده شده برای عملکرد شبکه ­های عصبی معمولاً بالاست.[۴۷]
۲-۱۴) ماشین بردار پشتیبان (SVM) [۱۲۶]
روش ماشین بردار پشتیبان یکی از روش­های یادگیری ماشینی است که بر مبنای تئوری یادگیری آماری وپنیک[۱۲۷] در دهه ۹۰ میلادی توسط وپنیک و همکارانش ارائه گردید. در SVMاز اصول کمینه سازی ریسک ساختاری (SRM)[128] استفاده شده است، در حالی که سایر روش­ها از اصول کمینه کردن ریسک تجربی (ERM)[129] بهره می برند.[۵۱]
از ماشین بردار پشتیبان به طور کلی در مسائل طبقه بندی دو یا چند کلاسه و رگرسیون استفاده می­ شود. مانند بسیاری از روش­های یادگیری ماشینی، درماشین بردار پشتیبان نیز فرایند ساخت مدل شامل دو مرحله آموزش وآزمایش می باشد. در انتهای فاز آموزش ،قابلیت تعمیم یابی مدل آموزش داده شده با بهره گرفتن از داده های آزمایش ارزیابی می شود .
در روش­هایی مانند شبکه ­های عصبی مصنوعی برای رسیدن به بهترین جواب از اصول کمینه­سازی ریسک تجربی استفاده می­ شود، با کمینه کردن ریسک تجربی کارایی مناسب مدل بر روی داده ­های آموزش تضمین می­ شود، اما تضمینی برای قابلیت تعمیم یابی مناسب وجود ندارد، به همین دلیل در این روش طراحی مناسب شبکه برای بهبود عملکرد تعمیم یابی مدل ضروری است. هدف از کمینه سازی ریسک ساختاری ، بهینه کردن قابلیت تعمیم یابی همزمان با کمینه کردن ریسک تجربی است.

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی درباره مقایسه‌ی ثبت بین ‌المللی ورقه ‌ی اختراع با حقوق ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲ -۱۱-۲-۴- لزوم همراه کردن نمونه ای از طرح صنعتی در زمان ثبت طرح صنعتی
قابل ذکر است که تقریباً در تمامی کشورها زمانی که موضوع اختراع، طرح صنعتی باشد، می‌بایست شخص مخترع در زمان ثبت اختراعش به همراه تقاضانامه ثبت اختراع خود، نمونه ای از طرح یا عکسی از آن را ارائه دهند. این موضوع هم یکی دیگر از مشترکات بین دو حوزه بین‌الملل و داخلی محسوب می‌شود، چرا که در هر دو حوزه و تقریباً در اکثر کشورهای دنیا ضروری است که شخص مخترع در موقع ثبت طرح خود، نمونه ای از طرح خود را ارائه دهد.
۲-۱۱-۳- شرایط سلبی ثبت اختراع
در اغلب قوانین و مقررات اعم از ملی، منطقه ای و بین‌المللی، ثبت اختراع منوط به احراز شرایط خاص شده است و نبود برخی شرایط مانع ثبت اختراع می‌شود که این شرایط را شرایط ایجابی اختراع می‌نامند. از شرایط ایجابی یا ماهوی اختراع که عبارت بودند از: شرط تازگی، گام ابتکاری و کاربرد صنعتی، چندی پیش صحبت کردیم.در کنار این شرایط، مواردی وجود دارند که در صورت وجود آن‌ها، از ثبت اختراع جلوگیری به عمل می‌آید. این دسته از شرایط را به عنوان شرایط سلبی اختراع می‌نامند. (نجفی،۱۳۹۰).
نگارندگان معاهدات و حقوق‌دانان، برخی مواقع با ارائه دسته بندی برای موضوعات کلی و توصیف طبقه بندی کامل برای موضوعات قابل ثبت و غیر قابل ثبت تمایزی را که دادگاه‌ها بین موضوعات قابل ثبت و غیر قابل ثبت قائل می‌شوند را توضیح می‌دهند. اگرچه این اصطلاح هم تعریف روشنی ندارد، اما بررسی رویه های عرفی نشان می‌دهد که از تئوری‌هایی حمایت می‌شود که روش‌های انجام تجارت را به عنوان اختراع غیر قابل ثبت می‌داند، زیرا این نوع روش‌ها تمام حوزه های فعالیت و تلاش را به جای یکی از فن‌های ممکن برای انجام یک کار خاص را شامل می‌شوند.
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
استقراء در قوانین و مقررات مختلف نشان می‌دهد که اگر اختراع ادعایی مشمول برخی عناوین خاص باشد، از ثبت آن جلوگیری به عمل خواهد آمد. اغلب قریب به اتفاق این عناوین، موضوعاتی هستند که فاقد کاربرد صنعتی می‌باشند و عبارتند از:
کشفیات، تئوری‌های علمی و روش‌های ریاضی؛
برنامه‌ها، قواعد یا روش‌های مرتبط با فعالیت‌های فکری؛
برنامه های رایانه ای؛
روش‌های تجارت.
بر همین اساس در اکثر کشورهای دنیا اختراعی قابل ثبت می‌باشد که مشمول این عناوین نباشد. اما اگر یک اختراع، تمامی شرایط ایجابی را دارا باشد و مشمول عناوین فوق نیز نباشد و با این حال ثبت آن در مرجع صالح، آثاری مغایر یا نظم عمومی داشته باشد، قابل ثبت نبوده و از ثبت آن جلوگیری به عمل می‌آید.
از جمله شرایط سلبی اختراع، ۱-فاقد کاربرد بودن در صنعت و ۲-عدم مغایرت اختراع با نظم عمومی، می‌باشد.
۲-۱۱-۳-۱- فاقد کاربرد بودن در صنعت
قوانین موضوعه و اسناد بین‌المللی، با وجود پذیرش حمایت از اختراعات به عنوان یک اصل اولی اما برخی موضوعات را به جهت اینکه موضوعا از شمول تعریف اختراع خارج هستند، غیر قابل حمایت اعلام نموده‌اند. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴).
مصادیق مهم این موضوعات عبارتند از:
الف- کشفیات، تئوری‌های علمی و روش‌های ریاضی
کشفیات، تئوری‌های علمی و روش‌های ریاضی صرف، به دلیل عدم قابلیت استفاده در صنعت، قابل حمایت نخواهند بود؛ زیرا اساساً عنوان اختراع بر این موضوعات صدق نمی‌نماید. به عنوان مثال، کشف انرژی خورشید یا کشف وجود رطوبت در هوا، تحت نظام اختراعات قابل حمایت نیست، اما اگر روشی ابداع یا دستگاهی ساخته شود که با استفاده‌ی از موارد فوق بتواند در صنعت کاربرد داشته باشد، قابل حمایت خواهد بود. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴).
همچنین تئوری‌های علمی نظیر نسبیت انیشتین، نظریه‌ی کوانتوم و انحنای فضا – زمان یا نظریه‌ی اعداد و اندازه‌ها (فیشانی، ۱۳۷۷)، با آن که منشأ تحولات بزرگی در علوم مختلف بوده‌اند، به مانند روش‌های ریاضی و روش محاسبه‌ی جذرها یا روش حل معادلات (کاپلینسکی و همکاران، ۱۳۷۹) تا زمانی که کاربرد صنعتی نداشته باشند، قابل حمایت نخواهد بود.
در اغلب قوانین ملی، منطقه ای و بین‌المللی، این مصادیق از حوزه‌ی شمول اختراعات خارج شده‌اند. بند۳ ماده۲۷ موافقت نامه تریپس، بند ۲ ماده ۵۲ کنوانسیون اختراعات اروپا، بند ۳ ماده ۱۷۰۹ موافقت‌نامه‌ی تجارت آزاد آمریکای شمالی، ماده‌ی ۱۶-۶۱۱ (L) قانون مالکیت فکری فرانسه، و بند ۲ از بخش یک قانون اختراعات ۱۹۷۷ انگلیس به این موارد اشاره نموده‌اند. (نجفی، ۱۳۹۰).
در حقوق ایران، به موجب مواد ۲۸ وبند ۳ ماده‌ی ۳۷ قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب ۱۳۱۰ به برخی موضوعات غیر قابل ثبت اشاره شده بود، در بند « الف » ماده‌ی ۴ قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری مصوب ۱۳۸۶ هم « کشفیات، نظریه های علمی، روش‌های ریاضی» از حیطه‌ی حمایت از اختراع خارج شده‌اند.
بنابراین باید گفت موضوعی تحت عنوان اختراع، قابل حمایت است که کشف، تئوری علمی و روش ریاضی نباشد. این موضوع به عنوان یکی دیگر از مشترکات بین حوزه‌ی بین‌الملل و حوزه‌ی داخلی ایران شمرده می‌شود.
ب- برنامه‌ها، قواعد یا روش‌های مرتبط با فعالیت‌های فکری
حقوق نمی‌تواند دیگران را از فکر کردن یا انجام فعالیت‌های فکری بازدارد و چنین انتظاری از حقوق، غیر عاقلانه و ناممکن است؛ زیرا چطور می‌توان با اعطای حق انحصاری به شخصی که روش خاص محاسبه‌ی ذهنی را ابداع نموده است، دیگران را از انجام محاسبات ذهنی به روش مذکور بازداشت. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴).
در قانون علائم و اختراعات مصوب ۱۳۱۰، به طور صریح به موارد فوق اشاره نشده است، اما از آنجا که این قانون یکی از شرایط حمایت از اختراعات را قابلیت استفاده‌ی آن‌ها در صنعت دانسته، موضوعات فوق از حیطه‌ی حمایت خارج می‌شود. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴). اما بر خلاف این قانون، در بند «ب» ماده‌ی ۴ قانون ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری مصوب سال ۱۳۸۶، این موارد صراحتاً از حیطه‌ی حمایت خارج شده‌اند. مطابق این بند، طرح‌ها، قواعد یا روش‌های انجام کار تجاری و سایر فعالیت‌های ذهنی و اجتماعی، از حیطه‌ی حمایت از اختراع خارج هستند.
ج- برنامه های رایانه ای
از زمان ابداع نخستین رایانه در سال ۱۹۶۴، برنامه های رایانه ای به عنوان جزئی از قطعات سخت افزاری رایانه محسوب شده و همراه آن به فروش می‌رفتند. پس از سال ۱۹۷۰ سرمایه گذاری و فروش برنامه های نرم افزاری از قطعات سخت افزاری جدا شد و به تدریج سرمایه گذاری در این زمینه به قدری وسعت یافت که لزوم حمایت از این صنعت بیش‌تر احساس شد. سابقاً برنامه های رایانه ای را محاسبه اعدادی صرف می‌دانستند که به دلیل نداشتن اثر فنی و تکنیکی (کاربرد صنعتی) نمی‌توانست مورد حمایت قرار گیرد، اما امروزه دادگاه‌ها و ادارات ثبت اختراع، آن‌ها را در مواردی قابل حمایت اعلام کرده‌اند. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴).
در امریکا تا سال ۱۹۸۱، برنامه های رایانه ای غیر قابل ثبت به عنوان اختراع بودند، ولی در این سال دادگاه تجدیدنظر آمریکا در یک تصمیم تاریخی، سیستم پردازش اطلاعات را که به نتایج جدید منجر می‌شد، قابل حمایت اعلام نمود. همچنین به موجب بند ۲ بخش اول قانون اختراعات ۱۹۷۷ انگلیس، بند ۲ از ماده‌ی ۱۰ (L)611 مجموعه قوانین مالکیت فرانسه و بند ۲ ماده‌ی ۵۲ کنوانسیون اختراعات اروپا، برنامه های رایانه ای از حیطه‌ی حمایت مستثنی شده‌اند. برای توجیه این استثناء این‌گونه بیان کرده‌اند که رایانه مانند مغز انسان است و همان طور که شیوه های فکری مورد استفاده توسط مغز انسان نمی‌توانند اختراع تلقی شوند؛ به همین ترتیب دستورالعمل‌های رایانه ای که شیوه‌هایی برای انجام فعالیت‌های فکری هستند، اختراع محسوب نمی‌گردند. (Marett , 1996)
به عنوان مثال در انگلیس، اداره‌ی ثبت اختراعات این کشور، از پذیرش اظهارنامه ای که حاوی سیستمی بود که به مشتریان امکان می‌داد تا از خانه و از طریق اینترنت، کالاهای مورد نیاز خود را خرید نمایند، بر این اساس که این موضوع در ارتباط با روش تجارت و برنامه‌ی رایانه ای، خودداری نمود. اما آن تفسیری که اداره‌ی ثبت اختراعات اروپا از بند ۳ ماده‌ی ۵۲ کنوانسیون اختراعات اروپایی ارائه نمود، منجر به اعطای گواهی اختراع به موضوعاتی که ویژگی عمده‌ی آن‌ها یک برنامه‌ی رایانه‌ای بود، گردید. (جعفرزاده و همکاران، ۱۳۸۴).
بند ۳ ماده‌ی ۵۲ کنوانسیون اختراعات اروپایی پس از مستثنی کردن برنامه های رایانه ای و دیگر موارد، با قید «از قبیل» پایان می‌یابد. اداره‌ی اختراعات اروپا، قید مذکور را این‌گونه تفسیر نمود که برنامه‌های رایانه‌ای و دیگر موارد استثناء شده، به خودی خود و مستقلاً قابل حمایت نیستند، اما هرگاه رایانه ای بر اساس برنامه‌ی معینی، طوری برنامه ریزی شده باشد که به یک نتیجه یا اثر فنی منتهی شود، قابل حمایت خواهد بود. در انگلیس نیز همین تفسیر در قید مزبور که در قسمت دوم بند ۲ بخش اول قانون اختراعات ۱۹۷۷ انگلیس آمده است، پذیرفته شده است. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴). اما با وجود این برخی معتقدند که اگر مشخصه‌ی «ویژگی فنی» هم چنان در دستورالعمل جامعه‌ی اروپا باقی بماند، اروپا در صنعت نرم افزاری عقب خواهد ماند.
طرفداران حق اختراع نرم افزارهای کامپیوتری، ماده‌ی (۱) ۲۷ موافقت‌نامه تریپس را این‌گونه استدلال کرده‌اند، ماده‌ی (۱) ۲۷، نرم افزارها را از قابلیت حمایت شدن به عنوان اختراع مستثنی نمی‌کند، چون نرم افزار کامپیوتری زمینه ای از فن آوری تلقی می‌شوند. ان ماده چنین مقرر می‌دارد که: «حق اختراع باید در دسترس هر اختراعی باشد چه محصولات، چه فرایندها، در همه‌ی زمینه های فن آوری، مشروط بر اینکه جدید باشند، دارای گام ابتکاری باشد و قابلیت کاربرد صنعتی را داشته باشد.» (باقری، ۱۳۸۹).
البته با وجود فقدان تعریف قانونی از اختراع، موافقت‌نامه تریپس به گونه ای مستدل به عهده کشورهای عضو گذاشته تا تعیین کنند که چه چیز یک اختراع قابل ثبت را تشکیل می‌دهد و اینکه نرم افزار کامپیوتری در معنای دقیق کلمه را شامل می‌شود یا خیر؟ ماده‌ی ۳۱ موافقت‌نامه تریپس لیسانس اجباری را تحت معدود شرایط کاملی به عنوان ابزار کاهش آثار منفی اختراعات نرم افزاری بر رقابت مجاز می‌داند. در صورتی که این اتفاق رخ دهد محدودیت‌های ماده‌ی ۳۱ باید مورد توجه قرار گیرند.
در نهایت دارای اهمیت است که این نکته را مورد توجه قرار دهیم که ماده‌ی ۳۳ موافقت‌نامه‌ی تریپس حداقل مدت حمایت برای حق اختراع را ۲۰ سال از زمان ثبت می‌داند. با فرض اینکه در آینده رژیم اروپایی در خصوص اختراعات مرتبط با نرم افزار در حوزه‌ی تریپس قرار خواهند گرفت، این حداقل مدت حمایت مفروض است، زمانی که با توجه به ویژگی‌های خاص فرضی اختراعات نرم افزاری مدت حمایت کوتاه تر برای این نوع اختراعات پیشنهاد شد، مورد پذیرش واقع نشد. از طرف دیگر، تریپس ایجاد یک نظام حمایتی خاص خارج از نظام‌های حمایتی نمونه در خصوص اختراع را ممنوع نکرده است. (باقری، ۱۳۸۹).
در بحث پیرامون آینده‌ی قانون اختراع اروپا به سادگی پیشنهاد می‌شود که اروپا باید گام‌های آمریکا را دنبال کند. استدلالی که پیروی از مدل آمریکایی را مطلوب می شمارد این است که بازار بسیاری از نرم افزارهای کامپیوتری هم در آمریکا و هم اروپا را در بر می‌گیرد. اگر اختراعات نرم افزاری بتوانند در آمریکا ثبت شوند، چنین اختراعاتی در حوزه‌ی عمومی اروپا خواهند بود. در هر حال، چون محصول نرم افزاری باید هم در اروپا و آمریکا قابل عرضه در بازار باشد، مخترعان اروپایی مجبور خواهند بود حق اختراع را در آمریکا هم بدست آورند.
به لحاظ تاریخی، با تأخیر قابل توجه زمانی، قوانین اختراع بسیاری از کشورها پیشرفت‌های آمریکا را دنبال کرده‌اند. در هر حال، این پیشنهاد که اروپا به طور اتوماتیک سیاست آمریکا را در رابطه با اختراعات نرم افزاری دنبال کند، اشتباه به نظر می‌رسد. در واقع سیستم ثبت اختراع آمریکا به طور اساسی از سیستم‌های موجود در اروپا متفاوت است و هرگز به اختراعاتی که دارای ویژگی فنی باشد محدود نمی‌شود. موافقت‌نامه تریپس مقرر می‌کند که حمایت حق اختراع در همه‌ی زمینه های فن آوری در دسترس باشد. به طور مستدل، این امر حمایت حق اختراع از برنامه های کامپیوتری فی نفسه را در بر نمی‌گیرد. (زر کلام، ۱۳۸۷).
در حقوق ایران، پایه گذاری نظام ثبت اختراع را می‌توان هم زمان با تصویب قانون ثبت «علامت و اختراعات» مصوب ۱۳۱۰ تلقی نمود. با نگاه دقیق‌تر به مواد ۲۶ و ۲۷ آن قانون چنین استنباط می‌شد که، تعریف اختراع می‌توانست شامل انواع نرم افزارهای کامپیوتری کاربردی باشد و منعی در شمول آن‌ها نیست. قانون فوق‌الذکر در سال ۱۳۸۶ جای خود را به قانون «ثبت اختراعات، طرح‌های صنعتی و علائم تجاری در ایران» داد. (باقری، ۱۳۸۹).
در قانون جدید، بسیاری از ابهامات قانون پیشین (به ویژه در مورد ضمانت اجرای حقوق ثبت اختراع) برطرف گردید. اما در قانون جدید نیز موضوع قابلیت ثبت نرم افزارها و جزییات شرایط ثبت اختراع برای اختراعات نرم افزاری ذکر نشده است. هرچند که با توجه به عدم ذکر اختلالات نرم افزاری در استثنائات ماده ۴ می‌توان نتیجه گرفت که نظر قانون گذار مخالف ثبت این‌گونه اختراعات نبوده است.
ابهامات موجود در زمینه حقوق نرم افزار در ایران باعث شده بود که پدیدآورندگان آثار و محصولات نرم افزاری حفاظت کافی را برای آثار خود متصور نباشند و کمتر به دنبال پیگرد قانونی کپی کاران و احقاق حق خود بروند. در این شرایط، تدوین نظام حقوقی ویژه برای حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه‌ای در دستور کار قانون گذاران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۹ قانون «حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه‌ای» به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در این قانون از یک سو تلاش شده که تا اندازه ممکن پیچیدگی قانونی جدیدی به قوانین موجود کشور افزوده نشود و از سوی دیگر، جای ابهامی در مورد شمول حمایت قانونی بر نرم افزارها باقی نماند. این قانون نرم افزارها را در چارچوب «ادبی و هنری» و «اختراعی» دسته بندی کرده، ولی در تبصره ماده ۲۲ آیین نامه اجرایی قانون مذکور، امکان حفاظت هم زمان ذیل هر دو قانون هم فراهم است.(زر کلام، ۱۳۸۷ ).
بر پایه این قانون، حقوق مادی نرم افزارها تا مدت ۳۰ سال به پدید آورندگان آن داده می‌شود. مجازات نقض حقوق داده شده در این قانون نیز در ذیل ماده ۱۳ با شفافیت کامل آمده است. در این ماده برای کسی که حقوق مورد حمایت این قانون را نقض نماید علاوه بر جبران خسارت، حبس از نود و یک روز تا شش ماه و جزای نقدی از ده میلیون تا پنجاه میلیون ریال در نظر گرفته شده است.
در این قانون به قوانین پیشین کشور در حوزه حقوق مؤلفان و محققان (به ویژه قانون مصوب ۱۳۴۸) اشاره نشده است. هر چند که حقوق نسبتاً مشابهی برای پدیدآورندگان این آثار در نظر گرفته شده است. اما قانون ثبت اختراعات کشور در ذیل ماده ۲ و ماده‌ی ۲۲ آیین نامه اجرایی این قانون مورد اشاره قرار گرفته است.
می‌توان چنین استنباط کرد که مهم‌ترین نقش این قانون در حوزه اختراعات نرم افرازی، تاکید بر قابلیت ثبت آن‌ها و در حوزه کپی رایت، تکمیل و دسته بندی قوانین پیشین و رفع ابهام از آن‌ها و افزودن شرط ثبت یا تثبیت به شروط حمایت و محدود کردن دایره شمول قانون به آثار پدیدآورندگان داخلی بوده است. در ماده‌ی ۲۲ آیین نامه اجرایی این قانون، نرم افزار به صورت «مجموعه برنامه‌های رایانه‌ای، رویه‌ها، دستورالعمل‌ها و مستندات مربوط به آن‌ها و نیز اطلاعات مربوط به عملیات یک سیستم رایانه ای که دارای کاربردی مشخص بوده و بر روی یکی از حامل‌های رایانه ای ضبط شده باشد» تعریف شده است. (امانی، ۱۳۸۸).
و اما ماده‌ی ۲ قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه مصوب ۱۳۷۹ در حقوق ایران چنین مقرر می‌دارد: «در صورت وجود شرایط مقرر در قانون ثبت علائم و اختراعات، نرم افزار به عنوان اختراع شناخته می‌شود…» اما قانون گذار ایران به دقت معیار حمایت را تعیین نکرده است و لذا معیار پیشنهادی اداره‌ی ثبت اختراعات اروپا و محاکم انگلیس، راهنمای مناسبی در این زمینه باشد. (نجفی،۱۳۹۰).
بنابراین چنین می‌توان نتیجه گرفت که، موضوعی که می‌خواهد به عنوان اختراع شناخته شود و قابل حمایت قانون گذار قرار گیرد، حداقل بر اساس حقوق اروپا و انگلیس، نباید برنامه‌ی رایانه ای صرف باشد.
د- روش‌های تجارت
این دیدگاه که نظام اختراعات، از ابداعات فنی حمایت می‌کند و تجارت امر فنی به شمار نمی‌رود، موجب شده تا در نصوص قانونی مرتبط با اختراعات، روش‌های تجارت، صریحاً از حیطه‌ی حمایت خارج شوند، اما در سال‌های اخیر با رواج و رشد سریع اینترنت و پذیرش آن به عنوان رسانه ای قوی در ایجاد روابط تجاری، مبنای نظری دیدگاه مذکور سست شده تا این که دادگاه تجدیدنظر آمریکا در سال ۱۹۹۸ در اقدامی متهورانه اختراعی را که در ارتباط با روش تجارت بود، قابل حمایت دانست و باب جدیدی را در خصوص قابلیت حمایت روش‌های تجارت شود. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴).
از آن پس اداره‌ی ثبت اختراعات و علائم تجاری آمریکا، تعداد زیادی ورقه‌ی اختراع برای روش‌های تجارت، صادر کرده است، اما نکته‌ی قابل توجه این است که در بیش‌تر موارد، اختراعات مورد نظر کلی و بدیهی بوده‌اند ولی با این حال، اداره‌ی فوق در احراز شرط عدم وضوح (گام ابتکاری) سخت گیری به خرج نداده و با تسامح رفتار نموده است. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴).
ورقه‌ی اختراع «Patent» نمونه خوبی از اختراعاتی است که علی رغم وسعت و کلی بودن ادعاها و بدیهی بودن آن‌ها، صادر شده است. این ورقه «Patent» این امکان را می‌داد تا مانع از این شود که خریداران از طریق دیگر روش‌های تجارت، قیمتی را برای کالا یا خدمتی پیشنهاد کنند. بنابراین فروشندگان پیشنهادات خود را مطرح می‌کردند (حراجی معکوس). اداره‌ی اختراعات آمریکا در این پرونده به راحتی از کنار شرط عدم وضوح گذشته است. زیرا در حراجی‌های آلمان، قرن‌ها از این روش استفاده می‌شده است. در مقابل کنوانسیون اختراعات اروپا، روش‌های تجارت صرف را قابل حمایت ندانسته است.
بر خلاف اداره‌ی ثبت اختراع و علائم تجاری آمریکا، اداره‌ی اختراعات اروپا هنوز تصمیم رونی در خصوص قابلیت حمایت از روش‌های تجارت اتخاذ کرده است، اما نویسندگان با قیاس روش‌های تجارت با برنامه‌های رایانه‌ای، چنین روش‌هایی را در صورت داشتن اثرات و نتایج فنی قابل حمایت می‌دانند. (جعفر زاده و همکاران، ۱۳۸۴).
در ژاپن نیز هر چند روش‌های تجارت به واسطه‌ی قانون اختراعات این کشور از حمایت استثناء شده‌اند، اما در صورتی که ماشین پردازش اطلاعات یا روش علمی حاصل از آن، مشتمل بر وسایل عینی و واقعی باشد، برنامه‌های رایانه‌ای برای انجام روش‌های تجارت و یا روش‌های تجارتی که از طریق برنامه‌های رایانه‌ای به اجرا گذاشته می‌شوند، قابل ثبت به عنوان اختراع خواهند بود. با این حال، طی نشست سه جانبه‌ای که از چهاردهم ژوئن ۲۰۰۰ در توکیو برگزار شد، اداره‌ی اختراعات اروپا، اداره‌ی اختراعات ژاپن و اداره ثبت اختراعات و علائم تجاری امریکا، رویه‌ی موجود در خصوص اختراعات مرتبط با روش‌های تجارت را تاکید کردند.

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با تبیین و ارزیابی موقعیت یابی استراتژیک شرکت نودر در ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

 

 

 

 

 

 

 

 

۶

 

نتیجه گیری و تدوین گزارش نهایی تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این تحقیق در شرکت نودر واقع در تهران انجام گرفته است.

۱۱-۱) روش های تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها

در این تحقیق با بهره گرفتن از نرم افزار SPSS، از روش تحلیل رگرسیون برای آزمون فرضیه ها استفاده می گردد. همچنین از آزمون پارامتری (t و z) برای بررسی وضعیت میانگین متغیرهای تحقیق استفاده خواهد شد. آزمون رگرسیون، آزمون پیرسون، و آزمون t در ادامه توضیح داده شده اند.
پایان نامه - مقاله - پروژه
تحلیل همبستگی (آزمون پیرسون): در بسیاری از موارد کاربردی، به ویژه در علوم اجتماعی آنچه مورد نظر محقق است، فقط اندازه‏گیری همبستگی بین دو متغیر است. تکنیک همبستگی در رابطه با تعیین میزان وابستگی است (نادری & وسف نراقی, ۱۳۷۶, ص. ۵۰). همبستگی معیاری است که برای تعیین میزان ارتباط دو متغیر مورد استفاده قرار می­گیرد. همبستگی پارامتری شامل ضریب همبستگی پیرسون می­باشد که آن را با علامت r و یا ρ نشان می­ دهند. ضریب همبستگی پیرسون برای محاسبه درجه و میزان ارتباط خطی بین دو متغیر در سطح فاصله­ای و نسبی به کار می­رود. فرمول ضریب همبستگی پیرسون در رابطه(۱-۱) نشان داده شده است.
رابطه(۱-۱): فرمول آزمون پیرسون
برای آزمون فرضیه های اهم ۱ و ۲ از آزمون پیرسون استفاده شده است.
رگرسیون: در رگرسیون به دنبال بر آورد رابطه­ای ریاضی و تحلیل آن هستیم، به طوری که بتوان به کمک آن کمیت یک متغیر مجهول را با بهره گرفتن از متغیر یا متغیرهای معلوم تعیین کرد. گاهی دو یا چند متغیر تاثیر عمده­ای روی متغیر وابسته­ای دارند. در این وضعیت از رگرسیون چندگانه جهت پیش بینی متغیر وابسته استفاده می­ شود. در رگرسیون چندگانه نیز فرض خطی بودن رابطه بین متغیرها برقرار می­باشد و بر همین اساس معادله رگرسیون چندگانه با سه متغیر وابسته به شکل زیر تعریف می­ شود که برای آزمون فرضیه های فرعی ۱ تا ۶ بکار گرفته شده اند:
رابطه(۲-۱): معادله رگرسیون چندگانه
y= a + b ۱x1+ b ۲x2 + b ۳x3
آزمون :tبرای بررسی فرضیه اهم سوم تا هشتم از آزمون معناداری ضریب همبستگی متغیرهای متقارن استفاده شده است. مقدار آماره t بر اساس فرمول زیر محاسبه می­ شود:
رابطه(۳-۱): معادله آزمون معناداری ضریب همبستگی متغیرهای متقارن

پس از محاسبه اگر مقدار |t| بدست آمده از مقدار محاسبه شده t در سطح ۵% و درجه آزادی(N-3) بزرگتر یا برابر بود تفاوت معناداری بین همبستگی­ها ® وجود دارد.

۱۲-۱) تعاریف عملیاتی متغیرها

ویژگی های فنی: عبارت است از ویژگی های تکنیکی و فنی منحصرد به فرد یک محصول خاص که موجب تمیز دادن آن در مقابل محصولات رقبا گردد (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
ویژگی های فیزیکی: عبارت است از ابعاد و مشخصات فیزیکی کلیدی یک محصول خاص که می تواند اطلاعات مفیدی را به ویژه در مراحل اول شناسایی و طراحی محصولات جدید بدست دهد (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
معیارهای عینی: عبارت است از یک سری مشخصات موجود در محصولات یا اضافه بر آن ها که خریداران عمدتا بر اساس چنین ویژگی ها و مشخصاتی ارزیابی خود را انجام می دهند (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
موقعیت یابی فیزیکی: یک راه ارزیابی موقعیت فعلی یک محصول در مقایسه با وضعیت محصولات رقبا و مقایسه آنها بر اساس یک سری مشخصات فیزیکی و عینی است می باشد. موقعیت فیزیکی یک محصول بر اساس ویژگی های فنی، ویژگی های فیزیکی، و معیارهای عینی سنجیده می شود (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
نیاز مشتری: عبارت است از هر نوع احساس کمبودی که برای مشتری به وجود می آید و او تلاش میکند تا با بهره گیری از استعداد و توانایی خود نسبت به رفع آن اقدام نماید (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
ویژگی ادراکی: عبارت است از منافعی که خریداران از خرید یک کالا دریافت می کنند. ویژگی ادراکی در واقع ارزیابی مصرف کننده بر اساس آن چیزی است که محصول انجام می دهد (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
معیار ذهنی: عبارت است از معیارهایی نظیر نحوه عرضه محصولات، تجربه گذشته مشتری از محصولات، نقطه نظرات دیگران و بطور کلی معیارهایی که تحت تاثیر عواملی غیر از ویژگی های فیزیکی قرار دارند (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
موقعیت یابی ادراکی: یک راه ارزیابی موقعیت فعلی یک محصول در مقایسه با وضعیت محصولات رقبا و مقایسه آنها بر اساس یک سری مشخصات ادراکی و ذهنی است می باشد. موقعیت ادراکی یک محصول بر اساس نیازهای مشتری، ویژگی های ادراکی، و معیارهای ذهنی سنجیده می شود (اوریل سی واکر و همکاران ۲۰۰۴).
مزیت هزینه ای:  هنگامی‌است که شرکتی کالا یا خدمات را با قیمت کمتر به بازار ارائه می‌دهد. در واقع مزیت هزینه ای عبارت است از تولید در سطح هزینه ای کمتر از رقبا. در این حالت سازمان می کوشد با اجرای تکنیکهای گوناگون قیمت کالای خود را به حدی برساند که رقبا را از دور خارج سازد. این کاهش قیمت در اثر منحنی یادگیری، کاهش ضایعات، اجرای زمانسنجی وغیره انجام می گردد (Porter, 2007).
مزیت منفعتی (تمایز): هنگامی‌است که شرکتی کالا یا خدمات ممتاز و منحصر به فرد را با همان قیمتی ارائه دهد که توسط بازار عرضه می‌شود. در واقع مزیت منفعتی (تمایز) عبارت است از ارائه کالا و خدمات متنوع با ویژگی‌های متمایز. هدف این استراتژی آن است تا با بکار گیری کلیه ابزارها کالا را در چشم خریداران به همتا جلوه دهد، محصول جدید بایستی به میزان کافی زمان را در اختیار سازمان قرار دهد تا به کسب سود بپردازد و به همین دلیل تفاوت آن بایستی تا حدودی غیرقابل تقلید باشد  (Porter, 2007).
استراتژی تمرکز: عبارت است از ایجاد تمرکز بر مشتریان خاص بازار. این مشتریان خاص توسط مدیریت و براساس سن / مسائل جغرافیایی/ سطح درآمد تعیین می گردند (Porter, 2007).
موقعیت یابی استراتژیک: موقعیت یابی استراتژیک را می توان بعنوان یک فعالیت استراتژیک برای یافتن بهترین ترکیب استراتژی های لازم برای دفاع کردن از یک شرکت در مقابل نیروهای رقابتی در صنعت تعریف کرد. در واقع موقعیت یابی استراتژیک، برونداد درک ساختار بازار و وضعیت هایی است که عملکرد شرکت را تعیین می کنند. هدف موقعیت‌یابی، ارائه گزاره‌های عمومی برای تبیین، پیش‌بینی و توصیه‌های سیاستی جهت موقعیت‌یابی استراتژیک بنگاه‌های اقتصادی است (حمیدی زاده، ۱۳۸۹، اوریل سی واکر و همکاران، ۲۰۰۴).

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه تحقیق

۱-۲) مقدمه

تهیه نقشه موقعیت‌یابی استراتژیک برای بنگاه از منظر مصرف کنندگان و رقبا، از جمله مهارت های تاکتیکی پویا قلمداد می شود که این مهارت ها نیازمند تحقیقاتی است که خودشناسی بنگاه شرط ضروری آن است.
هدف این فصل، تبیین محورهای اساسی موضوع تحقیق بر پایه ی متغیرهای فرضیه های تحقیق است لذا توانمندیهای بنیادی و ساز و کارهای آنها و تحلیل آثار مرتبط شکل دهنده ی مبانی و چارچوب نظری تحقیق است تا بتوان با بهره‌گیری از آنان، بنگاه‌ها قادر باشند به سرآمدی و تعالی رفتارهای تجارت بر پایه قاعده‌مندیهای اقتصادی نایل آیند.
محتوای تحلیلی این فصل در دو بخش پیشینه تحقیق و مجموعا در هفده قسمت امکان کاربرد محورهای چند گانه توانمندیها را به وجود می‌آورد. دست‌یابی به سرآمدی در کسب و کار، نه تنها محتاج کار سخت فکری- تحلیلی است بلکه تهیه برنامه‌های عملیاتی برای تحقق آرمانهای سرآمدی را مشکل‌تر می‌کند، لیکن شیرینی موفقیت‌های اقتصادی، پذیرش سختی‌ها را هموار می‌کند و انگیزه‌ها را ارتقا می‌بخشد. هدف موقعیت‌یابی، ارائه گزاره‌های عمومی برای تبیین، پیش‌بینی و توصیه‌های سیاستی جهت موقعیت‌یابی استراتژیک بنگاه‌های اقتصادی است. دست‌یابی به قاعده‌مندی‌های معینی از روابط علت و معلولی در صحنه تصمیم‌گیری و رفتار اقتصادی، بنگاه‌ها را آماده حرکت در راه کسب موفقیت به منظور محقق شدن اهدافی معین در چارچوب قاعده‌مندی‌های علم اقتصاد کاربردی و جهت‌گیری‌های سیاستی برای حضور برتر اقتصادی در بازار هدف می‌کند. انتظار می‌رود قاعده‌مندی‌های اقتصادی همراه با ماهیت و خصیصه‌های نهادی و علمی، مبنای تحلیل،
تبیین، پیش‌بینی و ارزیابی‌ها قرار گیرد و توصیه‌های سیاستی در چارچوب دیدگاه‌های سیستمی و جامع‌نگر، بنگاه‌ها را در راه برترهای اقتصادی یاری رسانند.

۲-۲) بخش اول پیشینه تحقیق، موقعیت‌یابی استراتژیک

موقعیت‌یابی استراتژیک، ساز و کارهایی را از مبانی علم اقتصاد برای درک مزیت رقابتی فراهم می‌سازد که در آن چگونگی تشخیص کسب مزیت رقابتی، شروط پایدار ماندن مزیت رقابتی به وجود می‌آورد. استراتژی‌ عنصری حیاتی برای نیل به موفقیت سازمان قلمداد می‌شود. مطالعه استراتژی در عین مفید بودن به لحاظ عقلانیت نیز جذاب است (حمیدی زاده، ۱۳۸۹، ۲۷۲). موقعیت‌یابی در صدد است تا با ارائه دیدگاهی برای شناخت نحوه رقابت بنگاه‌ها، چگونگی ساماندهی فرایندهای تصمیم‌گیری را برای نیل به اصول مطمئن‌تری جهت اخذ تصمیمات استراتژیک مناسب، نشان دهد. بنگاه‌های اقتصادی می‌توانند با بهره‌گیری رهیافتهای موقعیت‌یابی و در راستای تفکرهای سیستمی اقتصاد، با حذف شکاف میان اندیشه‌ها و اقدامات؛ شناخت، تصمیم‌ها و رفتارها، و با تهیه نقشه‌های عملیاتی، موقعیت پیشی جو نسبت به رقبا برای خود ترسیم کنند. نوآفرینی در صحنه تجارت و اقتصاد، منوط به پویایی در عرصه‌های شناخت، تفکر، تحلیل، تصمیم و اقدام است. در “عوامل تعیین کننده ی موقعیت یابی استراتژیک پس از ورود شرکت های خارجی در یک بازار میزبان: دیدگاه سه پایه ی استراتژی" یو هنری زی و همکاران (۲۰۱۰) عنوان می کنند که شرکت ها خودشان را به صورت استراتژیک در مسیر ابعاد مهم و متفاوتی در بازار موقعیت یابی می کنند. در واقع شرکت ها باید تصمیم بگیرند که چگونه خودشان را بصورتی موفقیت آمیز موقعیت یابی کنند تا بتوانند به بهترین مزیت های رقابتی دست یابند چراکه یک موقعیت یابی موفق می تواند شرکت را در مقابل فشارهای رقابتی ایزوله کند. در اینجا جایگاه استراتژیک مربوط به بازاری می شود که شرکت در طی فرایند جداسازی منابع در اختیار می گیرد. یو هنری زی و همکاران (۲۰۱۰) سه عامل تمرکز بازار، منابع شرکت، و مسافت نهادی را سه پایه ی استراتژی نامیده اند و معتقدند که اینها عوامل مؤثر بر موقعیت یابی استراتژیک شرکت ها می باشند. این فصل رهیافتی برای نوآفرینی در صحنه موقعیت‌یابی و کسب برتری‌های اقتصادی است.

۳-۲) فرایند موقعیت‌یابی

جا انداختن یک محصول جدید در ذهن مشتریان یا دوباره جا انداختن و بهبود جایگاه یک محصول موجود در ذهن آنها، مستلزم انجام یک‌سری اقدامات و برداشتن گام‌هایی است. همان‌گونه که در نگاره ۱-۲ ملاحظه می‌کنید این اقدامات را در مورد کالاها و خدمات، در بازارهای داخلی و بین‌المللی، و برای محصولات موجود یا جدید می‌باید اجرا نمود. قصد نداریم که بگوییم ویژگی‌های تعیین‌کننده محصولات و ادراکات و نقطه‌نظرات مشتریان در رابطه با محصولات مختلف در کشورهای مختلف یا در دیگر بخش‌های بازار تغییری نمی‌کنند و ثابت می‌مانند؛ بلکه این ویژگی‌ها در مورد بسیاری از محصولات تغییر می‌کنند (اورویل سی واکر و همکاران، ۱۳۸۳، ۳۲۳).
۱. شناسایی مجموعه‌ای روا از محصولات رقابتی عرضه شده به یک بازار هدف
۲. شناسایی مجموعه‌ای از ویژگی‌های تعیین‌کننده‌ای که جایگاه محصولات موجود را مشخص می‌سازند
۳. جمع‌ آوری نظرات نمونه‌ای از مشتریان و مشتریان بالقوه نسبت به هر محصول با توجه به ویژگی‌های تعیین‌کننده فوق
۴. تعیین جایگاه فعلی محصول (موقعیت‌یابی) و میزان اهمیت آن نزد مشتری

نظر دهید »
نگارش پایان نامه در مورد تهیه نقشه و ارزیابی بیابان زایی با استفاده از مدل ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در زیر به برخی از مطالعات صورت گرفته و نتایج بدست آمده از کاربرد این مدل در مناطق مختلف اشاره شده است:
آریا[۴۹] و همکاران (۲۰۰۹) به بررسی ارزیابی فرایند بیابان­زایی در کشور هندوستان پرداختند. در این تحقیق با بهره گرفتن از روش مدالوس و با هفت شاخص پوشش گیاهی، فرسایش بادی، فرسایش آبی، شوره­زایی، برجستگی­های یخبندان و لغزش توده ای در نظر گرفته­اند.نتایج این تحقیق نشان داد که سطح تخریب اراضی حدود ۳۵ درصد می­باشد که عمده­ترین عوامل تخریب فرسایش آبی و پوشش گیاهی و فرسایش بادی در منطقه مورد مطالعه گزارش شد[۶۴].
لادیسا[۵۰] و همکاران (۲۰۰۲)، نوع و شدت بیابان­زایی منطقه باری ایتالیا[۵۱] را با بهره گیری از روش مدالوس بررسی نمودند. با بهره گرفتن از سه شاخص کاربری اراضی، مدیریت کیفیت و شاخص فشار انسانی به کمک میانگین هندسی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نوع شدت و نقشه بیابان­زایی را در منطقه بدست آورد [۹۴].
زهتابیان و همکاران (۱۳۸۷) به بررسی معیارهای آب و خاک در روند بیابان­زایی منطقه خوش دهلران پرداختند. در این تحقیق از روش مدالوس با بهره­ گیری از هشت شاخص برای معیار آب و هشت شاخص برای معیار خاک منظور گردید. نتایج این تحقیق نشان داد که معیار آب با میانگین ارزش عددی ۵۱۷/۱ در کلاس شدید و معیار خاک با متوسط وزنی ۳۸۱/۱ در کلاس متوسط طبقه بندی می گردد و بیابان­زایی در منطقه شدید بوده و درحال گسترش است[۲۷].
دانلود پایان نامه
سپهر (۱۳۸۴) برای ارزیابی آب­های زیرزمینی با بهره گرفتن از مدل مدالوس اصلاح، شاخص­ های هدایت الکتریکی، میزان کلر، نسبت سدیم جذبی و سطح ایستابی آب در منطقه فیدویه- گرمشت را در نظر گرفت. نتایج نشان داد در حدود ۳۸ درصد از منطقه در وضعیت متوسط و نه درصد در کیفیت بالا قرار دارد. همچنین ۵۳ درصد از منطقه در وضیعت نامناسب کیفی می­باشد که خود از عوامل اصلی بیابان­زایی به حساب می ­آید[۳۱].
بخشنده مهر (۱۳۸۷) در بررسی بیابان­زایی در منطقه سگزی با بهره گرفتن از مدل مدالوس با معیار خاک از شاخص های: بافت خاک، درصد سنگریزه، عمق خاک، زهکشی، درصد گچ خاک، هدایت الکتریکی، نسبت جذب سدیم و درصد مواد آلی استفاده کردند. نتایج نشان داد که معیار کیفیت خاک در دو کلاس متوسط و پایین قرار می­گیرد که هر کدام به ترتیب مساحتی برابر با ۳۸/۱۵ و ۶۲/۸۴ درصد از کل منطقه را به خود اختصاص دادند. همچنین طبق ارزیابی آنها، شاخص ماده آلی در این معیار بیشترین تاثیر را در بیابان­زایی منطقه داشت[۱۴].
پروانه و همکاران (۱۳۸۸) وضعیت بیابان­زایی منطقه طبس مسینا را مورد ارزیابی قرار داد و جهت بررسی معیار خاک از شاخص های: بافت خاک، درصد سنگریزه سطحی و عمقی، جمع شدن آب، خطر سیل گیری، درصد گچ، میزان مواد آلی خاک، اسیدیته خاک، قلیائیت خاک، عمق خاک، شوری و درصد آهک استفاده نمود. طبق این بررسی، منطقه در دو کلاس متوسط و شدید بیابان­زایی قرار گرفت که مساحت هر کدام به ترتیب از ۵۸/۲۴۱۱ و۶۷/۷ هکتار بود. همچنین این نتایج نشان داد که به ترتیب شاخص­ های درصد ماده آلی و درصد سنگریزه سطحی و عمقی به عنوان شاخص های خاک، بیشترین تاثیر را بر بیابان زایی منطقه دارند[۱۶].
آزادنیا (۱۳۸۵) با بهره گرفتن از معیارهای آب و خاک مدل مدالوس وضعیت بیابان­زایی در منطقه عین خوش دهلران را ارزیابی نمودند. نتایج حاصل از ارزیابی نشان­دهنده این بود که بیابان­زایی در منطقه شدید بوده و در حال گسترش است. معیار آب در کلاس شدید و معیار خاک در کلاس متوسط طبقه بندی گردید. در این رابطه شاخص­ های درصد مواد آلی، بافت خاک و جنس سازند از معیار خاک و سه شاخص خشکی، هدایت الکتریکی آبهای زیرزمینی و افت آبهای زیززمینی از معیار تخریب منابع آب بیشترین تاثیر را در منطقه داشتند[۱۱].
جیرودن (۲۰۰۵) با انجام مطالعاتی به شناسایی مناطق حساس به بیابان­زایی در منطقه سیسیل پرداخت. هدف از این مطالعه شناسایی مناطق حساس به بیابان­زایی در منطقه سیسیل یکی از مناطق ایتالیا، با توجه به شرایط آب و هوایی و تغییرات پوشش زمین با بهره گرفتن از مدل مدالوس و چهار شاخص آب و هوا، خاک، پوشش گیاهی و سیستم های مدیریت بود. نتایج این تحقیق نشان داد که ۹/۶ درصد از منطقه سیسیل به بیابان­زایی بسیار حساس ، ۵/۴۶ درصد دارای حساسیت متوسط، ۵/۳۲ درصد حساسیت کم و تنها ۲/۷ درصد غیر حساس می باشد [۸۱].
هنردوست و همکاران (۲۰۱۱) به منظور ارزیابی شدت و خسارت بیابان­زایی در بخش شمالی دشت گرگان، از مدل مدالوس اصلاح شده استفاده کردند. نتایج نشان داد که ۴۸/۵۲، ۲۷/۴۴ و ۷۹/۲ درصد از منطقه به شدت، در حد متوسط و کمی تحت تأثیر بیابان­زایی است و شاخص خاک و ماندابی شدن مهمترین عوامل مؤثر بر روند بیابان­ز­ایی در منطقه مورد مطالعه به شمار رفته است. در این تحقیق برنامه‌های مدیریتی جهت پایداری پروژه‌های کشاورزی را ضروری خوانده و در قسمت جنوبی نسبتاً حساس به بیابان­زایی معرفی شده است [۸۷].
در مطالعاتی که به روش مدالوس در ایران صورت گرفته است نتایج قابل توجهی به شرح زیر به دست آمده است:
- وجود تعداد نسبتا کافی از معیارها و شاخص­­­های منطبق با شرایط منطقه و در نظر گرفتن جنبه­ های مختلف تخریب سرزمین در این روش باعث شده است تا برآورد دقیقی از شدت و وضعیت بیابان­زایی و تعیین شاخص­ های موثر در تخریب اراضی صورت گیرد.
- نتایج حاصل از ارزیابی بیابان­زایی به کمک سیستم اطلاعات جغرافیایی بیانگر این موضع بود که استفاده از GIS به بالا بودن دقت و سرعت عمل بیشتر کارشناس کمک قابل ملاحظه­ی می­ کند. بنابراین می­توان گفت که GIS ابزار بسیار سودمندی برای تهیه نقشه های بیابان­زایی می باشد.
- با توجه به اینکه معیارها و شاخص­ های بیابان­زایی در هر منطقه مختص آن منطقه بوده و با نقاط دیگر متفاوت است، روش مدالوس قابلیت پذیرفتن معیارهای متفاوت و متعدد را داشته و به دلیل آنکه امتیازات از طریق میانگین هندسی محاسبه می­شوند، با توجه به عوامل تشدید کننده بیابان­زایی در هر منطقه، معیارها و شاخص­ های مورد نظر تعیین می شوند.
۲-۲- ۲- مدل­های ارزیابی بیابان­زایی در ایران
۲-۲- ۲-۱- اصول و مفاهیم روش [۵۲]MICD
مدل کلاس­بندی شدت بیابان­زایی در ایران (ICD) یک روش کمی چند عامله طبقه‌بندی شدت بیابان­زایی است [۱۲].که بر اساس نیاز­های مطالعاتی و ساختارهای محیطی و اجتماعی­-اقتصادی حاکم بر بیابان­های ایران توسط اختصاصی و مهاجری در سال ۱۳۷۴ ارائه شده است. این مدل در مساحتی بالغ بر ۱۰ میلیون هکتار از اراضی مرکز تا جنوب ایران مورد آزمون و بررسی قرار گرفته است [۹].
این روش نیز به نوبه خود دارای ایراداتی است که برخی معایب این روش عبارتند از: ۱- ارزیابی و ارزش‌دهی کاملاً کیفی به برخی از عوامل که دقت ارزش­دهی را کاهش می‌دهد. ۲- دامنه ارزش­های عوامل موجود در این روش زیاد می‌باشد، این امر سبب اختلاف نظر کارشناسان در هنگام ارزش­دهی به این عوامل می‌شود. ۳- دو برابر کردن ارزش عوامل محیطی در مناطقی که عاری از پوشش بوده و ارزش عوامل انسانی در آن مناطق صفر می‌باشد، این مسأله باعث می‌شود در این مناطق تأثیر عوامل طبیعی در بیابان­زایی و همین­طور شدت بیابان­زایی دو برابر، برآورد شود. ۴- عدم توجه به کاربری اراضی و نقش فرآیندهای بیابان­زایی درهر کدام [۳].
در سال ۱۳۸۲، اختصاصی با اصلاحاتی که در مدل ICD به ­وجود آورد، روش طبقه ­بندی بسط یافته بیابان­زایی در ایران را معرفی کرد. در مدل ارزیابی بیابان­زایی MICD ابتدا به کمک مطالعات پایه از جمله نقشه رخساره ­های ژئومورفولوژی و نقشه کاربری اراضی، نقشه کوچکترین واحدهای همگن بیابانی را تعیین کرد و در هر کدام اقدام به ارزش­دهی و ارزیابی بیابان­زایی نمود [۸].
به­ طور کلی در عرصه ­های مختلف چهار واحد همگن بزرگ کاری به­شرح زیر می­توان تفکیک کرد که در هرکدام نوع معیار و شاخص­ های مورد استفاده متفاوت است:

 

    1. واحد اراضی کشاورزی (زراعی، باغی، دیم، آیش و بایر)

 

    1. واحد اراضی مرتعی و جنگلی (مرتع، جنگل، بیشه­زار و …)

 

    1. اراضی فاقد کاربری (اراضی کویری، تپه­های ماسه­ای، سطوح سنگفرشی، تپه­ها، کوه­های لخت و …)

 

    1. واحد اراضی شهری و صنعتی (مناطق مسکونی و شهری، مناطق صنعتی، جاده­ها و فرودگاه­ها و ترمینال­ها و پارک­ها …)

 

از ویژگی­های این روش این است که برای کاربری­های مختلف اراضی یا واحدهای همگن مختلف از معیارها و شاخص­ های متفاوتی برای ارزیابی وضعیت بیابان­زایی استفاده می­ شود. از آنجا که فرایند، معیارها و شاخص­ های بیابانزایی در هر کدام از کاربری­ها متفاوت می­باشد، باید برای هر مورد، معیارها و ضوابط خاص تعریف شود [۱۴].
در زیر به برخی از مطالعات صورت گرفته و نتایج بدست آمده از کاربرد این مدل در مناطق مختلف اشاره شده است:
ابریشم (۱۳۸۳) وضعیت فعلی بیابان­زایی حوضه فخرآباد – مهریز، واقع در استان یزد را بر اساس روش­های مدالوس تغییر یافته[۵۳]، ICD و MICD به طور جداگانه ارزیابی و نقشه مربوط به هر یک را تهیه کرد. و بر اساس نتایج بدست آمده، منطقه مورد مطالعه را جزء بیابان­های طبیعی محسوب و نقش عوامل انسانی را در بیابان­زایی منطقه بسیار کم گزارش کرد. براساس روش ICD، منطقه مورد مطالعه در دو کلاس شدت بیابان­زایی کم (II) و متوسط (III)، بر اساس روش MICD، منطقه مورد مطالعه به چهار کلاس شدت بیابانزایی آرام (I)، کم (II)، متوسط (III) و زیاد (IV) و براساس روش مدالوس تغییر یافته، منطقه مورد مطالعه به سه کلاس شدت بیابانزایی کم (II)، متوسط (III) و زیاد (IV) تقسیم شد. و با توجه به نتایج بدست آمده و مقایسه نتایج حاصل از سه روش ذکر شده با شرایط منطقه مورد مطالعه، ایشان روش­های مدالوس تغییر یافته و MICD به ترتیب برای ارزیابی وضعیت فعلی بیابان­زایی مناسب دانست[۱].
احمدی و همکاران (۱۳۸۴) به منظور ارزیابی و تهیه نقشه وضعیت بیابان­زایی در منطقه فخرآباد- مهریز از دو مدل ICD وMICD استفاده کردند. در روش ICD، منطقه مورد مطالعه از نظر شدت بیابان­زایی در دو کلاس کم: ۸۲۳۵۱ هکتار (۵۹/۹۱ درصد) و کلاس متوسط: ۷۵۶۵ هکتار (۴۱/۸ درصد)؛ اما در روش MICD، منطقه مورد مطالعه از نظر شدت بیابان­زایی در چهار کلاس آرام، کم، متوسط و زیاد قرار گرفت؛ که کلاس آرام ۳۳۳۲۷ هکتار (۰۶/۳۷ درصد)، کلاس کم ۸۳۴۶ هکتار (۲۸/۹ درصد)، کلاس متوسط ۳۷۲۴۵ هکتار (۴۲/۴۱ درصد) و کلاس زیاد ۱۰۹۹۸ هکتار (۲۳/۱۲ درصد) از مساحت منطقه را به خود اختصاص داد. با توجه به نتایج بدست آمده و مقایسه نتایج با شرایط مشاهده شده در منطقه، روش MICD روش مناسب­تری برای ارزیابی وضعیت بیابان­زایی در منطقه مورد مطالعه معرفی شد[۴].
چمن‌پیرا و همکاران (۱۳۸۵) با بهره گرفتن از روش ICD نقشه وضعیت فعلی بیابان­زایی حوضه آبخیز کوهدشت را با وسعت حدود ۴۵۶۰۰ هکتار تهیه کردند. نتایج این ارزیابی نشان داد که بیابان­زایی یا تخریب منابع با شدت متوسط در منطقه به وقوع پیوسته است. نتایج به‌دست آمده به شرح زیر بود: حدود ۲/۳۵ درصد حوضه را شدت بیابان­زایی کم، حدود ۳۲ درصد بیابان­زایی متوسط و حدود ۷/۳۲ درصد بیابان­زایی زیاد شامل می­ شود. مهمترین عوامل مؤثر در بیابان­زایی محدوده مطالعاتی را تخریب منابع آب ناشی از پمپاژ و افت سفره و در درجه بعد تخریب منابع گیاهی بر اثر تبدیل اراضی مرتعی و جنگلی به شهری یا چرای بی‌رویه دام برشمردند[۲۰].
زهتابیان و همکاران (۱۳۸۵) با تجزیه و تحلیلی که روی دو مدل ICD و فائو یونپ[۵۴] در حوضه آبخیز ماهان انجام دادند، شاخص‌ها و زیر شاخص‌های مؤثر در معیار فرسایش بادی و عوامل انسانی و محیطی بالقوه آن را شناسایی و مناسبت‌ترین آنها را انتخاب کردند. براساس نتایج،همه منطقه مورد مطالعه (۲۹/۹۰۱ کیلومتر مربع) در کلاس متوسط شدت بیابانزایی از نظر فرسایش بادی قرار گرفت[۲۹].
سیلاخوری (۱۳۹۱) با بهره گرفتن از مدل MICD پتانسیل بیابان‌زایی را در منطقه شهرستان سبزوار از استان خراسان رضوی مورد بررسی قرار داد. نتایج حاصل از ارزیابی این مدل نشان‌دهنده این امر است که کلاس بیابانزایی در منطقه سبزوار از کم (II) در واحد کوهستان تا شدید (V) در واحد پلایا و تپه‌های ماسه‌ای افزایش یافت که نشان‌دهنده حساسیت متفاوت واحدهای کاری این منطقه است. بر اساس نتایج بدست آمده با بهره گرفتن از این مدل بیشترین درصد منطقه مورد مطالعه را کلاس متوسط (II) به خود اختصاص داد[۳۲].
۲-۲- ۲-۲- اصول و مفاهیم روش [۵۵]IMDPA
پس از نهایی شدن متن کنوانسیون بین ­المللی مقابله با بیابان­زایی در ژوئن ۱۹۹۴، ایران یکی از اولین کشورهایی بود که عملاً از دی ماه سال ۱۳۷۵ به عضویت این کنوانسیون درآمد. براساس بند یک از ماده ۹ متن این کنوانسیون، تهیه برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان­زایی در چارچوب برنامه ­های توسعه ملی مورد تأکید قرار گرفت. از جمله اقداماتی که می­بایست برای ایجاد امکان اجرای برنامه اقدام ملی و مقابله با بیابان­زایی انجام گیرد تعیین شاخص ­ها و معیارهای بیابان­زایی کشور بود. این مهم با هدف گذر از مرحله شناخت کیفی به کمی به ویژه جهت ارزیابی و وضعیت پتانسیل شدت بیابان­زایی انجام شد. نهایتاً ایجاد امکان مدیریت این پدیده با تکیه بر شرایط خاص اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، در قالب طرح ملی تعیین شاخص ­ها و معیارهای بیابان­زایی توسط دفتر تثبیت شن و بیابان­زدایی سازمان در سال ۱۳۸۳ نهایی شد و به دنبال آن مدل IMDPA معرفی گردید. طرح جامع تعیین شاخص ­ها و معیارهای بیابان­زایی در ایران که توسط دکتر حسن احمدی با مشارکت ۳۵ نفر از اساتید و محققین برجسته کشور، استفاده از ۴۰ منبع معتبر داخلی، یکصد منبع خارجی و پانزده منبع سازمان­های بین ­المللی تدوین گردید در نوع خود و حتی در سطح آسیا اولین طرحی است که در سطح ملی جهت کمی­سازی معیارها و شاخص­ های تأثیرگذار بر روند بیابان­زایی در زیست بوم­های طبیعی کشور تدوین ­شد. براساس نتایج این طرح، ۹ معیار ۳۵ شاخص بیابان­زایی در ایران همراه با روش­شناسی ارزیابی کمی و کیفی آنها در قالب مدلی ارائه گردید که مقرر است در ادامه این مدل در سه ناحیه اقلیمی خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب کشور کالیبره شود. در روش فوق شدت بیابان­زایی به کمک ۹ معیار خاک، فرسایش بادی، فرسایش آبی، اقلیم، آب، پوشش گیاهی، کشاورزی، توسعه تکنولوژی و مدیریت مورد ارزیابی قرار می­گیرد [۳۸].
در زیر به برخی از مطالعات صورت گرفته و نتایج بدست آمده از کاربرد این مدل در مناطق مختلف اشاره می شود:
عبدی (۱۳۸۶) در منطقه ابوزید­آباد کاشان وضعیت بیابان­زایی را با بهره گرفتن از مدل IMDPA مورد بررسی قرار داد و نقشه بیابان­زایی آن را ارائه و کلاس بیابان­زایی کل منطقه را متوسط برآورد کرد. وی همچنین ابراز کرد که مدل یاد شده دارای محاسن زیر می­باشد: ۱- انعطاف پذیری ۲- استفاده از میانگین هندسی به جای میانگین وزنی ۳- استفاده از تکنولوژی سیستم اطلاعات جغرافیایی که سبب می­ شود خطای کارشناسی به حداقل ممکن برسد[۳۹].
رضایی‌راد (۱۳۸۷) با بهره گرفتن از مدل IMDPA و تأکید بر معیارهای خاک، آب و آبیاری، پوشش گیاهی و اجتماعی – اقتصادی، پتانسیل بیابان‌زایی حوضه چشمه‌خان را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه تحت دو کلاس کم و ناچیز (I) و متوسط (II) قرار دارد که به ترتیب ۵۱/۳۶ درصد و ۴۹/۶۳ درصد از کل مساحت منطقه را می‌پوشانند. از بین معیارها، معیار پوشش گیاهی مساحت بیشتری را به کلاس شدید اختصاص داده و معیار آب و آبیاری کمترین نقش را در بیابان‌زایی منطقه داشتند[۲۵].
شاکریان (۱۳۸۹) وضعیت فعلی بیابان‌زایی منطقه جرقویه اصفهان را با بهره گرفتن از مدل IMDPA مورد بررسی قرار داد. در این مطالعه سه‌ معیار آب، خاک و پوشش گیاهی مورد مطالعه قرار گرفت. و با توجه به این سه معیار وضعیت بیابان‌زایی را در منطقه متوسط و شاخص هدایت الکتریکی آب با ارزش عددی ۶۲/۳ را مؤثرترین عامل در بیابان‌زایی منطقه معرفی کرد[۳۳].
ناطقی و همکاران (۱۳۸۸) برای بررسی شدت بیابان­زایی دشت سگزی از مدل IMDPA استفاده و سه معیار آب، زمین و پوشش گیاهی را مورد ارزیابی قرار دادند. نقشه نهایی بیابان­زایی بدست آمده حاکی از کلاس شدید و بسیار شدید روند بیابان­زایی در منطقه بود. نتایج به دست آمده معیار آب با میانگین وزنی ۹۷/۳ (کلاس خیلی شدید) را مؤثرترین عامل در بیابان­زایی منطقه معرفی کرد. همچنین معیار زمین با میانگین وزنی ۲۶/۳ و معیار پوشش گیاهی با میانگین وزنی ۱۲/۳ هر دو در کلاس شدید بیابان­زایی قرار داشتند[۵۵].
سیلاخوری (۱۳۹۱) با بهره گرفتن از مدل IMDPA و تأکید بر چهار گروه آب و هوا، زمین شناسی، پوشش زمین و انسانی ، پتانسیل بیابان‌زایی را در منطقه شهرستان سبزوار از استان خراسان رضوی مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه تحت دوکلاس متوسط (II) و زیاد (III) تقسیم شد که بیشترین سطح منطقه را کلاس بیابان‌زایی متوسط (II) (07/85 درصد) به خود اختصاص داد. در مقایسه گروه‌ها، گروه پوشش با میانگین وزنی ۵۷/۲ بیشترین و گروه انسانی با میانگین وزنی ۵۵/۱ کمترین تأثیر را در بیابان‌زایی داشتند [۳۳].
۲-۳- شبکه ­های باور بیزین
یک مدل شبکه های باور بیزین، مجموعه ­ای از متغیرهای مرتبط از طریق احتمالاتی است که در نهایت نتیجه مورد نظر را تحت تاثیر قرار می­ دهند [۹۷]. در یک نمودار شبکه بیزین، متغیرها ( گره ها[۵۶])، داده ­ها و پارامترها به اشکال متفاوتی مانند بیضی یا مستطیل­هایی هستند که از طریق پیکان­ها ( اتصالات[۵۷]) به هم متصل می­گردند. یک اتصال میان گره­ها از گره A ( گره والد[۵۸]) به گره B ( گره فرزندی[۵۹])، نمایشگر ارتباط مستقیم عملکردی و یا همبستگی آماری میان این دو گره است. هر گره فرزندی ( گره ای که یک یا چند اتصال به آن وارد می شود) دارای یک جدول احتمالی شرطی، CPT [۶۰]، است که احتمال هر یک از حالات گره را مشروط به حالات گره­های ولدی آن گره تعیین می­ کند [۱۰۴].
شکل ۲-۱ نمونه ای از یک شبکه باور بیزین ساده را نمایش می­دهد. در این جا هر یک از مستطیل ها نشان دهنده یک گره یا متغیر شبکه های باور بیزین می باشند که از طریق پیکان هایی به هم متصل شده اند. بر اساس این شکل متغیر A و B ( گره های ورودی شبکه)، دو متغیر موثر بر متغیر C می باشند. همچنین متغیر C خود متغیر موثر بر متغیر D، یعنی گره نهایی یا هدف می باشد. بر این اساس هریک از گره های A و B به عنوان گره های ولدی گره C ( گره فرزندی) و گره C به عنوان گره ولدی برای گره D محسوب می شوند. هر گره در مدل شبکه بیزین، ۲ یا تعداد بیشتری حالت متفاوت دارد که توزیع احتمالات میان این حالات به گونه ای است که مجموع احتمالات آن ها برابر با ۱ یا ۱۰۰% می باشد. منظور از یک حالت، وضعیت و شرایط متغیر مورد نظر می باشد. گره های شبکه بیزین می­توانند نمایش دهنده حالات طبقه بندی شده، ترتیبی، پیوسته و یا حتی ارزش­هایی عددی ثابت باشند. شکل ۲-۲ نمونه ساده ای جهت تشریح عملکرد شبکه ­های باور بیزین نمایش می باشد. براساس این شکل گره A، متغیر موثر بر گره B می باشد. فرض کنید گره A دارای دو حالت E و F و گره B دارای دو حالت G و H می باشد. در این صورت براساس قضیه بیز به عنوان پایه و اساس شبکه های باور بیزین، رابطه احتمالاتی میان این دو متغیر به صورت رابطه ۲-۲، تعریف می گردد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 103
  • 104
  • 105
  • ...
  • 106
  • ...
  • 107
  • 108
  • 109
  • ...
  • 110
  • ...
  • 111
  • 112
  • 113
  • ...
  • 129

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 سوالات قبل از خواستگاری
 فروش نرم‌افزار آنلاین
 پیشگیری از خودمحوری در رابطه
 وابستگی ناسالم عاطفی
 زیباترین نژادهای گربه
 طراحی وب درآمدزا
 ویرایش ویدئو آنلاین
 مدیریت لینک‌های خروجی
 بازاریابی وابسته درآمدزا
 راز آشفتگی عاطفی
 تدریس زبان‌های خارجی آنلاین
 استارتاپ آنلاین درآمدزا
 حقایق بول تریر انگلیسی
 نگهداری ژرمن شپرد ورک لاین
 کسب درآمد خانگی جذاب
 بازاریابی پنهان مخرب
 آموزش جاوا اسکریپت
 افزایش تعامل شبکه‌های اجتماعی
 بازاریابی محتوایی فروشگاه آنلاین
 درآمد از عکاسی خانگی
 آموزش Jasper هوش مصنوعی
 سرپرستی سگ در تهران
 درآمد از سایت‌های کاریابی
 اصول تولید محتوا
 تغذیه سگ پیت بول
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ❌ هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ❌ هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها دقت کرد
  • نکته های طلایی درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • نکاتی که کاش درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • ⛔ هشدار!  رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه مساوی با زیان حتمی
  • توصیه های کلیدی و ضروری درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ⭐ توصیه های کلیدی  و اساسی درباره آرایش دخترانه
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه و زنانه که باید بدانید
  • هشدار : تکنیک‌هایی که درباره آرایش باید به آنها دقت کرد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان