مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود مطالب پژوهشی درباره مقایسه تحولات سیاسی- اجتماعی مصر و تونس از سال ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲۰۰۶

 

۴/۷

 

 

 

۲۰۰۷

 

۴/۷

 

 

 

 

 

۲۰۰۸

 

۴/۷

 

 

 

 

 

۲۰۰۹

 

۴/۷

 

 

 

 

 

۲۰۱۰

 

۸/۳

 

 

 

 

 

همانطور که در جدول مشاهده می شود،جمعیت زیر خط فقر تونس در سال ۲۰۱۰ به کمتر از ۴درصد از کل جمعیت این کشور رسیده است که عددی مطلوب و مناسب است.یعنی مطابق شاخصهای جهانی،تنها کمتر از ۴درصد مردم این کشور فقیر محسوب می شوند که در میان کشورهای عربی و مسلمان و نیز در کشورهای در حال توسعه رقمی بسیارخوبارزیابی میشود.این رقم برایهمسایگان تونسیعنی الجزایر و لیبی به ترتیب برابر با ۲۰ و ۷ درصد ارزیابی شده است.Source: fact book
دانلود پایان نامه - مقاله - پروژه
همچنین این رقم برای کشورهایی مانند برزیل و ترکیه به ترتیب برابر با ۳۰ و۲۰ درصد در سال ۲۰۰۹ ارزیابی شده است.
نمودار شماره ۲-درصد جمعیت زیر خط فقر در تونس ۲۰۱۰-۲۰۰۰
Source: fact book
در خصوص تورم نیز براساس برآوردهای CIA Fact book،نرخ تورم تونس برابر ۵/۴ درصد بوده است که این کشور را در میانه کشورهای جهان از نظر این شاخص اقتصادی قرار می دهد.البته این نرخ تورم برای اقتصادی که حدود ۴ درصد در سال ۲۰۱۰ رشد داشته است،نرخ تورم ایده آلی محسوب می شود.به عبارت دیگر برای اقتصاد در حال رشدی همانند تونس،نرخ تورم یک رقمی یک دستاورد است.در نمودار شماره ۳ مشاهده میشود که از هنگام زمامداری بن علی در تونس،روند نرخ تورم نزولی بوده است.این در حالی است که قبل از آن نرخ تورم،روندی صعودی به خود گرفته بود.بنابراین شواهد می توان گفت دولت بن علی در زمینه کاهش نرخ تورم همه موفق عمل کرده است.
نمودار شماره ۳-نرخ تورم تونس،قبل و بعد از بن علی
Source: historic Growth Trend Of Tunisias Economy, 2009
پس از سال ۱۹۸۷ و روی کار آمدن بن علی،رشد اقتصادی این کشور شیب تندی به خود گرفت و با سرعت بسیار بالاتری افزایش یافت و تولید ناخالص سرانه نیز به تبع به طرز چشم گیری روند افزایشی به خود گرفت.
به طوری که در بیست و چهار سال زمامداری بن علی،تولید ناخالص داخلی تونس به حدود چهار برابر دوران قبل از وی رسید.نمودار زیر رشد اقتصادی قبل و بعد از بن علی را به خوبی نشان می دهد.
نمودار شماره ۴- رشد اقتصادی قبل و بعد از بن علی
Source: historic Growth Trend Of Tunisias Economy, 2009
حال در مورد تونس که در آن آمار وضعیت اقتصادی نشان از وضعیت قابل قبولی داردیک پیام جدی به تمامی رژیمهای دیکتاتوری وجود دارد که نشان می دهد؛حتی اتکا به توسعه اقتصادی به هیچ عنوان نمی تواند ضامن ثبات موقعیت یک دیکتاتور باشد.دیکتاتورها و هم پیمانانشان باید توجه داشته باشند به همان اندازه که می بایست به شاخص های اقتصادی نظر داشت،باید به شاخص های سیاسی نیز چشم دوخت تا حجم انباشته شدن مطالبه مشارکت و حق انتخاب مردم در پشت سد رژیم دیکتاتوری دیده شود؛پیش از آنکه سد فرو ریزد.
مشکلات اقتصادی معمولا قابلیت بسیج سیاسی بالایی دارند.چند سال پیش از وقوع نهضت بیداری،صدای اعتراضات اقتصادی طبقات پایین و متوسط شهری علیه سیاستهای آزادسازی اقتصادی در برخی کشورهای منطقه به روشنی شنیده می شد.به عنوان مثال،می توان به تظاهرات علیه بیکاری،افزایش قیمتها و کنترل استفاده از خیابان برای کسب و کار غیر رسمی در تونس اشاره کرد.دگرگونی های تونس ومصر نشان داد که آزادسازی اقتصادی بدون گسترش آزادی های سیاسی،نمی تواند در بلند مدت ضامن بقای رژیم ها باشد.
رژیم تونس یکی از نمونه های منطقه ای موفق آزادسازی اقتصادی را ارائه می دهد.رژیم مصر نیز که در سال ۲۰۱۰،رشد اقتصادی ۸ درصدی را تجربه کرد و براساس آماربا اقدام به آزادسازی اقتصادی موفقیتهایی نیز کسب کرده بود، اما به دلیل عدم پیش برد آزاد سازی سیاسی دچار بحران شد.در مصر تعداد افرادی که زیر خط فقر هستند بیشتر از تونس می باشد.فساد مالی در تونس،به ویژه در میان اعضای درجه یک خانواده بن علیبه حدی بود که تونس را در مقام ۵۹ رده بندی جهانی فساد مالی قرار داده بود.مصر نیز در این زمینه دستکمی از تونس نداشت.فساد مالی بیشتر از همه چیز نتیجه ماهیت رانتی اقتصاد این دولتها و نیز سیستم غیر شفاف،غیر پاسخگو و دیکتاتوری این رژیم هاست که هرگونه امکان نظارتی را از طرف دستگاه های قانونی و مدنی بر دولت مردان ناممکن کرده است.
اصلاحات اقتصادی در کشورهایی همچون تونس و مصر که این اصلاحات را بیشتر اعمالنمودهاند نتیجه معکوسی داشت.اگرچه هردوی این کشورها به نرخ رشد خوب اقتصادی دست یافته بودند و نخستین صندوق بین المللی پول راحتی در سال ۲۰۱۰ به همراه داشتند اما از نظر سیاسی خصوصی سازی آنها را به سوی ارتقاء ثبات رژیم هایشان سوق نداد.به جای آن طبقه جدیدی از مقاطعه کاران بسیار ثروتمند از جمله اعضای خانواده های رئیس جمهور در هر دو کشور را ایجاد کرد که تبدیل به عامل اساسی خشم مردم دراین کشورها شد.
طبقه متوسط به پایین نه تنها در حمایت از بن علی یا مبارک تظاهرات نکردند بلکه حتی اعضای این طبقه خود رهبری انقلابیون را بدست گرفتند.پس تردیدی نیست که اعتراض موفق مردم تونس و مصرو سرنگونی دیکتاتورهایشان،فوران احساسات فروخفته مردم بوداما نباید فراموش کرد که منشاء نارضایتی ها علاوه بر مشکلات دیرین اقتصادی،سرکوب سیاسی و عملکرد نامناسب حکومتها بود. در واقع،انباشت مشکلات سیاسی و اقتصادی و عدم امید به بهبود وضعیت،این کشورها را مستعد اعتراض گسترده کرده بود.
۴-۴ اختلالات جمعیتی
یکی از عوامل اصلی بروز اختلال در سیر تحولات اجتماعی و اقتصادی جهان عرب افزایش بی رویه حجم جمعیتی و به دنبال آن،حجم جمعیت سربار در شهرهای عربی در قیاس با روستاهابوده است.به این ترتیب که اگر رشد شهر نشینی در کشورهای جهان اول و دوم واکنشی طبیعی به روند صنعتی سازی در آن کشورها بوده است،گسترش بی رویه شهرهای عربی نه تنها بسیار زودتر از فرایند صنعتی سازی در آنها صورت پذیرفته،بلکه در بسیاری از مواقع مانع و سرباری برای این فرایند وبه طور کلی،روند توسعه درآن بوده است.
افزایش میانگین باروری در تونس، مصر و دیگر کشورهای عربی سبب شده است که بیش از پنجاه درصد از جمعیت این کشورها را جوانان تشکیل دهند.بدیهی است که این وضعیت پیامدهای متعددی را در عرصه های سیاسی و اجتماعی به دنبال خواهد داشت.بدیهی است که در چنین وضعیتی«میزان سرباری» یعنی نسبت غیر شاغلانبه شاغلان در جامعه بسیار بالا خواهد بود.افزایش میزان سرباری به طور خودکار به کاهش نسبت تولید کنندگان به مصرف کنندگان منجر خواهد شد.
هم اکنون در این کشورها به ازای هر یک نفر که در بازار کار مشغول است،سه مصرف کننده وجود دارد که برای ادامه زندگی خود به همان یک نفر شاغل وابسته اند.البته نسبت بالای سرباری در این کشورها فقط به جوان بودن جمعیت آنها محدود نمی شود،بلکه عدم مشارکت زنان در بازار کار(خارج از منزل)نیز از جمله عوامل مهم این وضعیت است.
پس از طرح این مقدمه کوتاه باید گفت که دو کشور تونس ومصر،به دلیل بی توجهی به مناطق روستایی و رشد بالای جمعیت جوان،شاهد سرازیر شدن جمعیت از روستا به شهرها بوده اند.از آنجاکه پیوند اقتصاد این کشورها با اقتصاد جهانی تنها از راه جهانگردی است،درآمد حاصل از این بخش علاوه بر نوسان،برای تامین سرمایه گذاری اقتصاد ملی و ایجاد اشتغال نیز به کار نمی رود. در نتیجه،بالا بودن نرخ بیکاری-از چهارده تا بیش از سی درصد- نوسانات اقتصادی،کسری بودجه و بدهی های خارجی،این کشورها را دچار مشکل کرده است.
در جدول زیر شاخصهای مختلفی از جمله،رشد اجمالی جمعیت در برهه میان سال های ۱۹۵۰ و۱۹۸۵،و نیز نسبت جمعیت این کشورها به مساحت آنها نشان داده شده است.
جدول شماره ۲-برخی از شاخصهای کلی جمعیت در دو کشور تونس و مصر

نظر دهید »
دانلود فایل های پایان نامه در مورد بررسی و تحلیل دیوان ملاپریشان در مقایسه با ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

لایُحْیـــطَ شَئـی یَـــه نُبــیَ وِاتِـــن

 

 

 

۱) ترجمه بیت: کمال یگانگی خداوند متعال رد صفتهای خداوند است وهیچ شئی برخداوند احاطه پیدا نمی کند وخداوند برهرشیئی احاطه دارد، این از احادیث حضرت پیامبر است، منظوراز بیت: (احاطه جزء برکل محال است).
۲) نکات بلاغی: صفاتن با واتن: کلمه قافیه است، (ت حرف روی، ن حرف وصل)، واج آرایی (الف، ل، ی)، البته درمصراع دوّم آیه(۲۵۵)سوره بقره راتحلیل کرده وبه صورت (لایحیطَ شی) تغییرداده است[۴].
۳) شرح مفاهیم عرفانی: کمال: تمام وکمال، دراصطلاح عرفان یعنی منزّه بودن از آثار ماده و کمال دو نوع است: ۱- کمال ذاتی: همان ظهور حق است بر نفس خود به نفس خود لِنفس بدون اعتبار غیروغیریت لازمه کمال ذاتی غنای مطلق است، که با تمام شئونات و اعتنارات الهی است. ۲- کمال اسمایی: ظهور حق بر نفس خود و شهود ذات خود در تعینات خارجیه واین مرحله شهود عینی می باشد. نسفی بیان میکند: که کمال انسان در چهار چیز است: اقوال نیک، افعال نیک، اخلاق نیک ومعارف، معرفت خود به چهار دسته تقسیم میشود: دنیا، آخرت، خود و پروردگار. (ر.ک، سجادی جعفر، ۱۳۸۹: ۶۷۰)، این بیت اشاره دارد به توحید که شهادت به یگانگی خداوند متعال است[۵]. «ألْتُّوحیدُاَنْ لایَخْطُرَبِقَلْبِکَ مَادُونَه» توحید آن است: که غیر از خدا را بردلت خطر و ارزش و بهایی نباشد، ومخلوقات نتوانند بر اسرار تو آگاهی بیابند، و باعث از بین رفتن عبادتهایت نشود؛ ازآنچه اندیشه غیراز اثبات ایشان باشد چون غیرثابت شود حکم توحید ساقط
می شود[۶]. (ر. ک، کشف المحجوب، ۱۳۸۹: ۲۴۰)
این بیت اشاره دارد به اولین مرتبه دین که معرفت وشناخت آن وکمال معرفت دین تایید وتصدیق توحید است. کمال اخلاص خداوند نفی نفی صفات است، عبادت ز دودن صفات از حق است، پس کسی که خداوند را با صفتی همراه بداند اورا با قرینی پیوسته وهرگاه با قرینی به پیوندد دو تا میشود، ودارای اجزا میگردد وکسی که حق را جز جز بدان او را نشناخته است. در این صورت او خداوند را محدود میپندارد، در نتیجه بوده وهست از نیست و نبود ایجاد نمیگردد. چیزی در این دنیا نیست که حق آن را نیافریده باشد، خداوند از ازل بینا و آگاه است و تا ابد یگانه ویکتا است.(ر. ک، نهج البلاغه، خطبه اوْل، ۱۳۸۰: ۲ – ۴)

 

 

چَنِــی وَحْـدَتِـشْ رأیِ دُویِــی نِیَـــه

 

 

 

تُــوحِیْــدِشْ سِــرایِ مَثْنَــوِی نِیَـه

 

 

 

۱) ترجمه بیت: در چیستی وحدت و یگانگی خداوند دوگانه پرستی نیست، علم به توحید و یگانگی خداوند یکی است در دو گانه پرستی نیست، در چیستی توحید خداوند دوگانگی راه ندارد. در توحید او هرگز دوگانگی نمیگنجد.
۲) نکات بلاغی و دستوری: کلمات نِیَه با نِیَه: ردیف است، دویی با مثنوی: کلمه قافیه است، چَنِی: جمله اسنادی به معنی چیستی، مثنوی: ایهام دارد یکی به معنی دو تا، دوم این که به کتاب مثنوی معنوی مولانا هم اشاره دارد و «نیز اشاره به منظومه ی خودش که آن هم در قالب مثنوی است» (نظراستادمسعود سپه وندی)، (خدا را بطورکامل به یگانگی وتوحید پرستیدن نه با ثنویّت و دوگانه پرستی)، دویی با مثنوی: تناسب دارد.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: وحدت: یکتایی، یگانگی در معنی عرفانی: «صفت خداوند واحد در نزد عارفان و آن وجود حق است، وجود اشیاء تجلی حق بصورت اشیاء است و کثرت مراتب، امور اعتباریاند که از غایت تجدد فیض رحمانی، تعینات اکوانی نمودی دارند». (سجادی جعفر، ۱۳۸۹: ۷۸۲)، توحید: یکی کردن، یکی گفتن و یگانه گردانیدن، درمعنی عرفانی عبارت است از: ۱- شرط ایمان به مبدأ معرفت و گواهی به این که خداوند تعالی یکی است «إنَّمَا اللهُ إلَهَ وَاحِد». ۲- کمال معرفت که بعد از ایمان حاصل میشود. و آن هنگامی است که مؤمن یقین به این پیدا میکند که غیر از خدا فیض باری تعالی چیزی در وجودش نیست، در نتیجه نظرش از کثرات بریده و همه را یکی بیند و یکی داند، که از مرتبه وحدت لاشریک له به مرتبه وحدت لاشریک له فی الوجود میرسد. دراین مرحله برابر آیه(۷۹) سوره انعام خواهد بود که می‌فرماید: (إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ﴾، به یگانگی حق اعتراف دارد که من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمانها و زمین را آفریده، من در ایمان خود خالصم، و از مشرکان نیستم! عزالدین کاشانی گوید: توحید دارای مراتبی است: ایمانی، علمی، حالی و الهی، در مرتبه توحید ایمانی شخص به ذات حق ایمان دارد. و آیات واحادیث را که از دل به آنها اقرار میآورد و بر زبان جاری میکند. توحید علمی: که باطن علم را یقین میداند، و میداند که موجود مطلق نیست بلکه خداوند عالم جل جلاله است، و تمام صفات و افعال در ذات حق محو و نابود می شود. و در این مرحله هر آنچه که از علم وبصرحق می داند، در جمیع صفات وافعال حق است. سوره بقره آیه (۱۸۱)می فرماید: (إِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾ توحید علمی از درجه اعتبار ساقط است، شخص از روی زیرکی تصوری از توحید کند و در اثنای بحث توحید سخن بیارزش میگوید، توحید علمی در پایینترین مرحله توحید حالی قرار دارد. برابر آیات (۲۷ و ۲۸) سوره مطففین (وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِیمٍ، عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ﴾، اما توحید حالی وصف لازم ذات موحد است، که تمام رسوم وجود او از بین می رود و در غلبه اشراق نور علم توحید در نور حال پنهان می گردد. (ر. ک، سجادی، ۱۳۸۹: ۲۶۷ – ۲۶۸)

 

 

عِلْـمُ و صِـفَت وَاقِـع وَ تَحـْتِ ذَاتَن

 

 

 

کِـی شِنَـاسَـای ذَاتْ حَدِ صَفَاتِن

 

 

 

۱) ترجمه بیت: علم به شناخت خداوند و بیان اوصاف کمال و جمال خداوند تحت تأثیرذات باری تعالی میباشد، علم وصفت محدود به ذات خداوند است و چه کسی توان شناخت صفات ذات اقدس الهی را دارد.
۲) نکات بلاغی: کلمات ذاتِن با صَفَاتن: کلمه قافیه است (واج ت روی و واج ن) وصل است، صفت با صفات: جناس افزایشی واختلافی(اختلاف مصوت کوتاه با بلند) است.
۳) شرح مفاهیم عرفانی: از دیدگاه شیعه ذات اقدس الهی به یک سلسله از صفات متصف گردیده است؛ زیرا صفات حق عین ذات اوست امّا عارض بر آن نیست. لاهیجی گوید: صفات واجب عین ذات حق است، یعنی کاری در غیر واجب از ذات به اعتبار قیام صفت ازآن ذات الهی ناشی میشود، از ذات مجرد خداوند بیقیام صفتی به او ناشی میشود. درنتیجه لفظ علم در واجب ناشی میشود؛ از ذات به اعتبار اثر صفت علم بر او ولفظ عالِم در لغت عبارت است از: ذاتی که مفهوم علم بر آن ثابت شده باشد، وشیعه زاید بودن صفت حق را نمیپذیرند و آن را رّد میکنند. حضرت امام صادق در این مورد بیان زیبایی دارد که میفرمایند: خداوند شنوا وبینا است، شنوا به غیر است و بینا به غیر وسایل است، بلکه خداوند به نفس خودش میبیند و میشنود. و یا ابن عربی زاید بودن صفات بر ذات حق را ناشی از سرگردانی وحیرانی میداند که این افراد درکی محدود در حد ذهن خود دارند. شیخ صدوق در اثبات صفات ذات می گوید: حیّ، سمیع، بصیر، علیم و…، نفی صفات بیان می کند و هم وحدانیّت حق را اثبات می نماید جایز نیست گفته شود، خداوند مرید وشایی بوده، بلکه شایسته است گفته شود خداوند قادر عالم بوده؛ زیرا صفات فعلیّه اراده و مشیت خداوند همانند صفات ذات خداوند نیست. (ر.ک، فتح الهی، ۱۳۸۰: ۷۳ – ۷۵)، ذات خداوند موصوف به علم است، بدون این که بتواند بر او احاطه کند و یا با چشم سر او را ببیند، بلکه خداوند موجود است به حقایق ایمان بدون احاطه و دگرگونی، امّا چشم دل خداوند را در جهان آخرت میبیند و خلق از درک ذات حق عاجز است، قلب خدا را میشناسد امّا عقل ناتوان است، ذات حق موصوف به علم است بدون این که بتوان به کمک حواس آن را درک کرد، مخلوقات حق از کنه ذات حق ناتوان ومحروماند. دل: خداوند را به یگانگی میشناسد امّا عقل نمی تواند آن را درک کند و ناتوان است. (کشف المحجوب، ۱۳۸۹: ۴۱۵ – ۴۱۶)

 

 

عِلْم هَمْ عَاجِزَن ژَ اِدْراکِ ذَات

 

 

 

چُون ذَات مُحیطَن مَحَاط لِیش صَفَات

 

 

 

۱) ترجمه بیت: همچنین علم ازدرک ذات حق ناتوان بود چون که ذات باری ـ تعالی ـ آن را احاطه کرده و ذات صفات خداوند را درخودش محدود کرده است.
۲) نکات بلاغی: ذَات با صفات: کلمه قافیه است، عاجِزَن: عاجز ناتوان، مَحیط ومَحاط: جناس اشتقاق و اختلافی، لِیش: خودش، تکرار واج: (م، الف).
۳) شرح مفاهیم عرفانی: علم: دانش، دانستن در معنی عرفانی به گفته کاشانی علم مقتبس از نور پیامبر حق است که در دل عارف حق وارد میشود، که راه یابد به حق یا به کار حق و یا در حکم حق در نتیجه این علم خاص انسان است. علم همان عقل و نوری است که خیر و شر را از هم تشخیص میدهد. علمی که میان صلاح و فساد امور اخروی است آن خاصه مؤمنان است، علم مشترک میان مؤمن وکافر عقلی است که تشخیص میان صلاح و فساد امور دنیوی است، علم زمانی ضرراست که برای دنیا باشد و زمانی سودمند است که برای خدا باشد. منبع علم در دل است و ظهور آن به محافظت آداب حضرت عزت متعلق است. از قلب منور ونفس مطهر حضرت پیامبر فیض علوم واحوال و اخلاق و اعمال در قلوب ونفوس امت روان شدکه به کمال متابعت رسول علیه السلام استعداد کامل پیدا کرده است. (ر.ک، سجادی جعفر، ۱۳۸۹: ۵۸۶ – ۵۸۹)
پایان نامه - مقاله - پروژه
انواع علم: علم الیقین و عین الیقین، این بیان عبارتی ازعلم به یقین: علمی است که درستی آن برای خود علم درست نباشد، وچون علم به حاصل شد پنهان در آن عین آشکار است که ازآنچه مومنان در باره من میدانند، همین صفت هایی است که امروز میدانند. اگربرخلاف این ببینند یا رؤیت کنند فردا صحیح نباشد، و اگر امروز علم درست نباشد این خلاف توحید باشد، ازآنچه امروزعلم اخلاق به آن درست باشد، و فردا دیدن او صحیح باشد. پس مراد این گروه ازعلم الیقین علم به احکام و اوامر معاملات دنیاست، و عین الیقین علم به مردن وجان دادن ودنیا را ترک کردن است، و مراد ازحق الیقین علم به دیدن و مشاهد اهل بهشت است. (ر.ک، هجویری، ۵۵۷: ۱۳۸۹)

 

 

علـم وحـکمت بهـرراه وبـی رهیست

 

 

 

چون همه ره باشد آن حکمت تهی است

 

 

 

 

 

 

 

(مثنوی۶/۱۷۵۶)

نظر دهید »
دانلود پایان نامه درباره تحلیل حقوقی قراردادهای باز در نظام حقوقی ایران ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

دانشکده معارف اسلامی و حقوق
پایان نامه دوره کارشناسی ارشد رشته معارف اسلامی و حقوق
گرایش حقوق خصوصی
تحلیل حقوقی قراردادهای باز در نظام حقوقی ایران و کامن لا
استاد راهنما
دکتر سید بهزاد پورسید
استاد مشاور
دکتر ربیعا اسکینی
دانشجو
سید علی اکبر طبایی عقدا
شهریور ۱۳۹۳
کلیه حقوق اعم از چاپ و تکثیر، نسخه‌برداری، ترجمه، اقتباس و… از این پایان‌نامه کارشناسی ارشد برای دانشگاه امام صادق(ع) محفوظ است.
پایان نامه - مقاله - پروژه
نقل مطالب با ذکر مأخذ بلامانع است.
چکیده
نگرش اقتصادی به حقوق قراردادها در زمینه انعقاد قرارداد به دنبال خود نظریه قرارداد ناقص را به وجود آورد. بدین ترتیب رویکرد سنتی که انعقاد قرارداد را محصول برخورد ارادههای حاوی تمام شرایط اساسی انعقاد عقد میدانست تا حدودی تعدیل و مکتب اقتصادی با تکیه بر معیار کارایی و ارائه تحلیلهای اقتصادی، قواعد حقوقی را با منطق انعطاف پذیری همراه کرد. نتیجه آن ایجاد نهاد قرارداد باز بود که با قابلیت انعطاف و سازگاری با شرایط و تحولات آتی بازار، کارآمدی و مطلوبیت را تضمین میکند. از این رو قرارداد خود اداره آینده را حسب شرایطی که ممکن است رخ دهد برای دو طرف، تأمین میکند. بی آنکه به اختلاف در روابط آنها بینجامد.
قرارداد باز که مقررات مربوط به آن در قانون متحدالشکل تجاری با عنوان «شروط تکمیل کننده» تدوین شده است، یک چهارچوب قراردادی است که به موجب آن برخی از موضوعات در زمان انعقاد به صورت باز طراحی میشوند و بر اساس شیوه های موجود در نظامهای حقوقی تکمیل میشوند و میتوان عقود معینی را در آن جای داد. بنابراین از نظر ماهیت حقوقی قرارداد است و تحلیل آن بر مبنای روابط حقوقی پیش از قرارداد یا توافقهای مقدماتی و قرارداد مستقل خصوصی وفق ماده ۱۰ ق.م. نادرست به نظر میرسد. این قراردادها برای طرفین الزامآور و نسبت به اشخاص دیگر قابل استناد هستند. اگرچه برخی از موضوعات آن در زمان عقد مسکوت گذاشته و با ابهام روبه‌رو است، نظریه کفایت علم اجمالی اصل لزوم علم تفصیلی را تعدیل میکند. در ادامه قواعد تکمیلی انعطاف پذیر و مقامات قضایی این خلأها را حسب شرایطی که پیش میآید تکمیل میکنند.
واژگان کلیدی: قرارداد باز، شروط باز، شروط تکمیل کننده
فهرست مطالب صفحه
۱ مقدمه ۱
۲ فصل نخست: کلیات ۴
۲.۱ مبحث نخست: مفهوم شناسی ۵
۲.۱.۱ گفتار نخست: مفهوم قرارداد ۵
۲.۱.۱.۱ قرارداد در حقوق سنتی ۶
۲.۱.۱.۱.۱ قرارداد ناقص ۶
۲.۱.۱.۱.۲ قرارداد کامل ۷
۲.۱.۱.۲ قرارداد در حقوق اقتصادی ۸
۲.۱.۱.۲.۱ قرارداد ناقص ۸
۲.۱.۱.۲.۲ قرارداد کامل ۹
۲.۱.۱.۳ نظریه پیشنهادی قرارداد ۹
۲.۱.۱.۳.۱ تشکیل قرارداد ۱۰
۲.۱.۱.۳.۲ ضمانت اجرا ۱۱
۲.۱.۱.۳.۲.۱ مفهوم خسارت کامل ۱۲
۲.۱.۱.۳.۲.۲ مفهوم اتکا ۱۲
۲.۱.۲ گفتار دوم: مفهوم خلأ و شکاف در قرارداد ۱۳
۲.۱.۲.۱ مفهوم خلأ و شکاف ۱۳
۲.۱.۲.۲ اقسام خلأ ۱۳
۲.۱.۲.۳ روش های مواجهه با خلأها در قرارداد ۱۴
۲.۱.۲.۳.۱ کم کردن مدت قرارداد ۱۵
۲.۱.۲.۳.۲ توافق بر توافق در آینده ۱۵
۲.۱.۲.۳.۳ استفاده از قراردادهای جایگزین ۱۵
۲.۱.۲.۳.۴ پر کردن خلأها از سوی دادرس ۱۶
۲.۱.۲.۳.۵ تدوین قواعد تکمیلی از سوی مقنن ۱۶
۲.۱.۲.۳.۵.۱ مبانی نظری قواعد تکمیلی ۱۶
۲.۱.۲.۳.۵.۱.۱ حاکمیت اراده ۱۶
۲.۱.۲.۳.۵.۱.۲ کارایی اقتصادی ۱۷
۲.۱.۲.۳.۵.۲ اقسام قواعد تکمیلی ۱۸
۲.۱.۲.۳.۵.۲.۱ قواعد تکمیلی کیفری ۱۸
۲.۱.۲.۳.۵.۲.۲ قواعد تکمیلی مفروض ۱۸
۲.۱.۳ گفتار سوم: مفهوم قرارداد باز ۱۹
۲.۱.۳.۱.۱ مفهوم قرارداد باز ۱۹
۲.۱.۳.۱.۱.۱ شروط تکمیل کننده ۱۹
۲.۱.۳.۱.۱.۲ قرارداد ناقص و قرارداد باز ۲۰

نظر دهید »
مطالب پایان نامه ها درباره : بررسی تأثیر رضایت مشتری، اعتماد، ارزش ویژه و تصویر ...
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

اما با تمام اینها مزایا و منافعی که در اثر بلوغ مشتریان در شرکت‌ها و در بلند مدت حاصل می‌شود دارای اجزای زیر است (کوراینتنز[۱۸]، ۱۹۹۸):
هزینه های جذب: این هزینه‌ها شامل قیمتی است که شرکت در بازار اول برای جذب هر مشتری متحمل می‌شود. این قیمت شامل هزینه های تبلیغ مستقیم، کمیسیون فروش، نیروهای فروش ترفیعات و … است، که مستقیما برای جذب این مشتریان پرداخت می‌شود این هزینه در سال اول نمی‌تواند توسط درآمد های حاصله تسویه گردد.
دانلود پروژه
سود پایه: به ما به التفاوت درآمد های حاصل از فروش نهایی شرکت و هزینه­ های شرکت در سال دوم مربوط می‌شود.
رشد درآمد: سود واقعی در حقیقت از آنجا ناشی می‌شود که مشتری خرید های به مقدار و انواع بیشتر انجام می‌دهدو ارزشهای حاصل از وفاداری خود را نشان می‌دهد.
صرفه جویی: شرکتها و مشتریان هر دو با افزایش تجربه یاد می‌گیرند که چطور عملکرد موثرتری داشته باشند و صرفه جویی‌های اقتصادی در خصوص سرعت و زمان و… صورت می‌گیرد.
مراجعات: افزایش قدرت پیش بینی شرکت‌ها از طریق مشتریان، وفادار و کاهش ریسک مشتریان برای بازگشت مجدد خرید، در کل به بهبود نرخ بازگشت سرمایه شرکت و افزایش سود عملیاتی شرکت‌ها منجر می‌شود.
صرف قیمت: مشتریان وفادار اغلب تمایل به پرداخت دارند و برای استفاده از کوپن های تخفیف و دیگر ابزارهای ترفیعی، علاقه اندکی از خود نشان می‌دهند. در حقیقت آنها به قیمت حساس نیستند. هسکت و همکاران[۱۹] وی (۱۹۹۴) مدلی تحت عنوان زنجیره خدمت و سود ارائه کرده‌اند؛ که نشان می‌دهد چگونه کیفیت خدمت باعث افزایش رضایت کارکنان و بهره وری آنان و در نتیجه افزایش رضایت مشتری می‌شود تا حدی که به وفاداری و در نتیجه سود آوری شرکت‌ها منجر گردد (پالمر[۲۰]، ۲۰۰۲).
وفاداری مصرف کننده تابعی از برتری محصول دریافت شده و اثرات هم افزایی آن می باشد. مورگان در سال ۲۰۰۰ اظهار داشت اصطلاح وفاداری می تواند به طرق مختلفی تفسیر شود، وفاداری می تواند هم به صورت رفتاری و هم به صورت نگرشی باشد (اولیور، ۱۹۹۹). سازمان‌ها می‌توانند بدون پرسش مستقیم درباره سلایق مشتریان وفاداری آن‌ها را از طریق بررسی بازخوردها افزایش دهند. جیل گریفین[۲۱] نیز در کتاب خود تحت عنوان"دوازده قانون وفاداری مشتری” پیشنهادات خود را ارائه داده‌است .(الهی و حیدری، ۱۳۸۴) ابتدا در کارکنان سازمان ایجاد وفاداری کنید.

 

    • قانون ایجاد وفاداری در کارکنان این است که ابتدا به کارکنانتان خدمت کنید تا به نوبه خود آنها به مشتریان خدمت کنند.

 

    • قانون ۲۰/۸۰ را اعمال کنید. براساس قانون پاره تو ۸۰% درآمد سازمان از ۲۰% مشتریان آن به دست می‌اید. سازمان هوشمند مشتریانش را براساس ارزش آنها بخش بندی کرده و فعالیتی‌های خود را به نحوی اعمال می‌کند که مطمئن گردد با ارزش ترین مشتریان سهم بالایی ازمحصولات و فعالیتهای ترویجی شرکت را به خود اختصاص می‌دهند.

 

    • مراحل ایجاد وفاداری را شناخته اطمینان حاصل کنید مشتریان در این مراحل حرکت می‌نمایند. مشتریان در یک گام زمانی به سازمان‌ها و کالاها و خدمات آن وفادار می‌شوند. با شناخت مرحله فعلی وفاداری مشتری می‌توان اقدامات بعدی حرکت به سمت وفاداری را بهتر تعیین کرد.

 

    • ابتدا خدمت کنید سپس کالایی را بفروشید. مشتریان باید این احساس را به دست بیاورند که با سازمانی کار می‌کنند که مطلوب بهره ور و دارای کالاها و خدمات منحصر به فرد می‌باشد و اگر زمانی چنین ویژگی‌هایی را نداشته باشند، مشتریان شرکت را ترک خواهند کرد.

 

    • شکایات مشتریان را به صورت پیشگیرانه دنبال کنید. اکثرسازمان‌ها تنها می‌توانند به ۱۰% شکایات مشتریان دسترسی پیدا کنند .۹۰% شکایات به سازمان‌ها گوشزد نشده و به شکل‌های مختلفی آنها را تحت الشعاع قرار می‌دهد که این باعث دور شدن مشتریان بالقوه می‌شود.

 

    • پاسخگویی را تقویت نمایید. تحقیقات نشان می‌دهد پاسخ گویی سازمان‌ها بر روی ادراک عمیق تری از خدمات سازمان اثرات بسیاری دارد.

 

    • تعریف مشتریان را از ارزش بشناسید. رمز وفاداری ارائه ارزش است. شناختن تجربیات مشتریان از ارزش‌ها و ارائه چنین ارزش هایی برای ایجاد وفاداری در مشتری حیاتی است.

 

    • مشتریان از دست رفته را بازگردانید. برگرداندن مشتریان از دست رفته منبع افزایش تدریجی درآمد در بسیاری از موسسات است.

 

    • مسیرهای متعددی را برای خدمت به مشتریان استفاده کنید.امروزه مشتریان انتظار دارند از مسیری به مسیر دیگر رفته و خدمات عالی دریافت کنند.

 

    • به اعضای خط تماس با مشتریان مهارت‌های اجرایی را بیاموزید. مراکز تماسی که ارتباطی چند مسیری را به همراه دارد (تلفن، فکس، وب و پست الکترونیک) در حال افزایش است. بدیهی است که عاملان فروش باید به مهارت‌هایی تجهیز شوند که بتوانند پاسخ مناسبی را به صورت دوستانه و مفید عرضه نمایند.

 

    • با شرکای مسیرهای توزیع خود همکاری کنید. در یک بازار پیچیده یک موسسه غالبا به عرضه‌کنندگان بسیاری وابسته است که در جهت خدمت به مشتریانش به آن کمک می‌کنند.

 

    • داده های خود را در یک پایگاه متمرکز ذخیره کنید. برای اجرای موثر استراتژی و ایجاد وفاداری در مشتری، داده‌های جمع آوری شده از تمام مسیرهای تماس مشتری، باید در یک پایگاه داده متمرکز، جمع‌بندی شوند.

 

البته برای ایجاد وفاداری دانستن مفاهیم مربوط به رضایت مشتری ضروری می‌باشد رضایت و وفاداری مشتری دوروی یک سکه‌اند. رضایت مشتری منجر به موفقیت سازمان در راه طولانی و دشوار رسیدن به وفاداری مشتری است و وفاداری مشتری منجر به سودآوری سازمان در طول عمر فعالیت آن خواهد شد. ریچارد اولیور مفهوم وفاداری را به اینگونه تعریف می کند: حفظ تعهد عمیق به خرید مجدد یا انتخاب مجدد محصول یا خدمات، به طور مستمر در آینده، به رغم اینکه تأثیرات موقعیتی و تلاش های بازاریابی، به صورت بالقوه می تواند باعث تغییر در رفتار مشتری شود (اولیور، ۱۹۹۹). با ارائه تعریف وفاداری مشتری، می توان اظهار داشت وفاداری با سه عنصر زیر همراه است:
ـ عنصر رفتاری مشتری که همان تکرار عمل خرید است
ـ عنصر نگرشی مشتری که همان تعهد و اطمینان مشتری است
ـ عنصر در دسترس بودن که با گزینه های زیاد برای انتخاب و انجام عمل خرید همراه است
رویکرد نگرشی به سه قسمت مجزا تقسیم می شود:

 

    • وفاداری شناختی: به رفتار مشتری منجر شده و به باور مشتری مربوط می شود

 

    • وفاداری احساسی: به تعهد و اعتماد به برند مشتری منجر شده و به احساس وی مربوط می گردد

 

    • وفاداری کنشی: به قصد مشتری برای انجام عمل خرید در آینده مربوط می شود (کارولین، ۲۰۰۲).

 

مشتریانی که احساس می­ کنند از یک محصول یا خدمت، ارزش کسب می­ کنند، وفاداری شان گسترش می­یابد. وفاداری، در جای خود، حافظه‌ای را که به منافع مشترک بالاتر تبدیل می­ شود، پرورش می­دهد. ریچلد و ساسر (۱۹۹۰) به این نتیجه رسیدند که پیمان شکنی­های مشتری بر عملکرد مالی سازمان نسبت به عوامل دیگر تأثیری قوی دارد.
در جهت کسب مشتریان مهم است که بدانیم دلیل این که مشتریان ما را ترک می کنند چیست. اگرچه مشتریان وفادار عموما راضی هستند، اما دامنه رضایت، ضرورتاً به رفتارهای وفاداری منجر نمی شود. بر طبق تجزیه و تحلیل الیور (۱۹۹۹)، رضایت، اولین مرحله ضروری در شکل گیری وفاداری است اما دیگر عوامل هم می توانند بر روابط مشتریان با سازمان‌ها همچون تصمیم گیری (یا قطعیت) شخصی و پیوند اجتماعی تأثیر بگذارند.
دالتون[۲۲] (۲۰۰۳) سه عامل که در وفاداری مشتری نقش دارند را عنوان می‌کند: ارزش، اعتماد به برند، و معروف بودن. او بیان می کند که مشتریان به افرادی که برای حل مشکلات کمک می کنند وفادارند. این وفاداری گاه تا بیش از آنچه انتظار می‌رود گسترش می‌یابند. با توجه به اعتماد به برند، دالتون اضافه می کند ، “ما به افرادی که معتمد ما هستند، وفاداریم، کسانی می دانیم که به طرف ما خواهند آمد و منافع ما را در اولویت قرار خواهند داد". او بیان می کند اگر ارائه دهندگان خدمات یا محصولات نیازهای مشتریان را برآورده کنند مشتری وفادار خواهد شد.جانز و فارکوهر[۲۳] (۲۰۰۳) می گویند اگر اندکی مشتری محوری وجود داشته باشد،احتمال این که مشتریان حفظ شوند، بیشتر است. باتوجه به اینکه امروزه کارکنان کیفیت خدمات را بطو موثر و اثر بخش ارائه می‌دهند، با افزایش ( رقابت، نیاز به وفاداری مشتری و حفظ مشتری مهمتر می‌شود (تراسوراس[۲۴] و همکاران، ۲۰۰۹).
۲ـ۲ـ۱ـ وفاداری نگرشی در مقابل وفاداری رفتاری
“کلر (۱۹۹۸) تصدیق می‌کند وفاداری به نام تجاری، به صورت تاریخی، معمولاً به صورت ساده‌ای از طریق رفتارهای خرید اندازه گرفته شده‌است". همچنین بیان می‌کند که وفاداری مشتری می‌تواند وسیع‌تری از یک رفتار خرید ساده باشد. این امر بیانگر دو مفهوم جداگانه ، شامل ترجیحات نام تجاری (که بعداً از آن به عنوان وفاداری نگرشی یاد شده) و سهم بازار (که وفاداری رفتاری نام گرفته‌است) می‌باشد. بالینجر و رابینسون (۱۹۹۶) می‌گویند مفهوم وفاداری دربرگیرنده‌ی عناصر رفتاری و نگرشی بوده و برتر از تعاریفی که فقط برپایه‌ی رفتار است، توانایی پیشگویی تصورات وفادارانه‌ی مشتری را دارد. ملنز و همکاران (۱۹۹۶) وفاداری رفتاری را وفاداری به نام تجاری از طریق خرید قابل مشاهده در طی یک دوره و وفاداری نگرشی را بر اساس بیان ترجیحات، تعهد یا قصد خرید تعریف می‌کنند(تراسوراس و همکاران، ۲۰۰۹). بسیاری از پژوهشگران معتقدند که وفاداری رفتاری به تنهایی نمی‌تواند علل واقعی خرید را بیان کند بنابراین ابعاد نگرشی نیز باید مورد توجه قرار گیرد. چادوری و هالبروک (۲۰۰۱) یک مدل از وفاداری نام تجاری ارائه کرده‌اند که بیان می‌کند وفاداری خرید میل به کسب سهم بازار بیشتری برای نام تجاری دارد، درحالی‌که وفاداری نگرشی میل به قیمت بالاتر نام تجاری دارد. مورگان (۲۰۰۰) به صورت مشابه بیان می‌کند که واژه‌ی وفاداری به صور متفاوتی می‌تواند تفسیر شود، طیفی که یک سر آن وفاداری مؤثر (آنچه من احساس می‌کنم) و سر دیگر آن وفاداری رفتاری (آنچه که من انجام می‌دهم) می‌باشد. بر اساس رویکرد رفتاری، وفاداری مشتریان به عنوان یک رفتار تعریف می‌شود. شاخص‌های عملیاتی این رویکرد عبارتنداز: سهم خرید، تداوم خرید و مواردی از این قبیل. از سویی دیگر در رویکرد نگرشی، و فاداری مشتریان به عنوان یک نگرش تعریف شده و شاخص‌های عملیاتی آن عبارتند از: رجحان، قصدِ خرید و تقدم عرضه کننده (تراسوراس و همکاران، ۲۰۰۹).
۲ـ۲ـ۲ـ برند و وفاداری به برند
۲ـ۲ـ۲ـ۱ـ برند
یکی از مهمترین استراتژی‌های هر سازمانی برای پیروزی در نبرد تجارت تدوین مدیریت و چشم انداز نام تجاری خود است. نام تجاری به عنوان رکن و اساس بازی رقابتی امروز، عنصری است که باید به دقت تعریف، ایجاد و مدیریت شود تا سازمان و شرکت‌ها بتوانند با تکیه بر این ستون خیمه‌گاه کسب و کار خود، هرچه بیشتر سودآوری را رقم بزنند (به‌آبادی، ۱۳۸۸). برند یا نام تجاری، عبارت است از یک اسم، اصطلاح، علامت، نشان یا طرح که با هدف شناسایی و تمییز دادن کالا یا خدمات یک سازمان از کالا و خدمات مشابه سازمان دیگر بکار می‌رود و موجب متمایز شدن آنها خواهد شد (کاتلر،۱۳۸۴). یک نام تجاری به نوعی قسمتی از یک علامت تجاری است که قابل اداکردن است ولی یک نشان تجاری را نمی‌توان به زبان آورد و تنها به منظور شناسایی کالا مورد استفاده است و دارای حقوق انحصاری یا کپی رایت می‌باشد و لذا کلیه حقوق نشر، تکثیر و چاپ آن مشمول قوانین حقوقی خواهد شد (آمبلر[۲۵] و همکاران، ۲۰۰۲). یک نام تجاری درباره کیفیت کالا سخن گفته و لذا خریداران بر این اساس می‌توانند اطمینان داشته باشند که تحت این نام همواره کالایی مشابه با کیفیت کالای قبلی مصرف خواهند نمود، بنابراین تقسیم بازار بر اساس نام و نوع سفارش کالا برای فروشنده آسانتر خواهد بود. یک نام تجاری موجب افزایش ابداع و نوآوری نیز شده و انگیزه لازم برای جستجوی ویژگیهای جدید را به تولید کنندگان خواهد داد و سبب ایجاد تنوع در کالا و امکان حق انتخاب بیشتری برای مصرف کنندگان می‌گردد و با ایجاد رقابت بین مارکهای تجاری مختلف به نوعی جنگ نام‌های تجاری را بوجود می‌آورد (کاتلر، ۱۳۸۴).
آکر [۲۶] (۲۰۰۴) نام و نشان تجاری را سمبلی میداند که با تعداد زیادی دارایی و تعهد ذهنی پیوند خورده‌است و هدف آن شناسایی و تمایز محصول است (کلر[۲۷]، ۱۹۹۸). کاپفرر[۲۸] (۱۹۹۷) بیان می‌کند: « نام تجاری یک کلمه یا یک نماد، ایده و جمله و فهرست طویلی از مشخصه ها، ارزش‌ها و اصول اخلاقی یک محصول یا خدمت را خلاصه می‌کند (میتال و کاماکورا[۲۹]، ۲۰۰۱). یک نام تجاری، چکیده‌ای است از هویت، اصالت، ویژگی و تفاوت.» (کاتلر، ۱۳۸۴). می‌توان گفت که ارزش ویژه‌ی برند بدون شناخت و آزمایش دقیق منابع آن قابل فهم و شناخت نیست چرا که ارزش برند ریشه در دو منبع دارد: الف: سطح تجربه‌ای که یک مصرف کننده از محصول دارد ب: تصویر ذهنی از برند (بودر[۳۰]، ۲۰۰۸). به نظر می‌رسد مدیریت نام تجاری در یک یا دو دهه گذشته کار نسبتاً ساده‌ای بوده‌است. اما در دنیای امروز، مدیریت نام تجاری علاوه بر اینکه از نظر ارزش سهام شرکت، سودآوری و ارزش سرمایه حایز اهمیت است امکان دارد بسیار پیچیده باشد که یکی از دلایل این پیچیدگی ماهیت پویای بازار جهانی امروز است. در تحقیق حاضر تلاش شده تا تاثیر چهار متغیر ارزش ویژه برند، تصویر ذهنی برند افراد از برند، رضایت از برند و اعتماد به برند بر وفاداری خریداران به یک برند خاص بررسی شود.
نام تجاری، دارایی شرکت است که باعث افزوده شدن ارزش محصول نهایی می‌شود. استراتژی نام تجاری قوی برای سهامداران ارزش ایجاد می‌کند و همچنین موجب جذب نخبگان به کار می‌شود. اما از آنجا که یک الگوی استاندارد برای محاسبه ارزش نام تجاری وجود ندارد، درک میزان ارزش آن مشکل است. دو اتومبیل را در نظر بگیرید که در خط تولید یک کارخانه اروپایی تولید می‌شوند. این دو خودرو دارای شکل یکسان و مشابه هستند و روی یک شاسی مشابه سوار شده‌اند. تنها فرق موجود میان آن دو، نام آنهاست. یکی از آنها نامش فیات و دیگری نامش تویوتا کرولا است. بدون درنظر گرفتن کلیه موارد مشابه میان این دو خودرو، تویوتا گرانتر از فیات به فروش می‌رسد. چرا؟ برای اینکه مصرف کنندگان اروپایی به نام تجاری تویوتا اعتماد دارند و حتی حاضرند جهت دریافت آن مبلغ اضافی هم بپردازند. آیا این سناریو، یک اتفاق نادر است؟ امروزه مصرف کنندگان از فروشگاههایی خرید می‌کنند که همه اجناس، از خودرو و رایانه گرفته تا غذاهای حاضری و بطری‌های آب در آنها عرضه شوند (بودر، ۲۰۰۸).
مواجه شدن با انبوه فراوانی از محصولات که به لحاظ کیفیت و شکل یکسان هستند، تصمیم خرید مصرف کنندگان را بدون توجه به خصوصیات آنها به نام تجاری محصولات سوق می‌دهد. در حقیقت، نام‌های تجاری آنقدر در تصمیم گیریهای خرید مصرف کننده دارای اهمیت شده‌اند که به عنوان دارایی شرکت (سازمان) و دارایی اصلی یاد می‌شوند. نام تجاری کوکاکولا دارای ارزشی بالغ بر ۸۴ میلیارد دلار است، که طبق اظهار یک شرکت مشاوره جهانی در زمینه نام‌های تجاری مستقر در نیویورک، این میزان سهم بیش از ۵۹ درصد سرمایه بازار شرکت کوکاکولا را تشکیل می‌دهد (کلر، ۱۹۹۸).
جواناسدون[۳۱] رئیس بخش ارزش گذاری نام تجاری می‌گوید: ” روز به روز بیشتر مشخص می‌شود که نام تجاری مانند سایر دارایی‌ها به عنوان یک دارایی، برای شرکت محسوب می‌گردد، هروقت که به طور صحیح در آن سرمایه گذاری شود، باعث افزایش ارزش محصول نهایی می‌گردد". دیوید ردهیل[۳۲]، مدیر اجرایی ارتباطات جهانی در موسسه لاندورسان واقع در فرانسیسکو اعلام می‌دارد که نام‌های تجاری در گذشته در ترازنام‌ه­ها نمی‌آمدند و مدیران این اطلاعات را قبلاً در حوزه خود نداشته‌اند. وی همچنین می‌گوید:
” وقتی شما نام‌های تجاری نظیر کوکاکولا را می‌بینید که از ارزش بیشتری نسبت به سایر دارائیهای سرمایه‌ای شرکت برخوردار هستند، متوجه خواهید شد که حتماً باید چیز مهمی باشد که مدیران سازمانها به آن ارزش می‌گذارند. احتمالاً شما با یک نگاه سطحی، در می‌یابید چه عاملی نام تجاری را به لحاظ کلیه جنبه‌ها توسعه خواهد داد. در اول صبح، وقتی می‌خواهید برای دویدن بیرون بروید، کفش ورزشی نایک به پا می‌کنید. وقتی به خانه برمی‌گردید، دوش می‌گیرید و لباس یا یک مارک معروف را به تن می‌کنید. با خودرو مدل بالای خود که مارک معروفی دارد، به اداره میروید. شما این محصولات را به صورت اتفاقی انتخاب نکرده‌اید برای اینکه آنها نیازهای اولیه شما را برای لباس (پوشاک) و حمل و نقل (جابجایی) برآورده می‌کنند". همچنین نام تجاری آنها یک کیفیت مطمئن را به شما وعده می‌دهد، به شکلی که شما به آن اعتماد می‌کنید. اما جدای از این درک مبهم از تاثیر نام‌های تجاری بر تصمیمات مصرف کنندگان، ممکن است تعریف دقیقی از نام تجاری و یا شناخت اجزاء متفاوت (متنوع) آن نداشته باشید که در شناخت نام تجاری کمک کند. نام تجاری شامل شهرت محصول، وعده های شرکت به مصرف کنندگان و ارزشهایی است که شرکت نمایندگی آن را برعهده دارد (کلر، ۱۹۹۸).
یک نام تجاری قوی حداقل به مصرف کنندگان می‌گوید که چه انتظاری از یک محصول می‌توانند داشته باشند. برای مثال، نام تجاری مک دونالد کیفیت همیشگی و پایدار را به همراه دارد. همچنین اکثر نام‌های تجاری مصرف کنندگان را به انتخاب محصولات برپایه شخصیت مطمئن و یا خصوصیات زندگی سوق می‌دهد. در این خصوص فکر کنید که: نام تجاری مارلبورو دلالت بر فردگرایی مطلق دارد و یا نایک فلسفـــه ” فقط این را انجام بده” را خاطرنشان می‌سازد. تشخیص این امر مهم است که بدانیم نام‌های تجــــاری صرفاً یک اسم خاص و بسته بندی محصول نیستند. نام‌های تجاری انحصاراً از طریق تبلیغات جذاب یا استراتژی بازاریابی هوشمند توسعه نمی یابند. ردهیل می‌گوید: نام تجاری فقط یک عنوان چاپ شده نیست، شما نمی‌توانید یک محصول یا خدمت یا یک سازمان را در قالب یک رنگ جدید ارائه کنید و از مردم انتظار داشته باشید که هر نوع تغییری را بپذیرند. درک مشتری از نام تجاری به تاثیر کلیه جنبه های یک واحد تجاری باز می‌گردد. نرخ بازگشت مالی یک استراتژی نام تجاری یکپارچه می‌تواند فوق العاده باشد. نام‌های تجاری برای سهامداران به طرق ذیل ایجاد ارزش میکنند:
۱ ـ انتخاب مصرف کنندگان را هدایت می‌کند:
در یک محیط بازار بسیار پیچیده، نام‌های تجاری یک راه میان بـــــر را در فرایند تصمیم گیری مصرف کننده به وجود می‌آورد. در مواجهه با محصولاتی که به لحاظ کلیه جوانب برابر هستند، مصرف کنندگان غالباً برنده هایی را انتخاب می‌کنند کـــــه آن را می‌شناسند، محترم می‌شمارند و تایید می‌کنند. هرچند که این موضوع مدتهاست در صنعت محصولات مشتریان مصداق داشته‌است ـ بیش از ۱۶۰ سال است که در صنعت صابون ایوری این چنین بوده‌است ـ در حال حاضر انتخاب مصرف کننده را در صنایع مختلف مثل خدمات مالی، حمل و نقل، و تجارت الکترونیک هدایت می‌کند. مرکز مشاوره مدیریت مرسر[۳۳] اخیراً از مصرف کنندگان پرسیده‌است با چه نوع شرکتی تمایل دارند، کار کنند؟ مصرف کنندگان پاسخ داده‌اند، به جای شرکت‌هایی که تنوع گسترده در محصولات با قیمت پائین دارند، شرکت‌هایی را انتخاب می‌کنند که برند مورد تائید داشته باشند (کلر، ۱۹۹۸).
۲ـ بر وفاداری مشتریان می‌افزاید:
از آنجا که مشتریان بیشتر نام‌هایی را انتخاب می‌کنند که می‌شناسند، استنباط می‌شود وفاداری مشتریان به شرکتهایی با برند مورد تایید، بیشتر باشد. در نتیجه سود وفاداری مشتری مالی روشنی را برای این‌گونه شرکتها به وجود می‌آورد چراکه هزینه جذب مشتریان جدید، به طور متوسط ۱۰ تا ۲۰ برابر هزینه حفظ مشتریاناست.

نظر دهید »
تحقیقات انجام شده درباره استنادهای قرآنی خطبه فدکیه حضرت فاطمه۹۲- فایل ۱۲
ارسال شده در 15 آبان 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

الفاظ «حمد»، «مدح»، «ثناء» و «شکر» گرچه از نظر معنا به هم نزدیک است، ولی مرادف نیست و تفاوت دقیقی با یکدیگر دارد؛ چنان­که در زبان فارسی نیز واژه «سپاس» که معادل شکر است با واژه «ستایش» که معادل حمد است، فرق ظریفی دارد؛ گرچه مرادف پنداشته می‏شود[۲۶۰].
اجمالاً فرقی که می‌توان بین این سه گذاشت این است که ثناء مفهوم عام­تری از همه این‌هاست. در زبان عربی برای هر مدح و ستایشی می‌توان ثناء را به کار برد؛ خواه ممدوح عاقل باشد یا عاقل نباشد و خواه حیات داشته باشد یا جماد باشد، و نیز خواه برای کار اختیاری باشد یا غیر اختیاری، برای همه این­ها می توان از تعبیر ثناء استفاده کرد؛ اما حمد در جایی گفته می‌شود که کاری خوب از فاعلی با شعور و مختار صادر شود. خواه آن کار سودی به حال حمدکننده داشته باشد یا نداشته باشد؛ ولی شکر اخص از حمد است؛ یعنی ثنایی است که برای کسی که کار خوبی انجام بدهد و نتیجه آن کار خوب عاید ستایش‌گر شود، به­کار می‌رود[۲۶۱].
پایان نامه - مقاله - پروژه

۲٫۱٫۳٫ استنادهای قرآنی حمد وثنا

حضرت فاطمه برای شروع بیانات خود می­فرمایند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَنْعَمَ » که این فرمایش ایشان نظر بر این آیات شریفه دارد: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ[۲۶۲]، ونیز چنان­که در پی خواهد آمد آیاتی که در آن­ها عبارت «الْحَمْدُ لِلَّهِ» آمده نیز به­سبب عطای پاره­ای از نعمت­ها، خداوند متعال مورد در آن­ها مورد حمد وستایش قرار گرفته است. برای نمونه تعدادی از این آیات ذیلاً آورده می­ شود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ…[۲۶۳]
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ…[۲۶۴]
…الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا… [۲۶۵]
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی أَنْزَلَ عَلى‏ عَبْدِهِ الْکِتابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً [۲۶۶]
…الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ[۲۶۷]
وَ لَقَدْ آتَیْنا داوُدَ وَ سُلَیْمانَ عِلْماً وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی فَضَّلَنا عَلى‏ کَثیرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنین [۲۶۸]
… الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ…[۲۶۹]
… الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعْدَهُ [۲۷۰]…
در آیات قرآن کریم، کسانی را که از خدا و رسول او اطاعت کنند، و همچنین شماری از انبیاء الهی را در زمره نعمت­داده شدگان معرفی کرده ­اند:
وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ [۲۷۱]…
أُولئِکَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ[۲۷۲] …
لفظ ثنا و مشتقات آن به معنایی که ذکر شد در قرآن کریم نیامده است. عبارت «یَثْنُونَ[۲۷۳]»، «یَسْتَثْنُون[۲۷۴]»، «مثنى» و… هم که از ریشه (ث ن ی) در قرآن کریم آمده­اند از نظر معنایی با ثنا ترادف وتشابهی ندارند.

۳٫۱٫۳٫ نعمت­های فراگیر الهی

«مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَاوَ تَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا»
حضرت زهرا خطبه را با حمد خدا به انعام، وشکر به الهام، وثنای او به خاطر تقدیمش آغاز می­ کنند و به دنبال آن از عموم نعمات سخن می­گویند که خداوند متعال آغازگر وپدید آورنده آن نعمات بوده است.
دسته­ای از نعمت­های خداوند، نعمت­هایی است که ابتدا متنعم شرایط پذیرش آن­را پیدا می‌کند بعد خدا آن نعمت را به او عطا می‌کند؛ ولی بعضی از نعمت­هاست که خداوند قبل از این‌که متنعم لیاقت درک آن­را پیدا کند آن نعمت را می‌آفریند.
در تفاوت نعمت­هاى عمومى و خصوصى چنین بیان شده است: که در نعمت­ها و رحمت­هاى خصوصى لازم است که سابقه و مقتضى و زمینه‏اى موجود باشد، مانند: توفیق دادن به­ امور خیر، و آماده کردن وسائل عبادت، و امثال این­موارد.
ولى در نعمت­هاى عمومى لازم است که وجود آن­ها پیش از وجود افراد باشد، تا افراد پس از پیدایش از آن­ها استفاده کنند، مانند: آب و هوا، اشجار، آفتاب و حیوانات، که زندگى انسان­ها متوقف به­ موجود بودن و حاضر شدن آن­هاست[۲۷۵].
در این فراز حضرت به ­جای این‌که خود نعمت­ها را ذکر کنند و آن­ها را به­ این‌که همگانی هستند توصیف کنند، ابتدا بر همین عمومیت نعمت­ها تکیه می‌کنند و می‌فرمایند: «مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا».
این جمله از خطبه شریفه به دو نکته اشاره دارد:
نعمات الهی بر دو قسم هستند؛ یک قسم نعمت­هایی است که بنده از خداوند تقاضا می‏کند و خداوند عنایت می‏کند، این نعمت مسبوق به درخواست است. و قسم دیگرمسبوق نیست و بدون درخواست بنده، به او عطا می‌شود.

 

    1. قسم دیگر نعمت­ها، نعمت­های عمومی هستند که بدون درخواست عنایت می‏شود و شامل همه موجودات می‌شود؛ و حضرت زهرا در این فراز از خطبه اشاره به این نوع نعمت دارند[۲۷۶].

 

آیت الله حسینی زنجانی در شرح این فراز از خطبه درباره نعمت­های عمومی چنین می­نویسند:
« مراد از نعمت های عمومی، عبارت از نعمت­هایی است که آن­ها قائم به ­یک فرد نیست و استفاده از آن عمومی است، مانند: نعمت هوا، آب، آفتاب، باران و مانند این­ها که شامل همه موجودات می­گردد. بنابراین نعمت های عام در برابر نعمت هایی است که مخصوص افراد است، مانند نعمت بینائی و شنوائی و عقل. و نیز می­توان گفت مراد از نعمت های عمومی نعمت­های مزبور و نعمت­هایی است که قائم به­فرد می­ شود اما به­اعتبار این­که به­ اکثریت بشر داده شده و محرومان از آن در اقلیت­اند.
مراد از ابتدایی بودن نعمت­ها آن نیست که در مقابلِ عوض و از راه استحقاق باشد چنان­که از عبارت دعا فهمیده می­ شود: « یَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ‏ اسْتِحْقَاقِهَا[۲۷۷]: ای ابتداء کننده به نعمت­ها قبل از استحقاق آن­ها» بنابراین نعمت­های خدای مهربان چنین نیست که چون شخص استحقاق داشته باشد؛ و لازمه ی استحقاق، عطای نعمت الهی بوده و نعمت در مرتبه بعد از استحقاق باشد. زیرا داشتن حق در موردی صحیح است که شخص از ناحیه خود چیزی را دارا باشد و آن­را به­ رایگان و یا در برابر عوض به کسی بدهد. در چنین موردی حقی برای دهنده ثابت است[۲۷۸].»
«وَ سُبُوغِ آلَاءٍ أَسْدَاهَا وَ تَمَامِ مِنَنٍ أَوْلَاهَا»
این جمله عطف به جمله قبلی است، یعنی: «ثناء و ستایش خدای را به آن­چه پیش فرستاده است، از عموم نعمت­هایی که ابتداء به بندگانش تفضل فرموده و فراوانی نعمت­هایی که اعطا کرده است.
در جمله «و سبوغ آلاء اسداها» به نعمت­های سازگار و هماهنگ باهم که برای رفاه و آسایش و آرامش آدمی و سایر موجودات آفریده شده ­اند، اشاره شده و ذهن و دل مخاطب را متوجه همگونی نعمت­ها با
یکدیگر و با نیازهای انسان می­نماید[۲۷۹]. لذا «سبوغ آلاء اسداها» همان بهره­مندی و استفاده از همه نعمات است که سراسر هستی راپوشانده است.
حضرت صدیقه طاهره دراین فراز به ­یکی از حقایق قرآنی اشاره می­فرمایند: فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ[۲۸۰]
که بیان می­ کند همه موجودات جهان آفرینش در کمال ارتباط و بستگی به ­همدیگر هستند که همان مفهوم واقعی (سبوغ: نه کم و نه زیاد) می­باشد.
لذا دراین فراز صدیقه طاهره رسایی نعمت­های الهی را که موزون و به اندازه احتیاجات است به نظر آورده و در برابر آن­ها ستایش و ثنا می­نماید[۲۸۱].
در معنای اولاها گفته­اند: «أولاها:أی تابعها باعطاء نعمه بعد اخرى بلا فصل[۲۸۲]» بخشیدن پی درپی نعمت یکی پس از دیگری و بلافصل[۲۸۳].
حضرت زهرا اول واژه «نعم»، سپس واژه «آلاء» و بعد واژه «منن» را به­کار برده‌اند؛ یعنی واژه‌های بعدی به ترتیب بار معنایی بیشتری دارند. این از مراتب فصاحت کلام است که وقتی چند واژه مشابه را به کار می‌برند، تدریجاً از ضعیف به قوی سیر کنند. اعطای نعمت هم باز با واژه‌های مختلفی بیان شده است و این نشان می‌دهد که آن کسی که این واژه‌ها را به کار گرفته تسلط بالایی بر کلام، لغات و ترکیبات داشته است[۲۸۴].

۴٫۱٫۳٫ استنادهای قرآنی تعمیم نعمت­ها

«مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَهَا»
این فراز از خطبه حضرت زهرا، به آیاتی از قرآن کریم که از نعمت­های عمومی - که بدون
درخواست عنایت می‏شود و شامل همه موجودات می‌شود- خداوند متعال سخن گفته­اند، تلمیح دارد.
آیات شریفه­ای که در ذیل می­آیند از این دسته­اند:
وَ ما بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللَّهِ[۲۸۵] ..
از جمله نعمت­های عمومی خداوند که در آیات قرآنی بدان­ها اشاره شده است، به این موارد می­توان اشاره کرد:
رزق عمومی: بعضی از افاضات خدای سبحان همه را (بخواهند یا نخواهند) فرامی‌گیرد؛ مانند رزق عمومی که حیوانات نیز از آن بهره‌مندند[۲۸۶] : وَ ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها[۲۸۷]
هدایت عمومی و فراگیر:
اشیاء به­وسیله هدایت عمومى الهى به سوى هدف و اجل­هاى خود سوق داده مى‏شوند و هیچ موجودى از تحت این قانون کلى خارج نیست، و خداى تعالى این هدایت را براى هر موجودى حقى بر عهده خود دانسته و او خلف وعده نمى‏کند، هم­چنان که فرمود: إِنَّ عَلَیْنا لَلْهُدى[۲۸۸]‏ همچنین براساس این آیه شریفه خداوند نوع بشر را به سوى کمال حقیقی­اش هدایت نمود، زیرا به حکم آیه قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى[۲۸۹] یکى از شئون خدایى خدا این است که هر چیزى را به آن نقطه‏اى که خلقتش را تمام مى‏کند هدایت نماید، و یکى از چیزهایى که خلقت آدمى با آن تمام مى‏شود، و اگر نباشد خلقتش ناقص مى‏ماند، این است که در دنیا و آخرت به سوى کمال وجودش هدایت شود. آیه شریفهوَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبیلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعینَ[۲۹۰] نیز بر هدایت عمومی دلالت می­ کند.
ومقصود از این که «برخداست قصد سبیل»، این­ است که بر خدا واجب است که سبیل قاصد و راه مستقیم را براى بندگانش معین کند، تا آن راه، ایشان را به سعادت و فلاح بکشاند، و چون حاکمى غیر از خدا نیست که او را محکوم به این واجب کند، پس او خودش بر خود واجب کرده است که راهى براى بندگان خود قرار دهد و ایشان را به­سوى خود هدایت کند، هم­چنان که قرار داده است[۲۹۱].

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 100
  • 101
  • 102
  • ...
  • 103
  • ...
  • 104
  • 105
  • 106
  • ...
  • 107
  • ...
  • 108
  • 109
  • 110
  • ...
  • 129

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 سوالات قبل از خواستگاری
 فروش نرم‌افزار آنلاین
 پیشگیری از خودمحوری در رابطه
 وابستگی ناسالم عاطفی
 زیباترین نژادهای گربه
 طراحی وب درآمدزا
 ویرایش ویدئو آنلاین
 مدیریت لینک‌های خروجی
 بازاریابی وابسته درآمدزا
 راز آشفتگی عاطفی
 تدریس زبان‌های خارجی آنلاین
 استارتاپ آنلاین درآمدزا
 حقایق بول تریر انگلیسی
 نگهداری ژرمن شپرد ورک لاین
 کسب درآمد خانگی جذاب
 بازاریابی پنهان مخرب
 آموزش جاوا اسکریپت
 افزایش تعامل شبکه‌های اجتماعی
 بازاریابی محتوایی فروشگاه آنلاین
 درآمد از عکاسی خانگی
 آموزش Jasper هوش مصنوعی
 سرپرستی سگ در تهران
 درآمد از سایت‌های کاریابی
 اصول تولید محتوا
 تغذیه سگ پیت بول
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

آخرین مطالب

  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره میکاپ
  • ❌ هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه و زنانه
  • ❌ هشدار! نکاتی که درباره آرایش دخترانه و زنانه باید به آنها دقت کرد
  • نکته های طلایی درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • نکاتی که کاش درباره آرایش دخترانه و زنانه می دانستم
  • ⛔ هشدار!  رعایت نکردن این نکات درباره آرایش دخترانه مساوی با زیان حتمی
  • توصیه های کلیدی و ضروری درباره میکاپ (آپدیت شده✅)
  • ⭐ توصیه های کلیدی  و اساسی درباره آرایش دخترانه
  • ترفندهای ارزشمند درباره آرایش دخترانه و زنانه که باید بدانید
  • هشدار : تکنیک‌هایی که درباره آرایش باید به آنها دقت کرد

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان